تبلیغات
پایگاه علمی سینوس

اسلایدر


 
برای تعجیل در فرج امام عصر (عج) یک صلوات با "وعجّل فرجهم" از ته دل بفرست

وصیت نامه شهید "محمد رضا تورجی زاده"

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 08:38 ق.ظ - پنجشنبه 23 شهریور 1391



الحمدالله رب‌العالمین، شهادت می‌دهم که معبودی جز الله نیست و برای رشد انسان‌ها پیامبرانی فرستاده که نبی اکرم محمد ابن عبدالله خاتم آنان است.او نیز برای استمرار راه صحیح این امت و عدم انحراف از مبانی عالیه اسلام حضرت علی (علیه السلام) را به عنوان ولی و وصی بعد از خود معرفی نمود.شهادت می‌دهم قیامت حق است و میزانی برای سنجش اعمال وجود دارد. بهشت و دوزخ حق است و اجر و جزایی در پی اعمال است.

امشب که قلم بر کاغذ می‌رانم، انشا الله هدفی جز رضای دوست و انجام وظیفه ندارم؛ در راه وظایفی که بر عهده‌ام گذاشته شده از ایثار جان و ... هیچ دریغی ندارم.زمانی که قدم اول را در این راه برداشتم به نیت لقای خدا و شهادت بود، امروز بعد از گذشت این مدت راغب‌تر شده‌ام که این دنیا محلی نیست که دلی هوای ماندن در آن را بنماید.خدایا شاهدی که لباس مقدس سپاه را به این عشق و نیت به تن کردم که برای من کفنی باشد آغشته به خون.خدایا همیشه نگران بودم که عاملی باشم برای ریخته شدن اشک چشم امام عزیز.اگر در این مدت بر این نعمت بزرگ شکری درخور نکردم و یا از اوامرش تمردی نمودم بر من ببخش.

خدایا معیار سنجش اعمال خلوص است. من می‌دانم اخلاصم کم است، اما اگر مخلص نیستم امیدوارم.اگر گناه و معصیت کورم کرده، بینای رحمتم. با لطف و کرم خود مرا دریاب که با لیاقت فرسنگ‌ها راه است.هم رزمانم، سخنی با شما دارم. همیشه گفته‌ام :بسیجی‌ها، سپاهی‌ها ... این لباسی که بر تن کرده‌اید خلعتی است از جانب فرزند حضرت زهرا (سلام الله علیها) پس لیاقت خود را به اثبات برسانید.

نظم در امور را سرلوحه خود قرار دهید. روز به روز بر معنویت و صفای روح خود بیفزایید، نماز شب را وظیفه خود بدانید، حافظی بر حدود الهی باشید، در اعمال خود دقت کنید که جبهه حرم خداست؛ در این حرم باید از ناپاکی‌ها به دور بود.عزیزانم، امام را همچون خورشیدی در بر بگیرید، به دورش بچرخید، از مدارش خارج نشوید که نابودیتان حتمی است.

پدر و مادرم سخن با شما بسی مشكل است میدانم این داغ با توجه به علاقه‌ای كه به من داشته‌اید بسیار سخت است. پدرم مبادا كمر خم كنید. مادرم مبادا صدای گریه‌ی شما را كسی بشنود.پدر و مادرم همان‌طور كه قبلاً مقاوم بودید در این فراز از زندگی‌تان نیز صبر كنید وبا صبرتان دشمن را به ستوه آورید، دوست دارم جنازه‌ام ملبس به لباس سپاه بوده و به دست شما در قبر گذارده شود؛ مرا از كودكی خود از محبان حسین (ع) و زهرا (س) تربیت كردید. از طعن دشمنان نهراسید.نهایت و اوج محبت فانی شدن در راه معشوق است و من فانی فی الله هستم. همه باید برویم كه انالله و اناالیه راجعون. فقط نحوه‌ی رفتن مهم است وبا چه توشه‌ای رفتن.

برادر و خواهرانم :

در زندگی خود، جز رضای حق را در نظر نگیرید، هرچه می‌کنید و هر چه می‌گویید با رضای او بسنجید؛ به خاطر یک شهید خود را میراث خوار انقلاب ندانید.اگر نتوانستم حق فرزندی و برادری را برای شما ادا کنم حلالم کنید. من همه را بخشیدم، اگر غیبت و تهمت و ... بوده بخشیدم؛ امیدوارم شما هم مرا عفو نمایید.ببخشیدم تا خدا هم مرا ببخشد.

اگر جنازه‌ای از من آوردند دوست دارم روی سنگ قبرم بنویسید :

یا زهرا (علیها السلام)

از طرف من از همه فامیل حلالیت بطلبید.خدایا سختی جان کندن را بر ما آسان فرما.در آخرین لحظات چشمان ما را به جمال یوسف زهرا (علیهاالسلام) منور فرما.خدایا کلام آخر ما را یا مهدی و یا زهرا قرار بده.خدایا در قبر مونسم باش که چراغ و فرش و مونسی به همراه ندارم.خدایا ما را از سلک شهیدان واقعی که در جوار خودت در عرش الهی در کنار مولا حسین (علیه السلام) هستند قرار بده.





برچسب ها : محمد رضا تورجی زاده , شهید , وصیت نامه شهید , وصیتنامه شهید , وصیتنامه شهید محمد رضا تورجی زاده , وصیت نامه شهید محمد رضا تورجی زاده , شهید محمد رضا تورجی زاده ,
دسته بندی : مذهبی؛شهدا ,
 

سردار شهید "حسین علی عالی"

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 08:35 ق.ظ - پنجشنبه 23 شهریور 1391

فرمانده محور عملیات لشگر41ثارالله(سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) سردار شهید «حسینعلی عالی» در محرم 1346 در روستای «جهانگیر»در شهرستان« زابل»و در خانه ای عجین با عشق حسین(ع) متولد شد. هنوز کودکی رویاها ی کودکانه را پشت سر نگذارده بود که پدر آگاهش مبارزه با طاغوت را به او آموخت. تحصیلات ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان را نیز در این سه شهرستان گذراند. در قبال پدر و مادر، متواضع و در تمامی دورانهای سخت زندگی یار و یاورشان بود. با اوجگیری انقلاب، به همراه پدر و مادر و دیگر وابستگان در مبارزات بر علیه حکومت استبدادی شاه شرکت فعال داشت.  عشق و علاقه عجیبی به امام و انقلاب داشت. برای حراست از انقلاب از ابتدای پیروزی، ارتباط تنگاتنگی با بسیج داشت و در تمام مراسم و برنامه های مذهبی حضوری فعال داشت و مشوق دیگران نیز بود. او عاشق امام بود و همه را به اطاعت از ایشان سفارش می کرد. با وجود کمی سن و جثه کوچکش به جبهه شتافت.

بعد از شهادت تعدادی از دوستان، جز به جهاد و شهادت به چیز دیگری فکر نمی کرد. دوستان و همرزمان خاطرات حماسی بسیاری از او یاد دارند و شجاعت، تقوا و اخلاص او زبانزد فامیل و همرزمان بود. اگر چه فرزند اول خانواده نبود اما خیلی زود مردانگی خود را نشان داد و مسئولیت و سرپرستی از خواهران و برادران کوچکتر را آنگاه که پدر به مأموریت می رفت به عهده می گرفت. در کنار تحصیل به ورزش کشتی می پرداخت و در هر دو زمینه موفق بود.

جنگ فرصتی بود که جوهر ایثار آشکار شود و جوانان مسلمان ایرانی سر مشق والاترین ارزشهای انسانی و اسلامی در افقهای دور دست شوند. حسین جوان اگر چه 14 بهار بیشتر از عمرش نمی گذشت اما دلش برای خدمت به انقلاب چون کبوتری در سینه می تپید. او در جستجوی حبل المتین الهی بود و بالاخره در جبهه های جنگ به آن چنگ زد. او خیلی زود رسالت و توانایی خود را شناخت و در  واحد اطلاعات عملیات به کار پرداخت. در عملیات متعدد چون «والفجر 8 »،«کربلای 1»، «کربلای 5 »و...حضور یافت. در عملیات کربلای 5 مسئول محور عملیات لشکر ۴۱ثار الله بود. مدیریت، مسئولیت پذیری، عشق به ولایت، اطاعت و فرمانبرداری، احترام و روحیه مشورت از خصوصیا ت بارز وی بود. شور و شوق فراوانی در جبهه ها داشت و با فروتنی همواره خود را خدمتگذار رزمندگان می خواند.

قدرت فرماندهی خوبی داشت و خلق و خوش او زبانزد دوست و آشنا بود. در انجام فرایض و عمل به مستحبات و قرائت قرآن و دعا کوشا بود. او از کودکی خلوتها با خدای خود داشت و اعضای خانواده و دوستانش خاطرات فراوان از مناجات های او به یاد دارند.حاصل این نیایشها و سوز و گداز رسیدن به مرتبه مکاشفات و درجات روحانی است که یاران خاص گاه از آن یاد نمی کنند. او مشاهدات خود را بر ملا نمی کرد و بر اثر تلاش و مجاهده و مراقبه نفس به درجه ای رسیده بود که آیات الهی را به عینه در همه جا مشاهده می کرد و به مصداق آیه« یسبح الله ......».با زمین و آسمان و کوه و دشت در تسبیح خدا همزمان می شد. او چون مولایش حضرت علی(ع) و رهبرش حضرت امام راحل خدا را در همه پدیده ها شاهد بود و هیاهوی تسبیح موجودات عالم را به گوش جان می شنید. مهمترین نشانه این حضور دائمی در برابر معبود مرگ آگاهی او بود. او خود بارها به زمان مرگ خویش اشاره داشته است. سرانجام این شهید عارف در عملیات «کربلای 5 »هنگامی که جان یاران را در خطر می بیند آخرین نماز خود را اقامه می کند و باخوابیدن بر روی سیم خاردار راه را برای رزمندگان می گشاید ودراین هنگام گلوله ای به پهلوی او اصابت می کند و همانگونه که دوست داشت مانند حضرت فاطمه (س)با سینه و پهلویی مجروح به دیدار معبود شتافت.


خاطره ای از زبان شهید مرتضی بشارتی (همرزم شهید عالی)

شهید مرتضی بشارتی یکی از دوستان خاص حسین بود .ازفرمانده اش حسین عالی کم حرف می زد .

شهید بشارتی تعریف می‌کرد: «با حسین برای شناسایی رفتیم. وقت نماز شد. اوّل برادر عالی نماز را با صوتی حزین و دلی شکسته خواند. بعد ایشان به نگهبانی ایستاد و من به نماز. من در قنوت از خدا خواستم یقینم را زیاد کند و نمازم را تا به آخر خواندم. پس از نماز دیدم حسین می‌خندد. به من گفت»: می‌خواهی یقینت زیاد بشه؟«

با تعجّب گفتم: «بله، اما تو از کجا فهمیدی؟»

خندید و گفت: «چه‌قدر؟»

گفتم: «زیاد»

گفت: «گوشِت رو بذار روی زمین و گوش کن»

من همان کار را کردم. شنیدم که زمین با من حرف می‌زد و من را نصیحت می‌کرد و می‌گفت: «مرتضی! نترس. عالم عبث نیست و کار شما بیهوده نیست من و تو هر دو عبد خداییم، اما در دو لباس و دو شکل. سعی کن با رفتار ناپسندت خدا را ناراضی نکنی و»

زمین مدام برایم حرف می‌زد. سپس حسین گفت: «مرتضی! یقینت زیاد شد؟»

مرتضی می‌گفت:« من فکر می‌کردم انسان می‌تواند به خدا خیلی نزدیک شود، اما نه تا این حد»

.اگر با گوش خود نمی شنیدم محال بود این کاراو را باور بکنم آن روزما چیزهای زیادی شنیدیم .از حسین چیزهای عجیب تری هم دیدیم که قابل بیان نیست....


در قسمتهایی از وصیت نامه حسینعلی عالی آمده :

خداوندا ،نه بهشت می خواهم و نه شهادت!من ولایت می خواهم .مرا به ولایت مولاعلی (ع)بمیران و آن جناب را در شب اول قبر ،به فریادمن برسان.

خدایا ما را ازدوستان حسین (ع)قرارده.تادرآخرت از کسانی باشیم که حسین را یاری نموده اند .

برسر مزرام اسم و مشخصات ننویسید .فقط بنویسیدهمگان به سوی او بازمی گردند.قبرم راهم سطح زمین درست کنید.

برروی پیشانی ام پارچه ای که نام مبارک یا فاطمه الزهراء(س)است ببندید.

خداوندا تو خوب می دانی که امام مظلومان ،که مظلومیت را ازجدش حسین به ارث برده است این رهبر غریبمان خمینی بزرگ فرموده اند که در جنگ تحمیلی فرمانده کل قوا حضرت بقیه الله (ارواحنا له الفداء)می باشند .

من نیز به سنگر آمده ام همچنان که زائران بیت الله الحرام دورخانه ات جمع گشته اند تا کعبه را که خانه توست زیارت کنند و دیگر اعمال آن را که واجب است به جا بیاورند...

خدایا من عاصی رو سیاه اگر در جبهه، خانه ات را نمی بینم که زیارت کنم امامی خواهم که خودت را با وصالت زیارت کنم و به جای غسل کردن با آب در خون شنا نمایم .

می خواهم با ریختن خونم که همان غسل است گناهانم را پاک نمایی و به جای قربانی دادن (حیوان)خودم را قربانی کنم .شاید مورد رضای تو افتد و مرا نیز ببخشایی و این حج را قبول کنی!

خداوندا می خواهم که همچو شهدا مردانه به را ه آنها قدم بردارم و تا آخرین قطره خون راه آنها را ادامه دهم .

می خواهم همچون دوستانم به سوی آن ستاره ای که نور امید به من بخشیده پر بکشم .

خدایا تمام اعضای خانواده ام را بیامرز و حق پدر و مادرم را به جلالت خود از گردنم با کرامتت عطا بفرما!

بنده سرتا سر معصیت و سوز حسینعلی عالی


محل زیارت ؛گلزارشهدای سیستان و بلوچستان




برچسب ها : حسین علی عالی , شهید , وصیت نامه شهید , وصیتنامه شهید , وصیتنامه شهید حسین علی عالی , وصیت نامه شهید حسین علی عالی , شهید حسین علی عالی ,
دسته بندی : مذهبی؛شهدا ,
 

وصیتنامه جانباز شهید"حاج سید مجتبی علمدار"

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 08:19 ق.ظ - پنجشنبه 23 شهریور 1391


  شهادت میدهم و پسندیده ام خدا را به پروردگاری و اسلام را برای دینداری و محمد ( ص ) را به پیغمبری و علی (ع) را به امامت و حسن (ع) و حسین (ع) علی (ع) و محمد (ص) و جعفر (ع) و موسی (ع) و محمد (ع) و علی (ع) و حسن (ع) و قائم آل محمد مهدی موعود (عج) را امام و پیشوایان بر حق و رهبران اسلام بعد از پیغمبر (ص) از دشمنانش بیزارم و دوستانشان را دوست دارم . اولین وصیت من به شما راجع به نماز است چیزی را که فردای قیامت به آن رسیدگی می کنند نماز است پس سعی کنید در حد توانتان نمازهایتان را سر وقت بخوانید و قبل از شروع نماز از خداوند منان توفیق حضور قلب و خضوع در نماز طلب کنید به همه شما وصیت می کنم همه شمائیکه این صفحه را می خوانید قرآن را بیشتر بخوانید بیشتر بشناسید بیشتر عشق بورزید بیشتر معرفت به قرآن داشته باشید بیشتر دردهایتان را با قرآن درمان کنید سعی کنید قرآن انیس و مونستان باشد نه زینت دکورها و طاقچه های منزلتان بهتر است قرآن را زینت قلبتان کنید.
به دوستان و برادران عزیزم وصیت می کنم کاری نکنند که صدای غربت فرزند فاطمه (س) (مقام معظم رهبری) را که همان ناله غریبانه فاطمه (س) خواهد بود به گوش برسد همان طوری که زمان امام خمینی (ره) گوش به فرمان بودید و در صحنه های انقلاب حاضر و آماده ایثار از جان و مال و زندگی جهت هر چه بارورتر شدن درخت تنومند اسلام ناب که 1400 سال پیش بدست توانای خاتم پیغمبران محمد بن عبدالله (ص) کاشته شده و با خون فاطمه زهرا (س) بین درب و دیوار و عرق خون آلود پیشانی حیدر ، جگر پاره امام حسن (ع) در میان تشت ، بدن پاره پاره و رگ بریده حلقوم ابی عبدالله (ع) و خونهای جاری شده از ابدان شهدای کربلا و کربلای ایران آبیاری شد باشند نگذارید که آن واقعه تکرار شود ! حتما می پرسید کدام واقعه ؟ همان واقعه ای که بی بی فاطمه زهرا (س) نیمه دل شب دست به دعا بردارد که اللهم عجل وفاتی همان واقعه ای که علی (ع) از تنهایی با چاه درد دل کند همان واقعه ای که امام حسن مجتبی (ع) را سنگ بزنند و آنقدر مظلوم و غریبش کنند که بعد از مرگش جنازه اش را تیرباران کنند ، همان واقعه ای که امام حسین (ع) فریاد بزند (هل من ناصر ینصرنی) فقط پیکرهای بی سر شهداء تکان بخورد همان واقعه ای که امام صادق (ع) بفرمایند : به تعداد انگشتان یک دست یار و یاور واقعی ندارم همان واقعه ای که ... و نهایتا همان واقعه ای که امام خمینی (ره) بگویند : من جام زهر نوشیده ام و ناله غریبانه (اللهم عجل وفاتی) او فاطمه (س) را به گریه آورد !!!

شیعه ها،مسلمونا ، حزب اللهی ها... نگذارید تاریخ مظلومیت شیعه تکرار شود .

بر همه واجب است مطیع محض فرمایشات مقام معظم رهبری که همان ولی فقیه می باشد ، باشند چون دشمنان اسلام کمر همت بستند و ولایت را از ما بگیرند و شما همت کنید متحد و یکدل باشید تا کمر دشمنان بشکند و ولایت باقی بماند وصیت می کنم مرا در گلزار شهدای ساری دفن کنید و تنها امید من که همان دستمال سبزی است که همیشه در مجالس و محافل مذهبی همراه من بوده و به اشک چشم دوستانم متبرک شده را بر روی صورتم بگذارند و قبل از آنکه مرا در قبر بگذارند مداحی داخل قبرم برود و مصیبت جد غریبم فاطمه زهرا (س) و جد غریبم حسین (ع) را بخواند .

به شب اول قبرم نکنم وحشت و ترس  

چون در آن لحظه حسین است که مهمان من است

و از مستمعین گرامی می خواهم که اشک چشمشان را داخل قبر من بریزند تا در ظلمت قبر نوری شود و این را باور کنید که از اعماق قلبم می گویم : (من از ظلمت قبر و فشار قبر خیلی می ترسم شما را به حق پنج تن آل عبا تا می توانید برایم دعا کنید و نماز شب اول قبر را برای من بخوانید و زمانی که زیر تابوت مرا گرفتید بسوی آرامگاه می برید تا می توانید مهدی (عج) و فاطمه (س) را صدا بزنید ...)..


محل زیارت :گلزار شهداساری(قطعه 291)





برچسب ها : حاج سید مجتبی علمدار , شهید , وصیت نامه شهید , وصیتنامه شهید , وصیتنامه شهید حاج سید مجتبی علمدار , وصیت نامه شهید حاج سید مجتبی علمدار , جانباز , جانباز شهید حاج سید مجتبی علمدار , شهید حاج سید مجتبی علمدار , شهید علمدار ,
دسته بندی : مذهبی؛شهدا ,
 

آخرین مطالب

» دانلود آهنگ "سلام عشق من،سلام دلخوشی"/امید معنوی/امام رضا (ع)/صوتی 3.8 مگابایت ( یکشنبه 24 مرداد 1395 )
» تخمین مسافت ( پنجشنبه 13 اسفند 1394 )
» تخمین مسافت طولی ( پنجشنبه 13 اسفند 1394 )
» سنگر شناسی ( چهارشنبه 12 اسفند 1394 )
» جزوه رزم انفرادی ( چهارشنبه 12 اسفند 1394 )
» آموزش نصب و بوت دوگانه سیستم‌عامل اوبونتو در کنار اندروید ( چهارشنبه 30 دی 1394 )
» دانلود و آموزش برنامه Bluestacks ( دوشنبه 7 دی 1394 )
» نصب سیستم عامل آندروید بر روی کامپیوتر ( دوشنبه 7 دی 1394 )
» دستورات ترمینال لینوکس بصورت کامل ( شنبه 5 دی 1394 )
» مرجع دستورات ترمینال لینوکس ( شنبه 5 دی 1394 )
» برترین توزیع های لینوکس در کاربری های مختلف 2014 ( شنبه 5 دی 1394 )
» کدام توزیع لینوکس را نصب کنم؟ ( شنبه 5 دی 1394 )
» دانلود کتاب عصر ظهور ( جمعه 27 آذر 1394 )
» دیدگاه آیت الله وحید در باره ولایت فقیه ( دوشنبه 23 آذر 1394 )
» تصویر و وصیتنامه شهید علی ناظری ( دوشنبه 23 آذر 1394 )
» جوانان و محبت اهل بیت (ع) ( جمعه 20 آذر 1394 )
» شعارهای حسینی 2 ( دوشنبه 3 فروردین 1394 )
» شعارهای حسینی 1 ( دوشنبه 3 فروردین 1394 )
» آیا خدا وجود دارد؟ ( سه شنبه 15 مرداد 1392 )
» دانستنی هایی از قران و نماز ( سه شنبه 15 مرداد 1392 )
» انگشت نگاری در قرآن ( شنبه 12 مرداد 1392 )
» تعدادی از معجرات علمی قرآن کریم ( جمعه 11 مرداد 1392 )
» 12 اشاره ی علمی قرآن ( جمعه 11 مرداد 1392 )
» قرآن و عسل ( جمعه 11 مرداد 1392 )
» ساختار موتور های پله ای چیست ؟ ( سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 )
» سیم پیچ تسلا چیست؟ (Tesla Coil) ( سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 )
» در سینه ات نهنگی می تپد! ( سه شنبه 22 اسفند 1391 )
» شعر "کوچه" از "فریدون مشیری" ( سه شنبه 22 اسفند 1391 )
» خرم خاتون و سلطان سلیمان عثمانی-جنگ عثمانی با صفویان ( چهارشنبه 16 اسفند 1391 )
» سلطان صلاح الدین ایوبی ( چهارشنبه 16 اسفند 1391 )