تبلیغات
پایگاه علمی سینوس

اسلایدر


 
برای تعجیل در فرج امام عصر (عج) یک صلوات با "وعجّل فرجهم" از ته دل بفرست

نیروها

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 05:21 ب.ظ - پنجشنبه 10 اسفند 1391

ما همواره با اعمالی مانند کشیدن ، هل دادن و بلند کردن یک جسم سر و کار داریم . برای عمل کشیدن یا هل دادن یک جسم نیرو وارد می شود . نیرو می تواند جسم را به حرکت در آورد یا آن را از حرکت باز دارد و همچنین جهت حرکت آن را تغییر داده یا موجب تغییر شکل جسم شود . واحد سنجش نیرو نیوتن (N) نام دارد.

نیروهای واکنش (عکس العمل)

هنگامی که شما با نیرو بر یک سطح فشار وارد می کنید ، آن سطح نیز نیرویی بر شما وارد می کند . نیرویی را که سطح بر شما وارد می کند ، نیروی واکنش و نیرویی را که شما بر سطح وارد می کنید ، نیروی کنش (عمل) می نامند .

نیروی گرانش (ثقل)

میان هر دو جسم دلخواه نیرویی وجود دارد که ناشی از جرم هر یک است و موجب می شود که آن دو جسم به طرف هم کشیده شوند . نیروی مذکور برای اجسامی با جرم های معمولی معمولاً بسیار کوچک است اما اگر یکی از اجسام مورد نظر زمین باشد ، این نیرو قابل توجه خواهد بود . ما در هر جای زمین که باشیم ، نیرویی نسبتاً قوی ما را به طرف سطح زمین می کشد . دقیقاً معادل همین نیرو را نیز ما بر زمین وارد می کنیم ( طبق قانون کنش و واکنش) اما چون زمین خیلی سنگین تر از اجسام بر روی آن است ، تاثیری بر روی آن ندارد ، هر جسم عادی این نیروی گرانشی را احساس می کند .

جرم عظیم کره زمین ما را به طرف خود می کشد و بر روی زمین نگه می دارد . نیروی گرانشی زمین حتی اجسام موجود در فضا و آن سوی ماه را تحت تاثیر قرار می دهد . البته هرچقدر فاصله میان اجسام و زمین زیاد باشد ، نیروی وارد بر اجسام کمتر خواهد بود . هر چقدر جرم دو جسم زیادتر و به هم نزدیک تر باشند ، نیروی کشش (جاذبه) میان آنها بیشتر خواهد بود .

نیرویی که از طرف زمین به یک جسم وارد می شود و آن را به طرف خود می کشد ، وزن جسم نامیده می شود. بنابراین ، می توان گفت که وزن یک نیرو است و آن را بر حسب نیوتن اندازه گیری می کنند . اگر زمینی نباشد که جسم را به طرف خود بکشد ، جسم نیز وزن نخواهد داشت . اما همچنان جرم خود را حفظ می کند .

زمین جسمی به جرم 100 گرم را با نیروی تقریبی یک نیوتن به طرف خود می کشد بنابراین وزن این جسم بر روی زمین برابر با یک نیوتن است . وزن همین جسم بر روی کره ماه کمتر است (در حدود یک ششم نیوتن) ، زیرا نیرویی که ماه بر جسم وارد می کند از نیرویی که زمین بر جسم وارد می کند کمتراست و دلیل آن هم این است که جرم ماه  جرم کره زمین است . البته توجه داشته باشید که جرم جسم بر روی کره ماه همان 100گرم است .

هنگام به کار بردن کلمه «وزن» دقت کنید «وزن» کلمه ای است که باید با دقت زیادی بکار برده شود . در زندگی روزمره غالباً از وزن به معنای جرم استفاده می شود اما در مباحث علمی ، وزن را نیروی گرانشی وارد بر یک جسم می دانند و آن را بر حسب نیوتن اندازه می گیرند .

وزن و جرم

دو جرم حتی بدون آنکه با هم تماس پیدا کنند با نیرویی که آن را نیروی گرانشی می نامند ، یکدیگر را می

کشند . نیرویی که زمین بر اجسام وارد می کند ( منظور نیروی جاذبه است) از همین نوع است . کشش زمین بریک جسم را وزن آن جسم می گویند . در حالی که جرم مقدار ماده تشکیل دهنده یک جسم است . وزن هر جسم از نقطه ای به نقطه دیگر در سطح زمین اندکی تغییر می کند . وزن هر جسم از نقطه ای به نقطه دیگر در سطح زمین اندکی تغییر می کند . وزن هر جسم در سطح کره ماه (که ناشی از نیروی جاذبه گرانشی ماه بر جسم است)  وزن آن در سطح زمین است . اما جرم اجسام در همه جا ثابت است و تنها بستگی به مقدار ماده تشکیل دهنده آن دارد .

جرم

وزن

واحد اندازه گیری کیلوگرم است.

واحد اندازه گیری نیوتن است.

مقیاسی از ماده موجود در جسم است.

کشش زمین بر جسم است .

در همه جا ثابت است.

وزن جسم از یک نقطه به نقطه دیگر اندکی تغییر می کند ، وزن در اعماق فضا صفر است.

جرم را می توان از طریق مقایسه آن با یک جرم استاندارد و ایا با اندازه گیری وزن و کاربرد این فرض که در هر نقطه جرم با وزن متناسب است اندازه گرفت

وزن را می توان از طریق اندازه گیری تغییر طول یک ترازوی فنری اندازه گرفت .

 

در اعماق فضا یعنی دور از تمام سیاره ها ، یک جسم اصلاً وزن ندارد اما جرم ان همه جا ثابت است . در جدول بالا تفاوت های جرم و وزن بیان شده است .متناسب بودن وزن با جرم را می توانیم از طریق وزن کردن تعدادی جرم معلوم به وسیله یک ترازوی فنری تحقیق کنیم .

نیروی اصطکاک

هرگاه سطح دو ماده (یا دو جسم) با هم تماس داشته باشند ، نیروی اصطکاک وجود دارد . برای احساس نیروی

اصطکاک کافی است انگشت خود را بر روی پشت دست خود حرکت دهید ، برجستگی های پوست انگشت شما بر پشت دستتان فشار وارد می کند و به این ترتیب ، نیروی اصطکاک را حس می کنید .

مفید یا مزاحم بودن اصطکاک

وقتی که نیروی اصطکاک اعمال می شود ، می تواند برای ما مفید باشد و یا موجب اذیت و یا آزارمان شود . مثلاً نیروی اصطکاک این امکان را به مام می دهد که دوچرخه را به حرکت درآوریم اما از یک طرف دیگر ، رکاب زدن را برای ما مشکل می کند .

منبع: مجموعه کتابهای آموزشی /مکانیک/ ناشر: شرکت صنایع آموزشی/چاپ۱۳۸۳/




دسته بندی : علوم ریاضی؛مكانیك , علوم ریاضی؛فیزیك ,
 

الکتریسیته

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 05:15 ب.ظ - پنجشنبه 10 اسفند 1391

واژه الکتریسیته از کلمه یونانی «الکترون» به معنی «کهربا» گرفته شده است . همانطور که از این ریشه یابی مشخص است یونانی های قدیم با آثار الکتریسیته دار کردن اجسام آشنا بوده اند. این آثار را به کمک مالش پوست یا پارچه یا تکه ای کهربا نمایش می دادند . پس از گذشت قرن ها معلوم شد که به کمک مالش مواد دیگر را نیز می توان باردار کرد .

تفاوت الکتریسیته جاری و ساکن

در الکتریسیته ساکن و الکتریسیته جاری ، الکترون ها از جایی که الکترون زیاد است به جایی که الکترون کم است یا وجود ندارد جریان می یابند ، اما تفاوت در این است که الکتریسیته شاکن ، اختلاف پتانسیل[1] و در نتیجه جریان به دلیل تخلیه الکترون ، سریعاً کاهش می یابد و به صفر می رسد . ولی در الکتریسیته جاری به علت وجود منبعی که دائماً مقدار اختلاف پتانسیل را ثابت نگه می دارد ولتاژ و جریان ثابت می ماند . مثلاً باتری ماشین 12 ولتی اختلاف پتانسیل را در مقدار 12 ولت ، ثابت نگه می دارد ، بنابراین مقدار جریان نیز ثابت می ماند . لازم به ذکر است الکتریسیته ساکن نیز می تواند مانند الکتریسیته جاری خطرناک باشد ولی در ولتاژهای بسیار بالاتر از آنچه که الکتریسیته جاری خطر آفرین است .

منشاء بار الکتریکی

یکی از نخستین پرسش هایی که به ذهن آدمی می آید ، این است که منشاء بار الکتریکی چیست ؟ این پرسش تا زمانی نسبتاً طولانی پس از آغاز مطالعه در باب الکتریسیته همچنان بی پاسخ ماند .

هر اتم از هسته ای بسیار کوچک ، با جرم نسبتاً زیاد و بار مثبت و یک یا چند الکترون بسیار سبک تر و با بار منفی تشکیل شده است . می توان چنین فرض کرد که الکترون ها ناحیه ای تقریباً کروی در اطراف هسته اشغال می کنند . همچنین می توان گاهی آنها را بصورت اجسامی تصور کرد که مانند گردش سیارات به دور خورشید هسته را دور می زنند . تشبیه به منظومه شمسی در بعضی موارد مفید به شمار می آید اما این شباهت چیزی جز یک مدل نیست .

بار مثبت هسته ، الکترون های با بار منفی را می رباید و آنها را در مدارهای پایدار نگه می دارد . الکترون هایی که خیلی به هسته نزدیک اند ، بسیار مقیدند (یعنی نمی توان آنها را به آسانی از هسته جدا کرد) اما الکترون هایی را که مدارهای دورتر قرار دارند راحت تر می توان از جای خود خارج کرد. در برخی مواد مانند شیشه می توان الکترون های نزدیک به سطح را از طریق مالش مکانیکی ، به ابریشم منتقل کرد . همینطور الکترون های اتم های پوست جانوران یا پشم گرایش ورود به کهربا یا ابونیت دارند . به این ترتیب ابونیت بر اثر مالش با پوست جانوران به علت این انتقال بار ، بار منفی اضافی پیدا می کند ، در حالی که میله شیشه ای بر اثر مالش با ابریشم الکترون از دست می دهد و بار مثبت پیدا می کند .

در شرایط معمولی چند الکترون از میله شیشه ای به پارچه ابریشمی منتقل می شود ؟ پاسخ به این پرسش به عوامل متعددی مانند تعداد دفعات مالش ، فشار تماسی و دما بستگی دارد ، ولی در حدود  یعنی یک میلیارد الکترون در این انتقال سهیم اند . ممکن است این رقم ، بسیار زیاد به نظر آید ، اما اگر بخاطر بیاوریم که تعداد کل اتم ها حتی در میله ای نسبتاً کوچک به جرم حدوداً g100 در حدود  است ، می بینیم که این رقم بسیار کوچک است . بنابراین تنها کسر بسیار کوچکی از اتم خت در حدود ) با کمبود الکترون مواجه می شوند .

رسانا و نارسانا

می دانیم که برخی مواد مانند مس ،آلومینیوم و فلزات دیگر رسانای الکتریسیته اند ، در حالی که از گروهی دیگر مانند شیشه ، لاستیک و بیشتر پلاستیک ها به عنوان رساناهای الکتریکی بسیاراستفاده می شود .

چیزی که این نوع مواد از نظر  مشخصه الکتریکی از هم متمایز می کند ، این نکته است که در رساناها خارجی ترین الکترون ها که انها را الکترون های والانس (ظرفیت) می نامند می توانند نسبتاً آزادانه در سراسر ماده حرکت کنند اگرچه نمی توانند به آسانی از آن خارج شوند . برعکس در نارساناها حتی الکترون های والانس هم به هسته های خود مقیدند . توصیف دقیق الکترون ها در جامدات موضوعی دشوار است که مستلزم دانستن نظریه کوانتومی فیزیک و روش های پیشرفته ریاضی است . با همه این ها تعمیم گسترده ای که در بالا ارائه کردیم ، تقریبی قابل قبول از حالات واقعی است .

یک تجربه نسبتاً دقیق (اثر هال) نشان می دهد که در فلزات فقط بار منفی آزادانه حرکت می کند ، بار مثبت در شیشه یا در هر دی الکتریک دیگری بدون حرکت است . حامل های واقعی بار در فلزها ، الکترون های آزادند . هنگامی که اتم های منزوی برای تشکیل جسم جامد فلزی با هم ترکیب می شوند الکترون های لایه خارجی اتم ، مقید به اتم های منفردباقی نمی مانند بلکه آزادانه در سرتاسر حجم جامد حرکت می کنند . در بعضی رساناها مانند الکترولیت ه (محلول های رسانا) بارهای مثبت و منفی هر دو می توانندحرکت کنند .

نارسانای مطلق در طبیعت وجود ندارد برای مثال مس ، الکتریسیته را  مرتبه بهتر از کوارتز[2] هدایت می کند . تعداد زیادی ار مواد نیز وجود دارند که نه رسانای خوبی هستند و نه نارسانای خوبی . این دسته مواد را نیمه رسانا می نامند .

در رساناهای فلزی ، الکترون های آزاد که به آنها الکترون های رسانش می گوییم می توانند در فلز جابه جا شوند . در صورتی که در میاعات و گازها الکترون های آزاد و یون های مثبت و منفی می توانند جابه جا شوند . در رساناهای فلزی فقط الکترون های رسانش از پتانسیل بیشتر به طرف پتانسیل کمتر جریان می یابند .

بار الکتریکی

الکتریسیته یا برق در حقیقت حرکت بار الکتریکی یا الکترون ها در اجسام هادی است . مادامی که در یک جسم هادی الکترون جریان یابند ، گفته می شود که جسم مزبور دارای الکتریسیته است . هرچه تعداد الکترونی که در واحد زمان از یک سیم هادی عبور می کند بیشتر باشد جریان الکتریسیته آن بیشتر است. کولن[3] هر  الکترون را به نام خود یک کولن نامید و از این واحد برای اندازه گیری مقدار الکتریسیته استفاده کرد . هرگاه یک کولن الکتریسیته در مدت یک ثانیه از یک رسانا بگذرد ، در آن شدت جریان یک آمپر به وجود می آید .

میدان الکتریکی

همانطور که زمین دارای میدان گرانشی است و اثر این میدان بصورت نیروی گرانشی (نیروی زمین) وارد بر جرم های موجود در اطراف زمین مشاهده می شود ، در اطراف یک جسم باردار بر بارهای موجود در آن میدان ظاهر می شود . مثلاً در اطراف جسم A که دارای بار الکتریکی است یک میدان الکتریکی وجود دارد و اگر جس دارای بار B در این میدان قرار گیرد بر آن نیروی الکتریکی وارد می شود .

به عبارت دیگر میدان الکتریکی به فضای اطراف یک جسم باردار گفته می شود که در این فضا می تواند بر بارهای موافق نیروی دافعه و بر بارهای مخالف نیروی جاذبه وارد کند . بدیهی است هرچه از این جسم باردار فاصله بگیریم شدت میدان ضعیف تر خواهد شد .

بنا به تعریف جهت میدان الکتریکی در هر نقطه هم جهت با نیرویی است که میدان در آن نقطه به جسم دارای بار مثبت وارد می کند . به این ترتیب نیرویی که به جسم دارای بار منفی وارد می شود ، در خلاف جهت میدانی ایت که این نیرو را ایجاد می کند .

میدان الکتریکی را می توان با خط های فرضی نشان داد .این خط ها را «خط های میدان» و یا «خط های نیرو» می نامیم . خط های نیرو از بار مثبت خارج و به بار منفی وارد می شوند . تراکم این خط ها معرف قوی یا ضعیف بودن میدان الکتریکی است .


. در مورد مفهوم اختلاف پتانسیل (یا همان ولتاژ) در ادامه متن توضیح داده می شود .[1]

. کوارتز – نام یک سنگ طبیعی است که به روش مصنوعی نیز قابل ساخت است . این سنگ در اکثر ساعت های امروزی بکار می رود .[2]

. نام یک فیزیکدان[3]

منبع: مجموعه کتابهای آموزشی /الکتریسیته/ ناشر: شرکت صنایع آموزشی/چاپ۱۳۸۳/




دسته بندی : علوم ریاضی؛فیزیك , علوم ریاضی؛برق ,
 

صوت و ارتعاش

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 05:13 ب.ظ - پنجشنبه 10 اسفند 1391

پدیده های موجی در جهان فراوان هستند . گذشته از صوت و نور ، زمین لرزه ، آشفتگی های ایجاد شده بر آب دریا و اقیانوس ، پرتوهای گاما ، ایکس ، رادیویی و تلوزیونی نیز موج هستند .

انواع موج

بطور کلی دو نوع موج در طبیعت یافت می شود ، امواج مکانیکی و امواج الکترومغناطیسی . امواج مکانیکی امواجی هستند که فقط در محیط های مادی [1] منتشر می شوند . محیط انتشار این نوع امواج می تواند یک بعدی مانند طناب ، دو بعدی مانند سطح آب و سه بعدی مانند فضات باشد . صوت ، زلزله و امواج سطح آب نمونه هایی از امواج مکانیکی هستند . امواج الکترومغناطیسی امواجی هستند که علاوه بر عبور از محیط های مادی از خلأ نیز عبور می کنند . سرعت این امواج نسبت به امواج مکانیکی بسیار زیاد و در خلأ 300000 کیلومتر بر ثانیه است و امواج الکترومغناطیسی طیف گسترده ای را تشکیل می دهند و شامل پرتوهای گاما ، ایکس ، فرابنفش ، نرو مرئی ، مادون قرمز و امواج رادیویی است . این امواج از دو میدان نوسانی الکتریکی و مغناطیسی عمود بر هم تشکیل شده اند .

عبور صوت از جامدات ، مایعات و گازها

امواج صوتی به خوبی از هوا می گذرند . ولی این امواج بر خلاف امواج نوری از مواد جامد و مایع بهتر می گذرند . در زمان های قدیم سرخپوستان آمریکای شمالی می دانستند که جامدات صدا را سریع تر از هوا عبور می دهند . (سرعت صوت در جامدات بیشتر از گازها است) آنها روی زمین دراز می کشیدند و یک گوششان را روی زمین می گذاشتند و از آمدن دشمنانشان با خبر می شدند . زیرا صدای سم اسب ها را از ره زمین از راه هوا می شنیدند . غواصان صدای زیر آب را خوب می شوندند . آنان زیر آب صدای موتور قایق را زودتر از کسی که بیرون از آب و در همان فاصله است می شوندند . علت این است که سرعت صوت در مایعات بیشتر از گازهاست . ارتعاش های صوتی از مواد می گذرند ولی از فضای خالی ماده عبور نمی کنند . در سطح ماه هوا وجود ندارد. در آنجا می توانید حرف بزنید ولی اگر کسی روبروی شما باشد صدایتان را نمی شوند . حتی اگر یک فضاپیما متلاشی شود شما نمی توانید صدای آن را بشنوید ، علیت این است که امواج صوتی برای ارتعاش احتیاج به محیط مادی دارند و در فضای خالی از مولکول ها مثل کره ماه یا فضای بین کرات منتشر نمی شود . در ضمن لازم به ذکر است هر چه محیطی غلیظ تر باشد (تراکم مولکول ها در آن بیشتر باشد) سرعت صوت در آن بیشتر است به همین دلیل سرعت صوت در جامدات بیشتر از مایعات و در مایعات بیشتر از گازها است . اگر بخواهیم پیام هایی را به شخصی که در فضا است مخابره کنیم باید ارتعاش های صوتی را به علامت های الکتریکی یا رادیویی تبدیل کنیم .

منبع: مجموعه کتابهای آموزشی /صوت(علوم ابتدایی)/ ناشر: شرکت صنایع آموزشی/چاپ۱۳۸۵/




دسته بندی : علوم ریاضی؛فیزیك , علوم ریاضی؛مكانیك ,
 

انسان در اندیشه سفر میان‌ستاره‌ای با لیزر و ضد ماده!

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 05:16 ب.ظ - دوشنبه 4 دی 1391


در حالی که که سفرهای میان‌ستاره‌ای به عنوان یک رؤیای جذاب توسط محققان در حال بررسی است، یک ماموریت موسوم به ملاقات‌های میان ستاره‌ای و ماموریت بازگشت با قابلیت انجام در بازه‌های زمانی مورد نظر دانشمندان، هنوز از توجه زیادی برخوردار نشده است.

به گزارش سرویس فناوری خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، سایت فاکس‌نیوز در تحلیل خود به معرفی چالش‌های پیش‌ رو برای این مقصود و ارائه طرحهایی برای ساده‌تر کردن دستیابی به ماموریت‌های میان‌ستاره‌ای در طول عمر انسان پرداخته است.

ماموریت‌های میان‌ستاره‌ای احتمالا شامل یک مرحله بالا رفتن ابتدایی و در پی آن یک مرحله سرازیری به سیستم ستاره‌ای مقصد خواهد بود.

گام بعدی شامل مرحله کاهش سرعت و قرار ملاقات گذاشتن خواهد بود که با یک دوره جمع‌آوری داده علمی همراه می‌شود.

در پایان یک مرحله بالا رفتن دوم با هدف بازگرداندن فضاپیما به منظومه شمسی و در پی آن سرازیری و کاهش سرعت در زمان ورود به منظومه شمسی است.

این ماموریت می‌تواند ارائه‌دهنده یک مقدمه برای یک ماموریت میان‌ستاره‌ای سرنشین‌دار آینده باشد که در اصل فضانوردان را به سلامت به زمین بازمی‌گرداند.

ماموریت‌های میان‌ستاره‌ای برای مقاصدی مانند تحقیقات در مورد رابط میان‌ستاره‌ای، مطالعات یک ستاره هدف، مطالعات علوم سیاه‌ای از جمله قمرها و سیارک‌های بزرگ و مطالعات زیست‌اخترشناسی تمام سیارات قابل سکونت احتمالی مطرح شده‌اند.

این طرحها اگرچه جالب است اما چالشهای اساسی زیادی به دلیل فاصله زیاد در آنها وجود دارد. فضاپیمای وویجر 1 که در سال 1977 به فضا پرتاب شد، دورترین وسیله ساخت دست بشر در فضا بوده که با سرعت بیش از 16 میلیون کیلومتر بر ثانیه حرکت می‌کند. حتی با این سرعت نیز دستیابی به نزدیکترین ستاره به منظومه شمسی بیش از 70 هزار سال بطول خواهد انجامید.

اخیرا ناسا شروع به ساخت پروژه کاوشگر خورشیدی « Solar Probe plus» کرده که به بررسی خورشید خواهد پرداخت.این کاوشگر از طریق مجموعه‌ای از هفت کمک گرانشی با سیاره ناهید با سرعت خارق‌العاده 201 کیلومتر در ساعت دست خواهد یافت که هفت برابر سرعت وویجر است.

اگرچه این یک دستاورد بزرگ محسوب شده اما در حال حاضر هیچ فناوری رانشی وجود ندارد که از قابلیت پرواز به یک سیستم ستاره‌ای دیگر در بازه زمانی مطابق با طول عمر انسان برخوردار باشد.

با نگاهی به برخی معادلات پروازهای فضایی می‌توان دریافت که برای دستیابی به سرعتهای لازم جهت سفر میان‌ستاره‌ای به سرعت‌هایی در مرتبه سرعت نور و همچنین نسبت‌های جرم بزرگ و میزان جریان توده بزرگ نیاز خواهد بود.

از آنجایی که ضد ماده از بالاترین چگالی انرژی ممکن در پی نابودی همتای ماده خود برخوردار است، برای ماموریتهای میان‌ستاره‌ای ایده‌آل محسوب می‌شود. علاوه بر آن، واکنش بصورت همزمان اتفاق افتاده و از این رو نیازی به هیچ سیستم راکتور پیچیده یا راننده‌های عظیم برای آغاز واکنش نیست.

یکی از ایده‌های ممکن برای سوخت‌گیری درجا که در طرح ارائه‌شده توسط فاکس‌نیوز آمده، یک اثر کوانتومی موسوم به تولید جفت شوینگر است.

در تمام انرژیهای بررسی‌شده تاکنون، جهان دقیقا به عنوان مجموعه‌ای از حوزه‌های کوانتومی تعریف شده است. هر حالت از خلا مانند یک نوسان‌ساز ساده هارمونیکی رفتار کرده و یکی از ویژگی‌های مکانیکی این نوسان‌سازها این است که حالت پایه آنها به نمایش نوسانات در پی اصل عدم قطعیت هایزنبرگ می‌پردازد.

در نتیجه خلاء آنگونه که فیزیک کلاسیک به آموزش انسان پرداخته، عاری از ماده یا انرژی نبوده بلکه در عوض مملو از عرصه غنی فعالیت کوانتومی است. مدت نه چندان زیادی از کشف دیراک در مورد وجود پوزیترونها بر اساس یک تعریف نسبیتی از الکترون، جولیان شوینگر، برنده نوبل فیزیک درزیافت که یک میدان الکتریکی با قدرت کافی می‌تواند جفتهای الکترون پوزیترون را از خود خلأ فضا ایجاد کند.

برای یک شدت لیزر بزرگتر از برخی از میزانهای اساسی، تولید جفت با یک تجزیه قطبش خلأ انجام می‌شود. در حالیکه برای دستیابی به آن نیاز زیادی به یک میدان الکتریکی قوی است، پیشرفت‌های تجربی اخیر امیدها را برای دستیابی به شدتهای میدانی برای این شدت میدانی بسیار مهم افزایش داده است.

در مفهوم VARIES، فضاپیمای شبیه به خودروهای جنگ ستارگان با استفاده از منبع سوخت آنبرد خود به سوی سیستم ستاره‌ای مورد نظر سرعت خواهند گرفت. در سیستم مقصد، این فضاپیما یک مدار ثایت نزدیک به ستاره را فرض کرده و در پی آن صفحات خورشیدی عریض چند صد کیلومتر مربع باز شده و به جذب انرژی از ستاره خواهد پرداخت. نوراین ستاره به انرژی لیزر تبدیل شده و سپس برای ساخت ضد ماده از خلأ فضا با مکانیزم تولید جفت شوینگر مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

هنگامی که میزان کافی از ضدماده تولید و ذخیره شد، VARIES از سوخت کافی برای آغاز سفر بازگشت برخوردار خواهد بود.

منبع: aviation-article.blogfa.com





دسته بندی : علوم ریاضی؛فیزیك , علوم ریاضی؛نجوم ,
 

10 مورد عجیب سیارات

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 01:53 ب.ظ - یکشنبه 26 آذر 1391

عطارد، زهره، زمین، مریخ، مشتری، زحل، اورانوس و نپتون هشت سیاره منظومه شمسی هستند که هر یک در مدارهای جداگانه ای به دور خورشید می گردند. هر کدام از این سیارات شگفتی های منحصر به فردی دارند که در این مطلب به 10 مورد از آن ها اشاره خواهیم کرد.


شماره 10 – جو وحشتناک زهره

سیاره شناسان با مشکلات زیادی برای شناسایی شرایط موجود در سطح سیاره زهره مواجه هستند، چرا که جو اینزهره سیاره همیشه با لایه ای بسیار ضخیم از ابر اسید سولفوریک پوشیده شده است. دمای سطح این سیاره در برخی مواقع به ??? درجه سانتیگراد هم می رسد. به نظر می رسد دمای بالای سیاره زهره به خاطر اثر پدیده گازهای گلخانه ای باشد. این پدیده باعث شده است تا زهره داغ ترین سیاره منظومه شمسی لقب بگیرد.





شماره 9 - نوسانات درجه حرارت عطارد

عطارد

عطارد نزدیکترین سیاره به خورشید است به همین دلیل دمای سطح سوزان آن می تواند تا حدود 450 درجه سانتی گراد در روز افزایش پیدا کند. اما از آنجا که جو این سیاره به اندازه کافی قدرت نگه داشتن حرارت را ندارد، در هنگام شب دمای این سیاره تا حدود منفی 170 درجه سانتی گراد کاهش پیدا می کند. این اختلاف دما در میان شب و روز یک سیاره در بین سیارات منظومه شمسی بسیار شگفت انگیز است.

 






شماره 8 – بادهای سیاره نپتون

در سیاره نپتون تندبادهایی وجود دارد که با سرعت 1500 مایل در ساعت حرکت می کنند. علت شکل گیری این بادها که سریعترین بادهای منظومه شمسی به حساب می آیند هنوز راز سر به مهری است که درباره آن، نظری قطعی وجود ندارد. این بادها در حالی بر روی نپتون وجود دارند که این سیاره دورترین سیاره نسبت به خورشید محسوب است.


شماره 7 – محور دوران عجیب اورانوس

اورانوس

برخلاف سایر سیارات، محور دوران اورانوس به حدی انحراف دارد که تقریبا به صفحه مداری اش چسبیده است. این انحراف زاویه در بیشتر سیارات متجاوز از 30 درجه نیست. برای مثال زاویه انحراف محور دوران زمین با صفحه مداری اش 5/23 درجه می باشد. اما در مورد اورانوس این زاویه انحراف معادل 98 درجه است. بسیاری از ستاره شناسان بر این باورند که برخورد جرمی تقریبا در ابعاد زمین با اورانوس، در اوایل دوران تشکیل این سیاره، منجر به ایجاد چنین انحراف شدیدی شده است.





مریخ

شماره 6 - پستی و بلندی های مریخ

سیاره سرخ رنگ مریخ دارای بلندترین کوه ها و عمیق ترین دره ها در میان سایر سیارات منظومه شمسی است. کوه آتشفشانی عظیم الجثه المپیوس به ارتفاع 27 کیلومتر که ارتفاعی سه برابر قله اورست دارد در این سیاره قرار دارد و این در حالیست که دره ایی عمیق و طویل در نزدیکی استوای مریخ کشیده شده است. نام این دره «مارینر» است و چهار هزار کیلومتر عرض دارد. بعضی از مناطق این دره آنچنان عمیق است که اگر فرض کنیم کوه اورست را درون دره جای داده ایم، شاید نوک قله به لبه های دره نرسد.



شماره 5 – حلقه های زحل

زحل

سیاره زحل به خاطر حلقه هایی که در اطراف خود دارد بسیار معروف است. بعضی از این حلقه ها به قدری باریک و محو هستند که از زمین دیده نمی شوند تا جایی که یکی از آن ها به تازگی در سال 2009 کشف شده است.

 





طوفان مریخ


شماره 4 – گردبادهای مریخ

طوفان های عظیم گرد و غبار در مریخ بزرگترین نوع ازاین گونه طوفان ها در منظومه شمسی هستند که می توانند تا یک ماه ادامه داشته باشند. یک نظریه درباره چگونگی گسترش این طوفان ها در مریخ بیان می کند که هنگامی که باد، گرد و غبار را به سمت بالای جو می برد، گرد و غبار نور خورشید را جذب می کند و هوای اطراف را گرم می کند. هنگامی که گرمای هوا بیشتر می شود, بادهای بیشتری رخ می دهد و گرد و غبارهای بیشتری را بالا می برد. در نتیجه طوفان قوی تر می شود.


شماره 3 – شش ضلعی زحل

زحل

بر روی سیاره زحل، شکلی مانند شش ضلعی توسط دوربین فضاپیمای کاسینی ناسا با وضوح مناسب عکسبرداری شد که بسیار جالب توجه است. دانشمندان گمان می بردند این ساختار 6 ضلعی مسیر فوران های گازی یا تندبادهای اتمسفری است اما این که چه عاملی می تواند گاز یا جریان هوا را در چنین ساختار سخت و زاویه داری هدایت کند به شکل سوالی بی پاسخ باقی مانده است. این ساختار 6 ضلعی از زمانی که فضاپیمای وویجر در دهه 1980 آن را کشف کرد به صورت علامت سوالی بزرگ در ذهن دانشمندان باقی مانده است.





مشتری

شماره 2 - لکه بزرگ مشتری

بدون شک فوق العاده ترین ویژگی سیاره مشتری، لکه سرخ بزرگ آن است. طوفان غول پیکری که به نظر می رسد از 300 سال پیش وجود داشته است. این طوفان در راستای کمربندها و منطقه‌های مشتری جریان دارد. از زمان کشف این لکه تا کنون، بارها دیده شده است که قطر آن تا سه برابر قطر زمین افزایش یافته است.




شماره 1 - سیاره زمین

زمین

آیا شما در میان سایر سیارات منظومه شمسی سیاره ای به شگفت انگیزی

زمین می شناسید که دارای شرایط مناسب برای شکل گیری حیات باشد؟










منبع: www.mmaghale.blogfa.com



دسته بندی : علوم ریاضی؛فیزیك , علوم ریاضی؛نجوم ,
 

پایان دنیا در سال 2012 ؟

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 09:24 ق.ظ - یکشنبه 26 آذر 1391


پایان جهان در سال 2012. حتماً تاکنون مطالب گوناگونی در این رابطه شنیده اید. اما آیا ممکن است؟ مقاله ای که در ادامه خواهید خواند کامل ترین و آخرین مقاله ارائه شده در رابطه با سال 2012 از طرف سازمان فضایی آمریکا (ناسا) می باشد. نویسنده اصلی این مقاله "ای.سی.کروپ " مدیر رصدخانه گریفیث در لوس آنجلس و کمک-سردبیر مجله اخترشناسی "آسمان و تلسکوپ" می باشد. او در این مقاله به شرح بسیاری از ناگفته ها و جزئیات پیرامون سال 2012 می پردازد به طوریکه تاکنون در هیچ کجا به آنها اشاره ای نشده است.

پس از مطالعه این مقاله خواهید دانست که اصلاً از چه زمانی زمزمه های مربوط به پایان جهان آغاز شد، تقویم مایا دقیقاً چگونه و بر چه اساسی عمل کرده و براستی چه چیزی را نشان می دهد، چه کسانی 2012 را بر سر زبان ها آوردند، چه عواملی می تواند باعث نابودی زمین گردد و براستی آیا پایان جهان ممکن است یا خیر...

 

سال 2012

سال 2012 به مانند هنرپیشه برجسته ای می ماند که به رفتاری ناشایست و غیراخلاقی متهم گردیده است. شایعات وحشتناک و بی اساس به شدت در حال گسترش می باشند. در حال حاضر بیش از ده ها کتاب در رابطه با پایان جهان در 2012 انتشار یافته که بسیاری از آنها به خطرات آسمانی و نجومی اشاره دارند. در 13 نووامبر سال 2009 فیلم ناامید کننده ای با عنوان "2012" و با بودجه 200 میلیون دلاری بر روی پرده های سینما به نمایش در آمد که  بر همه این شایعات دامن زد. درهم شکستن قاره ها، گدازه های آتشفشانی، شهرهای سوزان و تسونامی عظیمی که کل جهان را دربر می گیرد بخشی از صحنه هایی است که در این فیلم به عنوان فاجعه 2012 عنوان گردیده است. بدتر از همه اینکه فیلم با شعار تبلیغاتی و نادرست " حقیقت را بیابید" انتشار یافت. علاوه بر این 2 فیلم سینمایی پرهزینه دیگر نیز در رابطه با سال 2012 در حال ساخت می باشد.

نقشه ای از محل زندگی اقوام مایا

 

اما چرا سال 2012؟ هر کس که در فضای اینترنت و یا رادیوهای شبانه گشتی زده باشد به خوبی جواب این سوال را می داند. اقوام باستانی مایا که در نواحی مکزیک و گواتمالا امروزی زندگی می کردند تقویمی داشتند که در رابطه با چرخش زمان و پایان جهان پیشگویی هایی کرده بود. بر اساس این تقویم در زمان پایان دنیا، منظومه شمسی در یک هم محوری غیرجبری با قلب کهکشان راه شیری قرار می گیرد و زمین مانند یک پین بولینگ در مسیر برخورد به سیاره سرگردانی در کهکشان قرار خواهد گرفت.  بر اساس این تقویم این اتفاقات در سال 2012 به وقوع خواهد پیوست.

 

هیچ یک از این حرف ها درست نیست. اما با این حال در بین برخی افراد این ترس تا حدی وجود دارد که شاید براستی ستاره شناسی نوین و اسرار مایا دست در دست هم داده اند و پایان جهان نزدیک است. اگر دوستان شما بدانند که شما یک اخترشناس هستید بدون شک یکی از سوالات آنها از شما در رابطه با سال 2012 خواهد بود.

 

اما اینها واقعیت هایی هستند که شما باید بدانید :

تولد یک اندیشه

ما پیش از این نیز حوادث مشابه ای در رابطه با ترس از پایان دنیا داشته ایم اگرچه هیچ یک کاملاً مشابه با این نبودند. در آخرین بار جهان درگیر حوادث ناشی از چرخش مرموز تقویم در اول ژانویه سال 2000 و آغاز هزاره دوم بود. برخی خطاهای نرم افزاری ناشی از تغییرات تقویم در کامپیوترها را فراموش کنید. در آن زمان حتی برخی ناشران و نویسندگان صادق و باتجربه اقدام به چاپ کتاب هایی ترسناک / و یا امیدبخش در رابطه با لحضه ای نمودند (لحضه تحویل سال 2000) که پیشگویی شده بود یک موج کیهانی بسیار وسیع باعث تغییر همه چیز در جهان (به سمت خوب یا بد) خواهد شد.

 نویسنده ای به نام چارلز برلیتز در سال 1981 کتابی منتشر کرد که بر اساس یک پیشبینی از نوستراداموس، معماگوی فرانسوی قرن شانزدهم، سال 1999 را همرا با فاجعه ای عظیم عنوان کرده بود. او نام این کتاب را "پایان جهان در 1999" گذاشت. برلیتز (که از آخرین آثار او می توان از آتلانتیس و مثلث برمودا نام برد ) در این کتاب در رابطه با وقوع اتفاقاتی از قبیل سیل، قحطی، آلودگی هوا و تغییر قطب های مغناطیسی زمین در 1999 هشدار داده بود. او همچنین به هم ترازی سیاره ای در تاریخ 5 می 2000 تاکیید کرده بود و اخطار داده بود این امر می تواند باعث جاری شدن شعله های خورشیدی، زمین لرزه های شدید، تغییرات زمین و انفجارات آتشفشانی گردد.

تغییر قطب های مغناطیسی زمین / یکی از فرضیات پایان دنیا

در دهه 1990 و با نزدیک شده به هزاره دوم، جنبش  وسیعی با عنوان "تغییرات زمین" برجسته گشت که در آن انواع گوناگونی از دیدگاه های پایان دنیایی به چشم می خورد. دیدگاه هایی از قبیل زمین لرزه ها، طاعون و امراض گوناگون، تغییرات محور قطبی، لغزش قاره ها به درون اقیانوس ها، برخاستن آتلانتیس و بسیار نظریات دیگر. در انگلستان، تلخیص خورشیدی پیش بینی "هزاره ای شگفت انگیز به همراه شادی، صلح و رفاه " را کرده بود.

وقتی که 1 ژانویه 2000 فرا رسید و(درست مانند سال 1900) در واقع هیچ حادثه و اتفاق خاصی به وقوع نپیوست، توجه همگان به تاریخ چندین ماه بعد یعنی "5/5/2000"معطوف گشت. درواقع بیشتر کسانی که به قدرت همترازی سیاره ای باور دارند شکست صحبت ها و جریانات مشابه را در سال های گذشته فراموش کرده و نادیده گرفته اند.

"اثر مشتری" (کتابی که در سال 1974 توسط جان گریبین و استیفن پلاجمن منتشر گشت) تحولات ناگهانی و طوفانی عظیم را  برای 10 مارس 1982 پیش بینی کرده بود که در آن زمان در تیتر اصلی بسیاری رسانه ها منتشر گشت، اما این جریان نیز هرگز محقق نگشت.

ریچارد لندز، مورخ دانشگاه بوستون و مدیر مرکز تحقیقاتی هزاره در این رابطه می گوید: در طول تاریخ و با گذشت زمان، جنبش های "پایان دنیا" بخش بسیار عظیمی از معتقدان و هواداران خود را از دست داده اند، اما با این حال مردم مشتاق به پایان جهان غیر قابل انکار می باشند، و البته این بار متفاوت با همیشه.

 

به موضوع اصلی برگردیم

تقویم مایا دقیقاً چه چیزی را نشان می دهد؟ در 21 دسامبر 2012،  تقویم تصویری را معادل با رشته ای از صفرها نمایش می دهد. در واقع می توانید آنرا مانند کیلومترشمار اتوموبیل خود تصور نمایید که پس از یک چرخش کامل، تمام اعداد به صفر برمی گردند.

از لحاظ تئوری این چیزی شبیه به نزدیک شدن به یک هزاره می باشد. با این حال در سیستم محاسباتی تقویم مایا، این موضوع به معنی پایان یافتن یک دوره 1000 ساله نیست. بلکه این پایان باکتون شماره 13 (Baktun 13) است. تقویم مایا بر پایه چندین سیکل زمانی پیاده سازی شده بود و باکتون یکی از آنها بود. یک باکتون معادل با 144000 روز است. کمی بیشتر از 394 سال.

 

با برسی و تحلیل متون تاریخی و کتیبه های باستانی، دانشمندان موفق به شناسایی و رمزگشایی سیستم عملکرد تقویم مایا گشته  و به این موضوع پی برده اند که ارتبط دقیقی بین تاریخ گذاری های انجام شده در تقویم مایا و تقویم های امروزی مورد استفاده ما وجود دارد. درست همانطور که در تقویم ما شمارش سالها  از یک واقعه تاریخی-فرهنگی قابل توجه آغاز شده (سال تولد احتمالی عیسی مسیح در تقویم میلادی)، شمارش تقویم مایاها نیز از یک رویداد بامعنی کیهانی ومذهبی در آیین آنها آغاز گشته است :  " تاریخ خلقت دنیای نوین امروزی". و عددی که نمایشگر زمان فعلی بر اساس تقویم مایا است در واقع یک تاریخ با شمارندگان طولانی است که از این لحضه اسطوره ای نخستین، شمارش گشته است. اکثر کارشناسان بر این باورند که نقطه شروع تقویم مایا مربوط به 11 آگوست 3114 پیش از میلاد مسیح می باشد.

 

تصویری از تقویم مایا (برای دیدن تصویر در اندازه بزرگ اینجا کلیک نمایید)

 

اکثرفواصل تقویم مایا از مجموع تکرارهای عدد 20 بدست می آید. در تقویم مایا، یک بازه زمانی 7200 روزه، (360x20=7200  ) با عنوان کاتون (katun) شناخته می شود. همچنین پس از گذشت 20 کاتون یک باکتون (baktun) کامل می شود  (20 x 7200 = 144000روز). برخی از کتیبه های باستانی گذشت 13 باکتون را یک نقطه عطف و مرحله مهمی از آغاز مجدد زندگی می دانند ( این در واقع روز 21 دسامبر 2012 وهمان نقطه صفر شدن مجدد تقویم است ) در حالی که دیگر نوشته ها دلالت بر ادامه حرکت عادی تقویم می کنند. به عنوان مثال پس از گذشت 20 باکتون یک پیکتون (pictun) کامل می شود.

اگر بخواهیم نگاهی منصفانه به ماجرا بیاندازیم، تا همین اواخر، در واقع هیچکس توجه چندانی به پایان باکتون سیزدهم نداشت. در 1975 فرانک واترز، یک نویسنده داستان های عاشقانه و سوداگرانه، در کتابش به نام " جذبه و شهرت معنوی مکزیک" بخش کوچکی را به این موضوع اختصاص داد. او پایان دوره زمانی باکتون سیزدهم را به عنوان "سیکل بزرگ مایا" معرفی نمود و با کمی اغراق آن را یک دوره 5200 ساله خواند. او 5 چرخه زمانی اینچنینی را معادل با 5 دوره افسانه ای جهان دانست که هر دوره با نابودی جهان به پایان می رسد و در تولدی دوباره، دوره ای جدید آغاز می گردد. البته هیچ تضمین و مدرکی دال بر اینکه سنن و عقاید مایا در پشت این نظریه باشد وجود ندارد.

واترز همچنین در مورد برخی محاسبات زمانی اشتباه بزرگی کرده بود. او چنین اظهار داشت: " پایان سیکل بزرگ در 24 دسامبر سال 2011 خواهد بود. زمانی که جهان با زمین لرزه های فاجعه بار نابود خواهد گشت..."

پیش بینی روز دقیق پایان جهان به کنار، بر اساس محاسبات واترز، پایان جهان سال گذشته بوده است، و یا به بیانی دیگر، دنیا پیش از این برای ما به پایان رسیده است!

 

Mayan Factor

کتاب دیگری در سال 1975 همچنین به موضوع تقویم مایا پرداخت. "دنیس" و "ترنس مک کنا" در کتابی با عنوان "چشم انداز نامرئی : ذهن، توهم، انسان اعظم" به این موضوع پرداختند. این کتاب حداقل تاریخ پایان باکتون سیزدهم را به درستی (21 دسامبر 2012) نوشته بود. این کتاب همچنین اشاره می کند که این روز یک نقطه انقلاب زمستانی خواهد بود، زمانی که خورشید در صورت فلکی کماندار، تنها در حدود 3 درجه از مرکز کهکشانی، و تصادفاً، مطابق با 2 درجه از دایرة البروج خواهد بود.

در ادامه کتاب آمده است: "از آنجا که نقطه انقلاب زمستانی در حال جابجایی بوده، به نقطه ای در دایره البروج نزدیک و نزدیک تر خواهد شد به گونه ای که مرکز کهکشان را تحت الشعاع قرار خواهد داد."

در واقعیت چنین پدیده ای غیرممکن بوده و هرگز اتفاق نخواهد افتاد، این یک نظریه بی اهمیت است. نویسندگان کتاب کلیه ترکیبات و جایگشت ها را با "نظریه تجدید" به گونه ای با یکدگیر ارتباط داده و لحضه 2012 را  "فرصت بلقوه دگرگونی"  نامیده اند.

 

اما علاقه و توجهات گسترده تر به 2012 در واقع در آغاز سال 1987 بود. "فاکتورهای مایا : مسیری فراتر از تکنولوژی" عنوان نوشته ای بود از آثار خوزه آرگوییلز(هنرمند، شاعر و مورخ نظریات الهام گرایانه ). او در کتابش دوره باکتون سیزدهم را با پرتویی نامحسوس از مرکز کهکشان راه شیری ارتباط داد. براساس نوشته های آرگوییلز، مایا می دانست ما چه زمانی وارد این پرتوی کهکشانی نامحسوس می شویم و چه زمانی آنرا ترک خواهیم نمود. بنابراین مجموعه سیزده باکتون نمایانگر چرخه عبور ما از این پرتو بود، به گونه ای که پایان باکتون سیزدهم نشانه ای از عبور کامل ما از این پرتو کهکشانی نامحسوس خواهد بود. پرتویی که آرگوییلز در مورد آن ادعا داشت، در واقع مانند "رشته های نامرئی کهکشانی " بودند که همه عناصر زندگی، انسان ها، سیاره زمین، خورشید و مرکز کهکشان را به یکدیگر پیوند داده اند.  البته نه سنت مایا، و نه اخترشناسی مدرن، هیچیک این باور و وجود چنین پرتوی کهکشانی را تایید نمی کنند. در واقع این نظریه ریشه در باورها و فلسفه های شخصی آرگوییلز دارد که بر " اصل رزونانس هارمونیک " تاکیید داشت. او همچنین به این نتیجه رسیده بود که سیارات "ژیروسکوپ های هارمونیک در حال چرخشی هستند" که  نقشی در هماهنگی این پرتو کهکشانی دارند و این امر در پیشبرد توسعه DNAو مباحث مرتبط با آن تاثیری حیاتی دارد. از این رو بر اساس نظریات او ، سال 2012 ، گونه مثبتی از پایان دنیا خواهد بود.

 

(همترازی کهکشانی یکی از تئوری های پایان دنیایی)

 

اگر این ماجرا کمی آشنا به نظر می رسد، حق با شماست. در 1987 آرگوییلز و هوادارانش با هیاهو و نمایشی جهانی، پیش بینی کردند که بر اساس نوشته های مایا، در تاریخ 16-17 آگوست همان سال یک "همگرایی هارمونیک کهکشانی" نیز روی خواهد داد. این رویداد تبدیل به پدیده ای جهانی شد در حالی که هزاران نفر در نقاط مشخص شده ای از زمین گرده هم آمده تا تشکیل یک "باطری مشترک بیو-الکترومغناطیسی یکپارچه و هماهنگ " دهند. متاسفانه، این روز بدون هیچ واقعه خاصی و تنها با مقالات رنگارنگ روزنامه ها و طنز دونزبری (دونزبری شخصیتی بود که توضیح می دهد همترازی می تواند باعث ایجاد "توده وحدت الهی  " و یا شاید "نابودی هسته ای" گردد ) به پایان رسید.

 

پیش بینی های کهکشانی

به سال 1995 می رویم.  دراین سال  "جان میجر جنکینز" مقالات و ایده هایی که تا بدین روز در رابطه با 2012 ارائه شده بود را گردآوردی و در مجموعه ای به نام "Maya Cosmogenesis 2012" ارائه داد. بنا به گفته جنکینز، نقطه انقلاب زمستانی و محور تقارن کهکشان در روز 21 دسامبر 2012 دقیقاً در یک راستا قرار خواهند گرفت. از این رو او چنین استدلال می کند که این عامل مایا را برانگیخت تا تقویم را به گونه ای تعبیه نماید که در این تاریخ به پایان برسد. جنکینز نتیجه گیری می کند که این روز "یک تحول عظیم و فرصت فوق العاده ای برای رشد معنوی، و گذر جهان به عصری جدید است."

در واقع، علم اخترشناسی نمی تواند به چنین "هم ترازی کهکشانی" حتی در محدوده یکسال اشاره دقیقی داشته باشد، چه برسد به پیشبینی آن در یک روز خاص.  همترازی بستگی دارد به تعریف مدرن 'نسبتاً قراردادی'از خط استوای کهکشانی و/یا سیمای ظاهریه کهکشان راه شیری. در حالی که هیچ تعریف دقیقی از لبه های کهکشان راه شیری وجود ندارد. / آنها بسیار مبهم بوده و وابسته به وضوح دید شما می باشند./ (اگرچه جنکینز ادعا می کند که او شخصاً لبه های راه شیری را با مشاهده آنها ازارتفاع 11هزار پایی، بسیار بالاتر از هر نقطه زندگی مایا، تعیین نموده است. ) بنابراین تعیین موقعیت دقیق خط محور کهکشانی آن هم به شیوه بصری کاری کاملاً بیهوده و بی معنیست.

جنکینز اعتراف کرد که خورشید انقلاب-زمستانی در واقع می تواند در هر زمانی بین سال های 1980 تا 2016 از مرکز راه شیری عبور کند. در جای دیگری او این منطقه عبور را به یک دوره 900ساله بسط داد و همچنین پذیرفت همترازی 21 دسامبر 2012 غیردقیق، و پیش بینی چنین پدیده ای خودسرانه و تقریبی بوده است. نجوم واقعی بین تاریخ پایان باکتون سیزدهم و یک همترازی کهکشانی هیچ تطابقی را تایید نمی کند.

اینکه خورشید انقلاب-زمستانی به واقع هرگز باعث رویداد "گرفتگی" نسبت به مرکز واقعی کهکشان نمی شود را می توان نوعی اطلاعات ضمنی دانست. علاوه بر این، خورشید انقلاب-زمستانی در 200 سال آینده، حتی از آن نزدیکی ها هم عبور نخواهد کرد. براستی خود اقوام مایا درباره پایان زمان چه تصوری داشتند؟ هیچ مدرکی دال بر اینکه آنها تقویم و پایان عمر جهان را به شکل تعالی معنوی و یا به شکل فاجعه ای ناگهانی در 21 دسامبر 2012 دیده باشند، وجود ندارد. باید بدانید که برخی از متون بسیار قدیمی مایا به وقایع و تاریخ هایی اشاره دارد که بسیار جلوتر از باکتون شماره 13 بوده و حتی به پیکتون بعدی و فراتر از آن نیز رفته است. برای مثال در کتیبه ای که در قرن هفتم میلادی به دستور "پاکال" پادشاه پالنکه نوشته شد، پیش بینی شده در 15 اکتبر سال 4772 مجلس جشنی به مناسبت سالگرد سلطنت او برگزار خواهد گردید.

در واقع درمیان همه متون بسیار قدیمی و کتیبه های تاریخی کشف و ترجمه شده از مایا، تنها یک نوشته وجود دارد که اشاره به تاریخ کلیدی 21 دسامبر 2012 می کند : " لوحه تاریخی شماره 6 در تورتوگوئرو" ( یک بنای مایا که در ایالت تاباسکو مکزیک شناسایی شد). نوشته های لوح آسیب دیده است اما آنچه که باقی مانده اشاره ای به پایان زمان ندارد.

 

(تصویری از لوحه تاریخی شماره 6 در تورتوگوئرو / برای دیدن تصویر در اندازه بزرگ اینجا کلیک کنید)

 

راز توطئه ناسا

برخی طرفداران فاجعه 2012 می گویند آنچه که در واقع باعث انهدام و نابودی جهان می گردد یک همترازی سیاره ای می باشد  (قرار گرفتن همه سیارات در یک مسیر) . هیچ همترازیه سیاره ای در نقطه انقلاب زمستانی سال 2012 وجود نخواهد داشت. با این وجود طرفداران پایان دنیا این همترازی تخیلی را به پیش بینی های نجومی یا ادعاهای بی اساسی در رابطه با واژگونی میدان مغناطیسی زمین و طوفان های خورشیدی بی سابقه مرتبط می سازند. بسیاری از پست ها و اظهارنظرهای اینترنتی و شنوندگان رادیویی نیز چنین موضوعات و مقالاتی را شرح داده و مطرح می نمایند.

 

صحنه ای از فیلم 2012 ساخت کمپانی کلومبیا پیکچرز

به طور خاص، موضوعات مختلفی از تفکر غیرمنطقی پیرامون شبح اینترنتی به نام "سیاره مخفی نیبیرو" ساخته شده است. تفکراتی که سیاره "نیبیرو" را مانند توپ بولینگ و زمین را به مانند پین بولینگ تشبیه نموده است. اما در واقع چنین سیاره ای اصلاً وجود ندارد. اگرچه اغلب با "اریس" (سیاره کوتوله ای که بدون خطر و امن و در فاصله ای دورتر از پلوتو به دور خورشید در حال گردش است )  یکسان فرض می شود. با اینحال، برخی اصرار می ورزند که توطئه ای از طرف ناسا در جریان است و سیاره نیبیرو در حال نزدیک شدن به زمین است، به طوری که همین الان نیز در روز روشن از نیمکره جنوبی دیده می شود. همچنین قرار بود که تا اواخر ماه می، در نیمکره شمالی نیز قابل رویت باشد، اما مانند یک تاریخ کور و بی ثبات، هوادارانش را در انتظار گذاشته است.

عده دیگری بر روی وب، درباره همترازی فرضی خورشید انقلاب-زمستانی و مرکز کهکشان راه شیری گیج شده اند، به گونه ای که اظهار داشته اند هم اکنون خورشید در حال سقوط به سمت مرکز کهکشان بوده و زمین را نیز به دنبال خود می کشد. و نتیجه پیش بینی شده آنها از این اتفاق ؟ محور قطبی کره زمین تغییر خواهد کرد.

بیشتر ادعاهایی که در رابطه با سال 2012 شده است متکی بر افکار واهی و پوچ، حماقت و ماجراجویی، عدم آشنایی کافی با نجوم و تفکر پارانوئید است.

پس گذشته از همه اینها، شاید عاقبت مایا مراقب ما باشد. زمان به سرعت در حال گذر است و این همان پایان جهان است آنگونه که همه می شناسیم!

 

(هرگونه استفاده از این مطلب بدون ذکر نام "سایت نجوم ایران" و لینک به این مقاله، غیرقانونی و از لحاظ شرعی و اخلاقی نادرست است.)

 

منبع : سایت نجوم ایران

ترجمه شیوا خسروی از سایت رسمی ناسا




دسته بندی : علوم ریاضی؛فیزیك , علوم ریاضی؛نجوم ,
 

همه چیز درباره ستاره قطبی

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 09:22 ق.ظ - یکشنبه 26 آذر 1391

ستاره قطبی اکنون جایی حدود 1 درجه با قطب شمال سماوی یعنی نقطه ای که آسمان شمال در اطراف آن در حال چرخش است، فاصله دارد. اما ستاره قطبی همیشه آن جا قرار نداشته است.

محور چرخش زمین در جای خود لنگ می زند و جهت گیری های مختلفی پیدا می کند. این محور به طور معمول به سوی هیچ نقطه خاصی واقع نمی شود، اما در طول چند قرن گذشته رو به سوی ستاره قطبی بوده است. در واقع، این حرکت خاص محور زمین باعث شده تا ستاره قطبی به قطب شمال سماوی نزدیک تر شود و این جریان تا سال 2102 ادامه خواهد داشت و زمین به ندرت در چنین وضعیت مطلوبی نسبت به ستاره قطبی قرار گرفته است.

امتداد دو ستاره دب اکبر به ستاره قطبی می رسد

بسیاری از افرادی که ستاره شناس نیستند، به اشتباه فکر می کنند که ستاره قطبی درخشان ترین ستاره در آسمان است. در هر حال ستاره قطبی قدری در حدود 2 دارد که باعث می شود حتی در مناطقی که دارای آلودگی نوری نیز هستند. قابل رویت باشد.

بیشترین استفاده از این ستاره، یافتن جهت شمال است. ستاره قطبی عرض جغرافیایی محل رصد را نیز نشان می دهد اگر ستاره قطبی 30درجه بالاتر از افق قرار داشته باشد، شما در عرض جغرافیایی 30 درجه شمالی هستید اگر 60 درجه بالای افق باشد، شما در 60 درجه شمالی هستید و اگر ستاره قطبی درست در بالای سر شما باشد، شما در قطب شمال زمین قرار خواهید داشت.



ستاره ای تپنده

ویژگی های ستاره قطبی به همین چند مورد ذکر شده محدود نمی شود. ستاره قطبی متعلق به گروهی از ستارگان است که داستان شان در سپتامبر 1784 هنگامی که ستاره شناس انگلیسی، ادوارد پیگات، متوجه نوسان نور ستاره زرد به نام اتا عقاب شد، آغاز گردید. یک ماه بعد، دوست وی به نام جان گودریک همین تغییرات را در یک ستاره زرد دیگر به نام دلتا قیفاووس و ستارگانی به نام قیفاووس مشاهده نمود. قیفاووس ها غول های زرد متعلق به گروه طیفی F یا G هستند که مانند قلب یک انسان می تپند قیفاووس ها ستارگان بسیار درخشانی هستند که ستاره شناسان آنها را در کهکشان های ما مشاهده می کنند.

این غول های تپنده بسیار قابل توجه هستند. اما در سال 1907 یک ستاره شناس از هاروارد به نام هنرینا لیویت حیرت آورترین ویژگی این اجرام را کشف نمود. هر ضربانی که دارای زمان طولانی تری باشد، نور بیشتری نیز به درون فضای می فرستد. بنابراین قیفاووس ها مقیاس های خوبی برای اندازه گیری فاصله تا کهکشان های دیگر هستند.

اتاعقاب که به عنوان اولین قیفاووس کشف شده است، دارای دوره ضربانی معادل 7 روز و 4 ساعت و 14 دقیقه و 34 ثانیه می باشد.

شما به راحتی می توانید با اندازه گیری دوره ضربان یک قیفاووس به میزان درخشندگی آن پی ببرید. اگر این روشنایی به دست آمده را با مقدار روشنایی ظاهری قیفاووس مقایسه کنید، به کشف ارزشمندی دست خواهید یافت: فاصله آن ستاره تا زمین.

در دهه 1920، ادوین هابل از قیفاووس های موجود در اجرامی که سحابی های مارپیچی خوانده می شدند، استفاده کرد تا نشان دهد که این اشیا در واقع کهکشان هایی هستند که فراسوی کهکشان ما قرار گرفته اند. قیفاووس ها همچنین به کشف انبساط جهان کمک کردند. امروزه ستاره شناسان به منظور اندازه گیری آهنگ انبساط جهان با استفاده از تلسکوپ هابل، به رصد قیفاووس ها می پردازند.

ستاره قطبی نیز یک قیفاووس است. این ستاره در حقیقت نورانی ترین ونزدیک ترین عضو این گروه از ستارگان می باشد. اما بر خلاف بسیاری از ستارگان از این دست، نور ستاره قطبی به ندرت دارای ضربان است، بنابراین ستاره شناسان تا دهه 1910 نمی دانستند که ستاره قطبی یک قیفاووس است.

تصویری از حرکت ستارگان

ضربان اغلب قیفاووس ها به دقت یک ساعت سوییسی است. اتاعقاب که به عنوان اولین قیفاووس کشف شده است، دارای دوره ضربانی معادل 7 روز و 4 ساعت و 14 دقیقه و 34 ثانیه می باشد.

اما ستاره قطبی این گونه نیست. هر ساله 3 یا 4 ثانیه به دوره 97/3 روزه آن اضافه می شود. به علاوه در سال 1983 یک ستاره شناس مکزیکی به نام آرماندوآرلانو فرو گزارش داد که چشمک زدن ضعیف این ستاره که قبلا رخ می داد، محوتر شده است. در طول دهه های1900 مقدار نور آن از قدر 10/0 تا 15/0 تغییر می کرد. مقدار این نوسانات در دهه 1980 به 05/0 رسید.

افزایش و کاهش نور ستاره قطبی همچنان سیر نزولی داشت و گروهی به سرپرستی یک ستاره شناس کانادایی به نام دان فرنای پیش بینی نمودند که در سال 1994 ستاره ای ثابت خواهد شد.

پیش بینی به حقیقت نپیوست. نه تنها ستاره قطبی به ضربان ادامه داد، بلکه بر شدت این ضربان ها هم اضافه شد و بعد از نوسان ناچیز با قدر 02/0 در اوایل 1990 نور این ستاره اکنون از مقدار  قدر 03/0 تا 05/0 در نوسان است.

 

نویسنده: کن کراسول

برگردان: آزاده استکی

به نقل از: ماهنامه آسمان شب

منبع: www.mmaghale.blogfa.com





دسته بندی : علوم ریاضی؛نجوم , علوم ریاضی؛فیزیك ,
 

تصویری از مرگ یک ستاره... !

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 09:20 ق.ظ - یکشنبه 26 آذر 1391

ستاره شناسان موفق شدند با استفاده از تلسکوپ غول پیکر VLT رصدخانه شیلی در آسمان نیمكره جنوبی، طی رصدهای مداوم در منطقه ی ابر ماژلانی بزرگ، برای نخستین بار تصویری سه بعدی را از اتفاقات پس از انفجار ابرنواختری عظیم با نام SN1987A ثبت کنند.

نمای هنرمندانه سه بعدی از انفجار ابرنواختر sn1987a

ستارگان نیز مانند تمام موجودات زنده تولد، زندگی و مرگ را تجربه می کنند. خورشید این تنها ستاره ی منظومه ی ما در دسته ی ستارگان متوسط کوچک به شمار می رود که همین امر سبب می شود هنگام مرگ، به غول سرخی تبدیل شود و ازاین طریق به ملاقات مرگ برود.

ستارگان بی شماری در کیهان وجود دارند که ده ها، صدها و بلکه هزاران بار بزرگتر از خورشید هستند. این ستاره های عظیم مرگی کاملا متفاوت از هم نوعان کوچک خود را تجربه می کنند و با انفجاری بزرگ مواد خود را فروریزش می کنند وطی این عمل از بین می روند، به مرگ اینگونه ستارگان به اصطلاح "انفجار ابر نواختری" می گوییم.

سالهای سال اخترشناسان آرزوی مشاهده ی مرگ یک ستاره را در آسمان داشتند که پس از مدتی طولانی (حدود 383 سال) طی رصدهای پی در پی خود در سال 1987 به رویای دیرینه ی خود دست یافتند و ابرنواختر SN1987A را در جایی در دل ابر بزرگ ماژلانی کشف کردند.

طی این مشاهدات مشخص شد نخستین مواد خارج شده از ستاره در لحظه ی انفجار سرعتی سرسام آور در حدود 100 میلیون کیلومتر بر ساعت داشته اند. سرعتی 100 هزار بار سریعتر از سرعت پیشرفته ترین جتهای دست ساخته ی بشر.

با کشف این انفجار ابرنواختری، دانشمندان بسیاری مشغول رصد های علمی و کاوش های دقیقتر روی آن شدند و نتیجه این کنکاش ها مدتی پیش به ثمر نشست و محققان توانستند نخستین تصویر سه بعدی از لحظه ی مرگ یک ستاره را به نمایش بگذارند.

ابر نواختر SN1987A در فاصله ی 168 هزار سال نوری از زمین قرار گرفته که پس از انفجار موجی عظیم را در فضا پراکنده کرده است.

تصاویر سه بعدی که با استفاده از مدل سازی های رایانه ای به دست آمده نشان می دهد این انفجار، در برخی جهت ها نسبت به سایر جهت ها قوی تر و سریعتر بوده که این عدم تقارن ظاهری عجیب برای این ابر نواختر به وجود آورده است و منجر به امتداد یافتن و کشیدگی بیشتر بخش هایی از آن به سوی فضای خارج شده است.

طی این مشاهدات مشخص شد نخستین مواد خارج شده از ستاره در لحظه ی انفجار سرعتی سرسام آور در حدود 100 میلیون کیلومتر بر ساعت داشته اند. سرعتی 100 هزار بار سریعتر از سرعت پیشرفته ترین جتهای دست ساخته ی بشر.

اما با وجود چنین سرعت بالایی نیز بیش از 10 سال برای تشکیل حلقه های گرد و غبار در اطراف آن زمان سپری شده است. همچنین این تصاویر سه بعدی موج دومی درخشان و کوچکتر از مواد را نشان می دهد که با سرعتی حدود 10 برابر آهسته تر به دنبال موج نخست که با سرعت بالایی درحال دور شدن از مرکز انفجار بود، در حرکت است و حرارت آن به واسطه ی عناصر پر قدرت رادیواکتیو حاصل از انفجار، همچنان درحال افزایش است.

 

به نقل از: nojumnews.com

منبع: www.mmaghale.blogfa.com





دسته بندی : علوم ریاضی؛نجوم , علوم ریاضی؛فیزیك ,
 

چرا ستارگان هیچ گاه به هم نمی خورند؟

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 09:16 ق.ظ - یکشنبه 26 آذر 1391

خوشه ی کروی

خورشید ما در قسمت معمولی کهکشان راه شیری قرار گرفته است. نزدیک ترین ستاره به ما پروکسیما قنطورس در 2/4 سال نوری از ما قرار دارد. میانگین فاصله ی ستاره ها در این محدوده کهکشان 5 سال نوری است. ولی در خوشه های کروی که تراکم ستارگان زیاد است، چی؟ تلسکوپ هابل به دانشمندان امکان می دهد تا تراکم ستاره ها را در مرکز کهکشان به طور صحیح تعیین کنند. M15، محدوده ای از راه شیری است که در آنجا تراکم ستارگان 75 میلیون برابر تراکم ستارگان ناحیه ی اطراف خورشید است. در محدوده M15 فاصله ی بین ستارگان 013/0 (سیزده هزارم) سال نوری یا 860 واحد نجومی بین ستارگان است



در اعماق مرکز کهکشان راه شیری(یک واحد نجومی برابر میانگین فاصله ی زمین و خورشید است). بسیاری از کهکشان ها مانند M31 در آندرومدا، M33 در صورت فلکی مثلث و کهکشان راه شیری، در مرکز خود دارای تراکم بسیار زیاد ستارگان هستند. میانگین فاصله ی ستارگان در این محدوده ها 13/0 سال نوری است. یکی از اقمار کهکشانی آندرومدا به نام M32 در مرکز خود دارای تراکم بسیار زیاد ستارگان است طوری که تراکم ستارگان در این محدوده 08/0 سال نوری یا 500 واحد نجومی است.

حتی در چنین ناحیه هایی که تراکم ستارگان زیاد است برخورد بین ستارگان به ندرت اتفاق می افتد. در مرکز خوشه های کروی ستارگان پُرجرمی وجود دارند که از برخورد دو ستاره ی کم جرم به وجود آمده اند.



درون یک خوشه ی کروی از دید تلسکوپ هابل

در هر 10000 خوشه ی کروی یک ستاره ی پُرجرم دیده می شود که نشان می دهد برخورد بین ستارگان حتی در جاهایی که تراکم آنها زیاد است به ندرت اتفاق می افتد.

 

 

 

 




ستارگان تنها هستند :

ستارگان تنها هستند

مطالعات اخترشناسان دانشگاه جورجیا بر خلاف تصورات پیشین نشان می دهند بیشتر ستاره های جهان، مانند ستاره زمین تنها هستند و هیچ ستاره همنشینی در کنار آنها حضور ندارد. به گزارش خبرگزاری مهر، اخترشناسان با توجه به نتایج مطالعات جدیدی اعلام کردند تعداد ستاره های تنها در جهان هستی بسیار بیشتر از تعدادی است که در گذشته اعلام شده بود، ستاره هایی مشابه خورشید زمین که هیچ ستاره ای همنشین آنها نیست.

اخترشناسان دانشگاه جورجیا بر اساس این فرضیه معتقدند حضور چنین ستاره های تنهایی در جهان می تواند احتمال وجود سامانه های خورشیدی که حیات در آنها جاری باشد و یا زمینه آغاز حیات در آنها وجود داشته باشد را افزایش دهد. مطالعات پیشین نشان داده است بیشتر سامانه های کیهانی که ستاره ای به اندازه خورشید زمین دارند بر خلاف سامانه خورشیدی زمین از دو یا چند ستاره دیگر نیز برخوردارند که در مدار یکدیگر حرکت می کنند.

اخترشناسان با مطالعه بر روی 454 ستاره شبه خورشیدی دریافتند 56 درصد از این ستاره ها مانند خورشید ستاره هایی تنها هستند و تنها 44 درصد از آنها از ستاره های همنشین برخوردارند.

با این همه اخترشناسان با مطالعه بر روی 454 ستاره شبه خورشیدی دریافتند 56 درصد از این ستاره ها مانند خورشید ستاره هایی تنها هستند و تنها 44 درصد از آنها از ستاره های همنشین برخوردارند.

این یافته ها با نتایج مطالعاتی که در سال 1991 تکمیل شده و نشان می داد بیشتر سامانه های خورشیدی سیستمهای چندگانه ستاره ای هستند، در تضاد است که یکی از دلایل این تضاد می تواند کوچکتر بودن نمونه مورد مطالعه در سال 1991 باشد. بر اساس گزارش نیوساینتیست، ستاره های تنها می توانند سامانه سیاره ای پایداری به وجود آورند، شرایطی که حیات در آن مجال حضور پیدا خواهد کرد. به گفته اخترشناسان سیاره ها در سامانه های ستاره ای چندگانه نیز امکان شکل گیری خواهند داشت اما شدت نیروی گرانش این ستاره ها می تواند سیاره ها را به سوی ستاره های میزبانشان پرتاب کند .

منبع: www.mmaghale.blogfa.com





دسته بندی : علوم ریاضی؛نجوم , علوم ریاضی؛فیزیك ,
 

ماجرای کانال های مریخی...!

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 09:12 ق.ظ - یکشنبه 26 آذر 1391

سیاره مریخ

مریخ چهارمین و آخرین سیاره سنگی است که به دورخورشید می چرخد. یونانی ها این سیاره را آرس و رومیان آن را مارس یا مریخ نام نهادند. هر دو اسم بیانگر خدای جنگ آنان است. این سیاره نزد کسانی که به آسمان می نگریستند مظهر جنگ و خون بود.

 این سیاره بعد از ماه همسایه بعدی زمین است که گاهی به ما نزدیک می شود و به حدود 56 میلیون کیلومتری ما می رسد و گاهی در آن سوی خورشید به فاصله 397 میلیون کیلومتری از ما قرار می گیرد. از جهاتی هم شبیه زمین است و یک شبانه روز آن حدود 5/24 ساعت طول می کشد. محور گردش آن نسبت به خط عمود حدود 24 درجه است. هر یک سال آن معادل 2 سال (687 روز) زمینی است و قطر آن حدود 6800 کیلومتر است. به علت دوری از خورشید حداقل دمای آن به 100 درجه زیر صفر و حداکثر آن به 27 درجه سانتیگراد می رسد.

مریخ دارای کوه آتشفشانی عظیم الجثه ای است که المپیوس نام دارد. این کوه بزرگترین کوه آتشفشانی در منظومه شمسی است. وسعت المپیوس در حدود 600 کیلومتر،ارتفاع آن 24 کیلومتر است.

تعدادی از نظریه پردازان از روی علایم موجود بر روی سیاره مریخ نماهایی از دریاهای تیره ای که بر خلاف اقلیم سرخ رنگ آن است نشان دادند. در سال 1860 میلادی یک کشیش ایتالیایی به نام پیترو آنجلو سچی تصاویری از مریخ به صورت رنگی طراحی کرد. او اطمینان داشت که می تواند خطوط غیر طبیعی را ببیند. او برای توصیف آنها از لغت ایتالیایی کانال برای عوارض سطح مریخ استفاده کرد.

سیاره مریخ

 سال 1877 میلادی برای ناظران مریخ دارای اهمیت بسیاری بود. در این سال مریخ و زمین نزدیکترین فاصله ممکن را داشتند. این فرصت ایده آلی برای مشاهده نزدیک با تلسکوپهای جدیدتر را فراهم می کرد. جیووانی شیپارلی که مدیر یک رصدخانه در شهر میلان ایتالیا بود به تهیه نقشه های مریخ علاقه داشت. او به خصوصیات مشاهده شده بر روی مریخ اسامی افسانه ای می گذاشت. شیپارلی در سال 1877 میلادی کانالهایی را بر روی مریخ مشاهده کرد و نام رودخانه های مشهور نیل و فرات را بر روی آنها گذاشت. در سال 1879 میلادی مریخ و زمین دوباره به یکدیگر نزدیک شدند. در این زمان شیپارلی ادعا کرد کانالهایی را مشاهده کرده است که به صورت دو خط موازی اند. ظهور این پدیده غیر طبیعی اعتقاد آنهایی را که فکر می کردند کانالها مصنوعی و ساختگی اند قویتر کرد. بعد از گذشت چند سال تعدادی از ستاره شناسان ادعا کردند که کانالها را دیده اند. لذا تعداد نقشه ها چند برابر شد. با این حال بیشتر ستاره شناسان کانالها را ندیده بودند و بسیاری از آنها درباره نظریه هایی که کانالها را توضیح می دادند تردید داشتند. بعضی از دانشمندان تصور می کردند که مریخ یک سیاره مرده است و ساکنان آن آخرین بقایا از یک نسل رو به زوال اند و منابع آبی جمع آوری شده را به سختی ذخیره و اداره می کنند. طبق این نظریه مریخیها این کانالها را ساخته بودند تا آبهای ناشی از ذوب فصلی پوششهای قطبی را به سمت شهرهای آباد خود که در دل کویر قرار داشت هدایت کنند و شهرها از طریق کانالها به یکدیگر متصل می شدند. کسانی که در مورد این نظریه تردید داشتند دلایل مختلفی برای رد آن عنوان می کردند. ولی ایده وجود کانال در مریخ توجه عموم را به خود جلب کرده بود و توسط مجلات و روزنامه های عمومی مورد حمایت قرار می گرفت.

لاول اعتقاد داشت که این کانالها توسط یک تمدن پیشرفته ساخته شده است. امروزه اکثر نظریات علمی ایده لاول را رد می کنند.  طبق کاوشهایی که بر سطح این سیاره انجام شده است دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که در سطح مریخ هیچ گونه حیاتی  آنطور که ما می شناسیم وجود ندارد .

یکی از طرفداران سر سخت نظریه کانالها پرسیوال لاول نام داشت. لاول در سال 1880 میلادی دریافت که شیپارلی بینایی خود را از دست داده است. از آن پس او نقش یک نظریه پرداز پیشرو را در زمینه کانالهای مریخ به عهده گرفت. لاول و دوستانش هزینه ساختن رصدخانه ای را تقبل کردند و آن را به مطالعه مریخ اختصاص دادند. رصدخانه لاول در فلاگ استاف ایالت آریزونا به بهترین تلسکوپ انعکاسی 61 سانتیمتری مجهز شد.

در اواخر قرن نوزدهم میلادی تعداد کانالهای لاول چهار برابر کانالهایی بود که توسط شیپارلی ترسیم شده بود. او این کانالها را به صورت یک شبکه به کل سیاره مریخ گسترش داد. لاول اعتقاد داشت که این کانالها توسط یک تمدن پیشرفته ساخته شده است. امروزه اکثر نظریات علمی ایده لاول را رد می کنند. طبق کاوشهایی که بر سطح این سیاره انجام شده است دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که در سطح مریخ هیچ گونه حیاتی  آنطور که ما می شناسیم وجود ندارد .

در سال 1666 میلادی جیووانی دومنیکو کاسینی ستاره شناس ایتالیایی و متصدی رصدخانه لویی چهاردهم در پاریس نواحی سفید رنگی را در قطبهای مریخ کشف کرد. بعد ها مشاهدات ویلیام هرشل این کشف را تایید کرد و مشخص شد که نواحی سفید رنگ در واقع پوششهای قطبی مریخ اند. این پوششها درست همانند پوششهای یخی زمین رشد می کنند و طی یک سال مریخی به تدریج تحلیل می روند. هرشل تصور می کرد که ساکنان مریخ در شرایطی نظیر شرایط حاکم بر زمین با چهار فصل و روزهایی تقریبا" برابر با روزهای زمین زندگی می کنند.

نمایی از سطح مریخ توسط فضاپیمای فونیکس

طیف سنج مادون قرمز مارینر 9 مشخص کرد که دمای سیاره مریخ در استوا حداکثر 17 درجه سانتیگراد و در نواحی قطبی حداقل 120 درجه سانتیگراد زیر صفر است. هنگامی که سیاره در نقطه اوج مداری خود قرار دارد در نیمکره جنوبی زمستان است که سردتر از زمستان نیمکره شمالی است. پوشش یخی زمستانی در جنوب می تواند تا عرض جغرافیایی 55 درجه جنوبی امتداد یابد. هنگامی که سیاره به خورشید نزدیک می شود نواحی شمالی زمستان گرمتری دارند. در این صورت پوشش یخی زمستانی فقط می تواند تا عرض جغرافیایی 65 درجه شمالی برسد.

در تابستان زمانی که با افزایش دما دی اکسید کربن منجمد(یخ خشک) به بخار تبدیل می شود پوششهای یخی نیز ذوب می شوند. دانشمندان معتقدند که یخهای قطب جنوب از دی اکسید کربن تشکیل شده اند. این یخها بر خلاف دی اکسید کربن برفکی که پایداری کمی دارد دیر ذوب می شوند. قطر پوشش قطب جنوب در اوج گرمای تابستان نیمکره جنوبی به 300 کیلومتر می رسد. قطر پوشش قطب شمال خیلی بیشتر است و هرگز کمتر از هزار کیلومتر نمی شود. دماهای اندازه گیری شده در قطب شمال نشان می دهد که پوشش یخی تابستانی باید از آب یخ زده تشکیل شده باشد. زیرا در این زمان دما از نقطه انجماد یخ خشک بالاتر است. به علاوه تجمع بخار آب بر روی پوشش یخی نیمکره شمالی به هنگام تابستان نشان می دهد که در این منطقه آب یخ زده وجود دارد.

در سال 1877 میلادی هنگامی که شیپارلی به دقت در حال ترسیم کانالها بر روی نقشه هایش بود یک ستاره شناس آمریکایی به نام آسف هال نیز در حال مشاهده مریخ بود. او از نوعی تلسکوپ انعکاسی جدید 66 سانتیمتری واقع در رصدخانه نیروی دریایی ایالات متحده در شهر واشنگتن استفاده می کرد.ستاره شناسان سالها به دنبال قمرهای مریخ بودند.

آسف هال در ابتدای اوت 1877 میلادی مشاهدات طاقت فرسایی را برای یافتن اقمار مریخ آغاز کرد. در آن زمان نزدیکی مریخ به زمین مشکلاتی را ایجاد می کرد. مریخ آنقدر نزدیک بود که به هنگام مشاهده آن توسط تلسکوپ درخشندگی قابل توجهش اشکالاتی را در رصد این سیاره ایجاد می کرد. هال در یازدهم اوت متقاعد شد که چیزی نمی تواند بیابد. ولی همسرش به او اصرار کرد که بار دیگر نگاه کند. بالاخره در آن شب او متوجه چیزی شد. آن جرم آسمانی خیلی کوچک بود. ولی قطعا" وجود داشت. سپس آسمان ابری شد.

در شانزدهم اوت آسمان دوباره صاف شد و هال توانست قمر مریخ را به وضوح مشاهده کند. در روز هفدهم اوت هال با پیدا کردن قمر دوم مریخ به هیجان آمد.

قمر فوبوس

آسف هال اقمار مریخ را به صورت نقاطی نورانی و متحرک مشاهده کرد. ولی تصاویری که در سال 1969 میلادی توسط فضاپیمای مارینر و در سال 1975 توسط وایکینگ ارسال شد نشان داد که اقمار دوقلوی مریخ ظاهری بسیار ناهنجار و بی قاعده دارند. هال این اقمار را به افتخار اسبهای کالسکه خدای جنگ در افسانه یونان فوبوس (به معنای ترس) و دیموس (به معنای وحشت) نامید.

آسف هال نتوانست اندازه اقمار مریخ را تعیین کند. اما مشاهدات بعدی نشان داد که طول قمر بزرگتر مریخ یعنی فوبوس تقریبا" 27 کیلومتر است. فوبوس خیلی به مریخ نزدیک است و دریک مدار دایره ای شکل و به  فاصله 9380 کیلومتری آن قرار دارد. نزدیکی زیاد باعث می شود که این قمر با سرعت زیادی حول مریخ بچرخد. به طوری که هر چرخش کامل آن 7 ساعت و 51 دقیقه طول می کشد.

دیموس هم مانند فوبوس دارای یک مدار دایره ای شکل است ولی در فاصله 23500 کیلومتری مریخ قرار دارد. طول دیموس در حدود 15 کیلومتر است و 31 ساعت و 5 دقیقه طول می کشد تا یکبار به دور مریخ بچرخد.فوبوس و دیموس هر دو تاریکند و به خاطر وجود دهانه های آتشفشانی شبیه شهاب سنگهای آبله گون اند. این دو قمر هم مانند قمر زمین همیشه یک روی خود را به مریخ نشان می دهند.

 

منبع: آوااستار و www.mmaghale.blogfa.com




دسته بندی : علوم ریاضی؛نجوم , علوم ریاضی؛فیزیك ,
 

سیاه چاله های فضایی ... !

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 09:09 ق.ظ - یکشنبه 26 آذر 1391

مقدمه

حفره‌های سیاه جذابترین و اسرار آمیزترین اشیاء آسمانی هستند. مهمترین یافته‌های اختر شناسی سالهای 1960 تپ اخترها و اختر نماها هستند. تپ اخترها منابع رادیویی و (حداقل در یک مورد) منبع نوری تپنده منظم هستند. اختر نماها منابع نوری و رادیویی بسیار شدیدی هستند که ظاهراً از زمین فاصله زیادی دارند. کشف تپ اخترها و اخترنماها بیشتر در نتیجه پیشرفتهای اختر شناسی رادیویی تحقق یافت که در سالهای 1970منجر به جستجوی طبقه تازه‌ای از اشیاء آسمانی شد که عجیبترین پدیده‌های فیزیکی در جهانند.

حفره سیاه ( سیاهچاله ) چیست؟


یك حفره سیاه فضایی، جسمی است كه سرعت گریز آن بیشتر از سرعت نور باشد. سرعت گریز، به حداقل سرعتی گفته میشود كه یك جسم باید دارا باشد تا بتواند از جاذبه جسم دیگری بگریزد. برای گریز از نیروی جاذبه زمین، سرعت یك جسم باید به بیش از 40،000 كیلومتر در ساعت برسد. اما برای گریز از حفرة سیاه، سرعت جسم باید به بیش از سرعت نور كه حدود 300،000 كیلومتر در ثانیه است برسد، یعنی سرعت آن، بیش از یك میلیارد و هشتاد میلیون كیلومتر در ساعت باشد.
برای رسیدن به چنین سرعتی، بطور طبیعی، یك مشكل وجود دارد، و آن این است كه فقط نور چنین سرعتی دارد. چیزهایی كه مثل انسان و سفینة فضائی از ماده ساخته شده اند، حتی نمی توانند حدود آن سرعت را داشته باشند. به همین دلیل، هیچ چیزی نمی تواند از حفره سیاه بگریزد. اگر نور نتواند از حفره سیاه بگریزد، این بدین معنی است كه ما قادر به دیدن آن نخواهیم بود و در نتیجه، نمی توانیم بفهمیم كه چه چیزی در حفره سیاه اتفاق میافتد. در حقیقت عقاید ما در مورد حفرههای سیاه از تئوری كلی نسبیت آلبرت انیشتین منشاء میگیرد. برای دانشمندان مسلم است كه داخل یك حفره سیاه فعل و انفعالات فیزیكی ناشناخته زیادی انجام میگیرد.
حفره های سیاه بازمانده از ستارگان عظیمی هستند كه سوختشان به اتمام رسیده و به اصطلاح مرده اند. البته، فقط ستارگانی كه حجم آنها بیش از سه برابر خورشید خودمان است، حفرههای سیاه بوجود میآورند. بعضی از این ستارگان عظیم، منفجر شده و بصورت یك "سوپر نوا"ی درخشان در میآیند. بعضی سوپر نواها، بطور كامل منفجر شده و چیزی از خود باقی نمی گذارند. اما بعضی دیگر در مركز خودشان فرو میریزند و همه مواد در آنها با هم محكم برخورد كرده و به هم می چسبند. بستگی به اینكه مركز آنها چقدر عظیم و حجیم باشد، سوپر نواها تبدیل به نوترون شده و یا تبدیل به حفرههای سیاه میشوند.
به این خاطر كه ما نمیتوانیم خود حفرههای سیاه را ببینیم، ممكن است فكر كنیم كه پیدا كردن آنها غیر ممكن است. اما به كمك فنآوریهای ستاره شناسی، اولین آنها در سال 1972 میلادی كشف شد. نام این حفره Cyghus x-1 و متعلق به كهكشان راه شیری است. با وجود اینكه خود حفرههای سیاه دیده نمیشوند، اما تاثیر قوة جاذبه عظیم آنها بر ستارههای نزدیكشان را میتوان بررسی كرد. همیشه یك ستاره، با سوپر نوا جفت میشود و گازهای حاصل از آن ستاره بصورت مارپیچ به داخل سوپر نوا بلعیده میشوند. حركت مارپیچی گازها، تصویر یك حفره سیاه را در مركز سوپر نوا بوجود میآورد و بدین جهت است كه آن را حفره سیاه می نامند .

دانشمندان ، حفره‌های سیاه را که بر اثر نیروی گرانش خودشان فرو می‌پاشند، از تئوری نسبیت عمومی آلبرت انیشتین استنتاج کرده‌اند. تئوری انیشتین در نظریه جاذبه (گرانش) نیوتون کاملاً تجدید نظر کرده است.
اگر یک حفره سیاه در فضای خارجی کشف شود. این رویدادها برای فیزیک و اختر شناسی با اهمیت خواهد بود.  فیزیک کلاسیک  نمی‌تواند حفره سیاه را تبیین کند. اگر یک حفره سیاه وجود داشته باشد، نسبیت عمومی بطور واقعی مورد تأیید قرار خواهند گرفت.

شناسایی حفره سیاه

سرعت گازهایی که به سوی حفره سیاه سرازیرند به سرعت نور می‌رسد ، آنها بر اثر اصطکاک گرم می‌شوند ، اشعه‌های ایکس قابل مشاهده ساطع کنند .

خواص حفره‌های سیاه

فیزیکدانان به مدد تجهیزات کوچک ، توصیف نسبتاً جامعی از حفره‌های سیاه بدست داده‌اند. به عقیده دکتر جان ویلر و دکتر رئو روفینی از دانشگاه پرینستون حفره‌های سیاه اندازه و شکلی به مفهوم قراردادی آن ندارند اما آنها در محدوده یک قطر 15 کیلومتری عمل می‌کنند. حفره‌های سیاه جرمهای متفاوتی بین جرم خورشید و صد میلیون برابر جرم خورشید دارند. حفره‌های سیاه مثل گرداب عمل می‌کنند.
هر جرم با انرژی سرگردانی که به یک حفره سیاه نزدیک شود (در داخل فاصله معینی که افق آن خوانده می‌شود) بطور مقاومت ناپدیری به درون گرداب ، که همان حفره سیاه است کشیده می‌شود. نیروهای کشندی شدید درون حفره‌های سیاه ماده را در یک سمت می‌کشد و منبسط می‌کند و در سمت دیگر می‌فشرد و خرد می‌کند و خرد می‌کند تا آنکه آن ماده به کلی تجزیه و جزء فضای خمیده و حفره سیاه شود.
خواص دیگر حفره‌های سیاه از این هم عجیب‌تر است. زمان و مکان خصوصیات خود را در درون ستاره کاملاً فرو پاشیده رد و بدل می‌کنند. هر شیء در شرایط عادی اندازه خود را نگه می‌دارد ولی نمی‌تواند از عمر فیزیکی بگریزد. در درون حفره سیاه بر اشیاء عمری نمی‌گذرد، ولی مداوماً کوچکتر می‌شوند. مشاهده‌گران حفره سیاه از فاصله مطمئن و ایمنی نمی‌توانند واقعاً آن را ببیند، زیرا نور مانند شکلهای دیگر انرژی ، تحت تأثیر مکش حفره سیاه است.
همچنانکه نور به درون آن کشیده می‌شود، بطور بی‌پایانی به انتهای قرمز طیف رنگها تغییر مکان می‌دهد و حفره سیاه را سیاه و بنابراین نامرئی می‌کند. اگر حفره‌های سیاه اندکی مرئی بودند، مشاهده گران ، این ستارگان را درست آنگونه که پیش از فرو پاشی هزاران میلیون سال پیش رخ داده بود. علت آن است که وقتی ستاره به حفره سیاه تبدیل می‌شود، نسبت به ناظران خارج بی‌درنگ گذشت زمان در آن متوقف می‌شود. به عقیده دکتر ویلر و دکتر روفینی (علائم و اطلاعات مربوط به مرحله‌های بعدی فرو پاشی هرگز نمی‌گریزند، بلکه در فروپاشی خود هندسه (زمانی و مکانی) درگیر می‌شوند.)

تبدیل ستارگان بزرگ به حفره‌های سیاه

بر سر ستاره در حال احتضاری که بیش از دو برابر خورشید است چه می‌آید؟ حتی نیروی قوی نیز نمی‌تواند سرعت فرو پاشی درونی آن را متوقف سازد. و این ستاره کاملاً فرو می‌پاشد و از مرحله ستاره نوترونی فراتر رفته و حتی به یک شی کوچکتر و چگالتر یعنی حفره سیاه تبدیل می‌شود.
فرو پاشی کامل یه معنای آن نیست که حفره سیاه از روی صفحه جهان محو می‌شود. همانطور که بوسیله انیشتین توصیف شده است ساختار فضا - زمان فرو پاشی بی پایان را منتفی می‌کند و بجای آن یک انحنای غیر مادی ، نامرئی و واقعی فضا را بوجود می‌آورد. یک حفره سیاه را می‌توان به مرد نامرئی سنگین وزنی تشبیه کرد که روی یک نیمکت نشسته است. او دیده نمی‌شود ولی وزن او در نیمکت فرو رفتگی ایجاد می‌کند.
حفره سیاه برای فیزیکدانان نظری چیز تازه‌ای نیست. در سال 1939 ج. اوپنهایمر و هارتلند و اس. اشنایدر برای نخستین بار حفره‌های سیاه را به عنوان نتیجه‌ای از نسبیت عمومی پیشنهاد کردند، ولی در آن زمان برای تشخیص آنها هیچ راه معلومی وجود ندارد.

اما با پیشرفت اخیر اختر شناسی رادیویی و کشف علائم رادیویی توضیح ناپذیر از اعماق فضا ، حفره‌های سیاه به صورت موضوع بسیار مهم اختر شناسی درآمده‌اند. دانشمندان معتقدند که این اشیاء نظری پدیده‌های با انرژی فوق العاده چون اختر نماها و تپ اخترها می‌توانند نقشی داشته باشند. حفره‌های سیاه و ستارگان نوترونی تنها اشیاء شناخته شده در فیزیک هستند که برای انجام مشاهده‌های اختر شناختی روی چنان فرستنده‌های بسیار نیرومند تشعشع ، به اندازه کافی فشرده و پر جرمند.

چند حفره سیاه در جهان وجود دارد؟

به عقیده ای.جی.دابلیو. کامرون از دانشگاه یشیوا ممکن است جهان پر از حفره سیاه باشد. نظریه کیهان شناسی پیش بینی می‌کند که جهان شامل مقدار مشخصی ماده است. اما اخترشناسان از مشاهده‌هایشان استنباط کرده‌اند که تقریباً ماده به اندازه کافی وجود ندارد تا این پیش بینی‌ها را عملی سازد. ماده مشاهده شده به اندازه قابل ملاحظه‌ای کمتر از ماده پیش بینی شده است. دکتر کامرون بر آن است که ماده گمشده ممکن است بوسیله شمار زیادی حفره سیاه بلعیده شده باشد.
تاریخ شیمیایی جهان نشان می‌دهد که نخستین ستارگانی که تشکیل شده‌اند بسیار بزرگ بوده‌اند و انتظار می‌رود به حفره‌های سیاه تبدیل شوند. با قطعیت نمی‌توان گفت که همه ستارگان ناگزیر به حفره‌های سیاه مبدل می‌شوند. دانشمندان نشان داده‌اند که ستارگان نامتقارن ستارگانی که تقارن کروی تقریباً کامل ندارند به این سرنوشت دچار می‌شوند. اما به عقیده وای. ب. زلدوویچ فیزیکدانان شوروی و گروه انگلیسی استون هاوکینگ ، راجر بن روز و روبرت چراک ، عدم تقارن شکلی کوچک ، یک ستاره بزرگ را نجات نخواهند داد.

آشکار سازی حفره‌های سیاه

یک از راههای کشف حفره‌های سیاه استفاده از امواج گرانشی است که هنگام فروپاشی گسیل می‌دارند. هر جرم اختری از حیث شکل نامتقارن تششع ممکن است یک منبع قابل اکتشاف مشخص بوجود آورد. جوزف وبر از دانشگاه مریلند ، پیش کسوت رشته تشعشع گرانشی ، رویدادهای زیادی را کشف کرده است که حاکی از ویرانی وسیع ماده در جهان ، از راه فرو پاشی گرانشی است. کار افزار و عبارت است از آنتنهای آلومینیومی ، ابزاری که بوسیله سیمهایی در داخل اتاقهای حفاظ داری آویزانند. این کار افزار و قادر به کشف حفره سیاه است، اما متأسفانه این کار را نمی‌تواند به دقت انجام دهد.

دمای سیاه چاله ها

نخست باید چند چیز را یادآوری کرد :
1- همه ی اجسام تا صفر کلوین از خود تابش می کنند.
2- تابش یعنی انتقال گرما بدون هیچ گونه واسطه ی مادی به کمک امواج الکترو مغناطیس.
3- سیاه چاله ها ( همان طور که قبلا گفته شد ) از خود امواج X ساطع می کنند.
4- امواج X جزو امواج الکترو مغناطیس است.

با درک این موارد نتیجه ی زیر بدست می آید:
سیاه چاله ها تابش دارند ( تابش اشعه ی X ) و چون تابش در اجسامی صورت می گیرد که دمایشان از صفر مطلق بیشتر باشد بنابراین دمای سیه چاله ها از صفر مطلق بیشتر است و این گمان که دمای سیاه چاله ها بسیار بسیار کم است را رد می کنم و به این نتیجه می رسم که دمای سیاه چاله ها بسیار بالاست که می توانند تابش کنند.

 آنتروپی سیاه چاله ها
یك سیاهچاله هیچ‌گاه نمی‌تواند كوچكتر شود زیرا سطح یك افق رویداد(شعاع-غیرقابل-بازگشت كه در آنجا سرعت، از سرعت نور فراتر می‌رود) هرگز نمی‌تواند كاهش یابد.
یك ستاره در حال رُمبش، به شعاعی می‌رسد كه در آنجا سرعت گریز با سرعت نور برابر است. فوتونهایی كه این ستاره پس از رسیدن به این شعاع، گسیل می‌كنند، چه می‌شوند؟ گرانی در اینجا آنقدر شدید است كه امكان گریز به این فوتونها را نمی‌دهد، ولی آنقدر شدید نیست كه آنها را به داخل سیاهچاله بكشاند. فوتونها در اینجا سرگردان می‌مانند. این شعاع افق رویداد است. پس از آن، ستاره به منقبض شدن ادامه می‌دهد، هر فوتون گسیل شده، به داخل ستاره بازگردانیده می‌شود.
آنچه هاوكینگ به آن پی برد این بود كه مسیرهای پرتوهای نور كه در افق رویداد سرگردان هستند نمی‌تواند مسیرهای پرتوهای نور باشد كه به یكدیگر نزدیك می‌شوند. مسیرهای پرتوهای نور كه به یكدیگر نزدیك می‌شوند، به شدت به هم برخورد می‌كنند، به سیاهچاله سرازیر می‌شوند و دیگر سرگردان نیستند. برای اینكه ناحیه افق رویداد كوچكتر شود (و سیاهچاله كوچكتر شود)، می‌باید مسیرهای پرتوهای نور در افق رویداد به یكدیگر نزدیك شوند. ولی اگر این طور شود، این پرتوها به داخل سرازیر می‌شوند، افق رویداد باز هم درست در همان جا كه بوده است خواهد ماند و كوچكتر نخواهد شد.
یك راه دیگر اندیشیدن در باره این موضوع، آن است كه بپذ یریم سیاهچاله می‌تواند بزرگتر شود. اندازه سیاهچاله به جرم آن بستگی دارد. بنابر این، هر زمان كه چیز جدیدی در سیاهچاله فرود آید، جرم آن فزونی می‌یابد و بزرگتر می‌شود. اگر چیزی از سیاهچاله خارج شود كاهش جرم امكان ندارد، یعنی سیاهچاله نمی‌تواند كوچكتر شود.
این كشف هاوكینگ به نام قانون دوم دینامیك سیاهچاله شناخته شد: ناحیه افق رویداد (مرز سیاهچاله) می‌تواند ثابت بماند یا بزرگتر شود ولی هیچ‌گاه نمی‌تواند كوچكتر شود. اگر دو یا چند سیاهچاله به هم برخورد كنند و یك سیاهچاله تشكیل دهند، ناحیه افق رویداد جدید مساوی، یا بیشتر از جمع افق رویدادهای قبلی خواهد بود. یك سیاهچاله نمی‌تواند، هر قدر هم برخورد شدیدی داشته باشد، كوچكتر شود، از بین برود یا به دو سیاهچاله تقسیم شود. كشف هاوكینگ، یادآور یك «قانون دوم» دیگر در فیزیك است: قانون دوم ترمودینامیك در مورد آنتروپی. آنتروپی، مقدار بی‌نظمی است كه در یك سیستم وجود دارد. می‌دانیم كه بی‌نظمی، همیشه زیادتر می‌شود و هیچ‌گاه كاهش نمی‌یابددرجهان ما آنتروپی (بی‌نظمی) همیشه اقزایش می‌یابد
آنتروپی، در مورد سیاهچاله و افق رویداد نیز كار برد دارد. هرگاه دو سیستم به یكدیگر بپیوندند، آنتروپی سیستم به هم پیوسته، مساوی یا بزرگتر از جمع آنتروپی دو سیستم است. واقعیت این است كه هرچه به سیاهچاله اضافه شود، از جهان ما رفته است.

مرکز تکینگی

در ریاضی اگه یک تابع در یک نقطه تعریف نشده باشد یعنی درآن نقطه پیوسته نباشد می گویند که این تابع در آن نقطه تکین ( singular ) هست یا این که توی آن
نقطه تکینگی ( singularity ) دارد. مثلا تابع tan(x), x=Pi/2 در نقطه x=Pi/2 تکین هست به عبارت دیگه در این نقطه تکینگی دارد.
در فیزیک و اختر فیزیک هم به مرکز یک سیاه چاله که تمام جرم سیاه چاله آن جا متراکم شده و چگالی آنجا بی نهایت هست تکینگی گفته می شود. و این هم به همون دلیل ریاضی هست. چون سیاه چاله را ستاره ای در نظر می گیریم که تمام جرم آن پس از رمبش در حجمی در حد صفر متراکم شده (یعنی به سمت صفر میل می کند) که باعث می شود چگالی بی نهایت شود و یک ناپیوستگی و تکینگی درآن نقطه از فضا بوجود بیاید.
تکینگی جایی است پایان علم است و دانشمندان تفکر در زمینه ی آن را آغاز کرده اند . در این مکان موجودیت فضا و زمان متوقف می شود و جایگزین آن جرم آشفته و خروشانی می شود که آن را اسفنج کوانتومی می نامند . دانشمندان حدس می زنند این نقطه جایی باشد که قوانین اینشتین و نسبیت و مکانیک کوانتوم شکسته می شود . این حوضه ی چیزی است که کوانتوم گرانشی نامیده می شود ، در این مکان از یافته های بسیار پیشرفته ی ریاضی استفاده می شود . با این وجود دانشمندان احتمال کمی را به این موضوع ارئه می دهند که سیاهچاله دارای سطح مشخصی باشد . ولی اگر دارای سطح مشخص باشد آن سطح کروی خواهد بود و مانند هر سطح کروی دیگر دارای قطب خواهد بود . این قطب ها ممکن است در طی فرایند ایجاد سیاهچاله پس از ابرنواختر حفره دار شوند و این حفره ها کانونی برای جذب مواد و تباهی آنها شوند . دلیل آن هم این است که بر طبق معادلات میدانی نسبیت عام این میدان های گرانشی قوی به همراه اسپین مداوم اکثرا" در قطب ها متمرکز می شوند . در ادامه ی مطلب در رابطه با حرکت ماده در اطراف سیاهچاله و اسپین این اجرام سخن به میان خواهد آمد..
رفتار تکینگی اصلا قابل توصیف و درک نیست. به همین دلیل Roger Penrose انگلیسی و همکاراش قانونی به نام قانون مراقبت کیهانی پیشنهاد دادن که بر اساس آن تکینگی عریان (تکینگی بدون افق رویداد) وجود ندارد. یعنی همه تکینگی ها باید بوسیله یک افق رویداد پوشیده شده باشند چون یک تکینگی عریان می تواند تمام جهان را به طور بی قاعده و غیرقابل پیش بینی تحت تاثیر قرار دهد.

نظریه نسبیت عام

در دهه اول قرن بیستم انقلابی در فلسفه علوم طبیعی پیش آمد که بسیاری آن را از حیث عمق معنا و درهم ریزی احکام موجود پذیرفته شده ، نسبت به انقلاب کوپرنیکی - گالیله‌ای ، برتر به شمار می‌آورند. در این فاصله زمانی دو نظریه بسیار مهمی پا به عرصه رقابت نهادند ، نظریه نسبیت و کوانتمی که نسبت به کارهای دانشمندان پیشین از جمله ماکسول ، سارین ، کلوین و کلاوزیوس به نحو چشمگیری متفاوت بودند. این نظریه‌های جدید با مکانیک نیوتونی نیز در بعضی از اصول و فرضهای بنیادی اختلاف شدیدی داشتند.
این نظریه علاوه بر اینکه در برگیرنده پیچیدگیهای ریاضی است، تصور ذهنی و فهم آن ، بسیار دشوار است. البته شایان ذکر است که انیشتین در مقاله 1905 خود که برای اولین بار به نسبیت خاص خود پرداخت، از معادلات ریاضی ساده استفاده کرد. اما در مقاله 1919 که به نسبیت عام پرداخت ، بر خلاف مقاله پیشین از فرمولهای پیجیده ریاضی استفاده کرد. نسبیت از ریشه نسبی گرفته شده است ، یعنی هر کدام از واحدهای فیزیکی شناخته شده برای توصیف پدیده‌های طبیعی ، نسبی هستند. به عبارت دیگر می‌توان گفت که بر اساس نسبیت ، جرم ، سرعت ، شتاب و حتی زمان که برای ما تعریف می‌شوند، نسبی هستند.

نظریه نسبیت

نسبیت عام برای حرکتهایی ساخته شده که در خلال حرکت سرعت تغییر می کند یا به اصطلاح حرکت شتابدار دارند. شتاب گرانش زمین g که همان عدد 9.81m/s است نیز یک نوع شتاب است. پس نسبیت عام با شتابها کار دارد نه با حرکت. نظریه‌ای است راجع به اجرامی که شتاب ثقل دارند. کلا هر جا در عالم ، جرمی در فضای خالی باشد حتما یک شتاب جاذبه در اطراف خود دارد که مقدار عددی آن وابسته به جرم آن جسم می‌باشد. پس در اطراف هر جسمی شتابی وجود دارد.
نسبیت عام با این شتابها سر و کار دارد و بیان می‌کند که هر جسمی که از سطح یک سیاره دور شود زمان برای او کندتر می‌شود. یعنی مثلا ، اگر دوربینی روی ساعت من بگذارند و از عقربه‌های ساعتم فیلم زنده بگیرند و روی ساعت آدمی که دارد بالا میرود و از سیاره زمین جدا می‌شود هم دوربینی بگذارند و هر دو فیلم را کنار هم روی یک صفحه تلویزیونی پخش کنند، ملاحظه خواهیم کرد که ساعت من تندتر کار می‌کند. نسبیت عام نتایج بسیار عجیب و قابل اثبات در آزمایشگاهی دارد. مثلا نوری که به اطراف ستاره‌ای سنگین می‌رسد کمی به سمت آن ستاره خم می‌شود. سیاهچاله‌ها هم بر اساس همین خاصیت است که کار می‌کنند. جرم آنها به قدری زیاد و حجمشان به قدری کم است که نور وقتی از کنار آنها می‌گذرد به داخل آنها می‌افتد و هرگز بیرون نمی‌آید.
همه ما برای یکبار هم که شده گذرمان به ساعت ‌فروشی افتاده است و ساعتهای بزرگ و کوچک را دیده ایم که روی ساعت ده و ده دقیقه قرار دارند. ولی هیچگاه از خودمان نپرسیده‌ایم چرا؟ آلبرت انیشتین در نظریه نسبیت خاص با حرکت شتابدار و یا با گرانش کاری نداشت. اینیشتین در سال 1919 ، با ترمیم و تعمیم نسبیت خود ، نسبیت عام را مطرح کرد. نسبیت عام برخلاف نسبیت خاص ، در بر گیرنده معادلات و پیچیدگیهای ریاضی بود. یکی از پیش بینیهای این نظریه آن بود که ساعتها در میدان گرانشی بسیار قوی ، کندتر کار می‌کنند و همچنین نور در میدان گرانشی بسیا قوی ، در مسیر مستقیم خود منحرف می‌شوند.

این نظریه توانست به بسیاری از معماهای کیهان شناسی در مورد سیاهچاله ، عمر کرات و سیارات ، انرژی ستاره‌ها و کهکشانها ، چگالی جهان و ... پاسخ دهد. به اعتقاد وی تأثیرات جاذبه و شتاب جدایی ناپذیر بوده و بنابراین باهم برابرند. او همچنین نحوه ارتباط نیروهای جاذبه به  انحنای فضا _ زمان  را تشریح نمود.


انحنای فضا _ زمان

انیشتن با استفاده از قوانین ریاضی نشان داد که چگونه هر جسمی ، به فضا _ زمان اطراف خود انحنا می‌بخشد. در مورد بعضی اجسام ، مثل ستارگان که جرم نسبتا زیادی دارند، این انحنا می‌تواند باعث تغییراتی در مسیر هر چیز که از کنار آن می‌گذرد شود، و نور نیز از این قاعده مستثنی نمی‌باشد. این نظریه با چارچوبهای نالخت سر و کار دارد و در کیهان شناسی و گرانش کاربرد دارد. فرض اساسی نسبیت عام این است که تمام دستگاههای مختصات که در حالتهای حرکت اختیاری هستند، برای بیان ریاضی قوانین فیزیک باید به یک اندازه مناسب باشند. بنابراین ، باید برای نوشتن قوانین فیزیک روشهایی یافت، بطوری که تحت هر تبدیل مختصات دلخواه ، تغییری در شکل آنها حاصل نشود.

شعاع شوارتسشیلد
بعد از مدت کمی که از انتشار نسبیت عام گذشته بود کارل شوارتسشیلد اخترشناس آلمانی با بررسی معادلات این نظریه راه حلی را یافت که فضای اطراف جسم فشرده بسیار پر جرمی را که میدان گرانشی بسیار شدیدی دارد توصیف می کرد این نکته مهم است که بگوییم نیروی گرانش نه تنها به جرم بلکه به فاصله نیز بستگی دارد شوارتسشیلد دریافت که اگر جرم یک جسم چنان متراکم شود که در واقع تمام جرم آن در مرکزش جای بگیرد آنگاه فضا-زمان در فاصله ی معینی از جسم که همان شعاع شوارتسشیلد است هندسه ی خاصی به خود می گیرد جالب است که بگوییم که هیچ چیز نمی تواند از این شعاع بگذرد و آنرا پشت سر بگذارد آنچه که در نزدیکی شعاع شوارتسشیلد روی می دهد از ۲ زاویه دید متفاوت است
۱- از بیرون : از بیرون از شعاع شوارتسشیلد اگر ما در جائی ساکن باشیم خواهیم دید که آن فضاپیمائی که به داخل سیاه چاله دارد سقوط می کند تا بینهایت باید سفر کند تا به جسم مرکزی کشیده شوند
۲- از داخل : به محض اینکه پا به داخل این شعاع مرگبار بگذارید دنیا پیش روی شما تیره و تار خواهد شد.
ببینید هر جسمی شعاع شوارتسشیلد مخصوص به خود را دارد نه اینکه بگوییم فقط سیاه چاله ها دارند ...شعاع شوارتسشیلد هر جرمی از فرمول زیر محاسبه می شود...
توجه داشته باشید که r اندازه ی شعاع G ثابت جهانی گرانش M جرم ماده ی مورد نظر و در نهایت C سرعت نور است برای جرم ۳۰ منظومه شمسی شعاع شوارتسشیلد برابر است با ۱۰۰ کیلومتر!!!
جالب اینجاست که شخصی با نام جان میشل در سال ۱۷۸۳ نکته ای جالب را کشف کرد که سرعت گریز از سطح این چنین جرمهایی (مانند سیاه چاله ها) را اگر در فرمول زیر قرار دهیم سرعت نور بدست خواهد آمد یعنی سرعت گریز از سطح برای یک همچین جرمهایی سرعت نور است:
V2/2=GM/r
(V سرعت گریز از سطح است)

همان طور که گفته شد زمان در این شعاع با زمان جهانی فرق زیادی می کند و در واقع داخل آن به چشم ناظر خارح آن صفر است و اگر شخصی را در آنجا ببیند در حالت سکون خواهد دید
این جاذبه که زمان را در واقع نگه می دارد کار دیگری را هم انجام می دهد تا به حال کلمه ی انتقال به رنگ قرمز خطوط طیفی به گوشتان خورده است وقتی جسمی آسمانی پر جرم از خود پرتو بلند قرمز ساطع می کند این پرتو به دلیل گرانش بالای جرم آسمانی و تاثیر جاذبه روی نور به رنگ قرمز متمایل می شود بله در این جاذبه ی زیاد نور یک همچین حالتی را پیدا می کند.

نقش تساوی جرم گرانشی و جرم لختی

نقش تساوی جرم گرانشی و جرم لختی در پیشرفت نسبیت مساوی بودن جرم گرانشی و جرم لختی نقش اساسی در پیشرفت تاریخی نسبیت عام داشت. منشأ تساوی مزبور در این نکته است که قانون دوم نیوتن f = ma برای شتابهای گرانشی در میدان گرانشی با شدت g ، بصورت mGg = mAa در می‌آید. چون مشاهده می‌شد که در یک میدن گرانشی هر اشیاء به یک میزان شتاب می‌گیرند، یعنی g = a انیشتین به تحقیق دریافت که گرانش اساسا یک پدیده سینماتیکی است که شامل تغییر در مختصات فضا و زمان در همسایگی منبع میدان گرانشی است.

نظریه نسبیت عام در کیهان شناسی و نجوم

ظهور نظریه نسبیت عام دید گرانشی را بکلی تغییر داد و در این نظریه جدید نیروی گرانش را مانند خاصیتی از فضا در نظر گرفت نه مانند نیرویی بین اجرام ، یعنی برخلاف آنچه که اسحاق نیوتن گفته بود. در نظریه او فضا در مجاورت ماده کمی انحنا پیدا می‌کرد. در نتیجه حضور ماده اجرام ، مسیر یا به اصطلاح کمترین مقاومت را در میان منحنیها اختیار می‌کردند. با اینکه فکر آلبرت انیشتین عجیب به نظر می‌رسید می‌توانست چیزی را جواب دهد که قانون ثقل نیوتن از جواب دادن آن عاجز می‌ماند. سیاره اورانوس در سال 1781 میلادی کشف شده بود و مدارش به دور خورشید اندکی ناجور به نظر می‌رسید و یا به عبارتی کج بود!
نیم قرن مطالعه این موضوع را خدشه ناپذیر کرده بود. بنابر قوانین اسحاق نیوتن می‌بایست جاذبه‌ای برآن وارد شود. یعنی باید سیاره‌ای بزرگ در آن طرف اورانوس وجود داشته باشد تا از طرف آن نیرویی بر اورانوس وارد شود. در سال 1846 میلادی اختر شناس آلمانی دوربین نجومی خودش را متوجه نقطه‌ای کرد که «لووریه» گفته بود و بی هیچ تردید سیاره جدیدی را در آنجا دید که از آن پس نپتون نام گرفت. نزدیکترین نقطه مدار سیاره عطارد به خورشید در هر دور حرکت سالیانه سیاره تغییر می‌کرد و هیچگاه دو بار پشت سر هم این تغییر در یک نقطه خاص اتفاق نمی‌افتاد.
اختر شناسان بیشتر این بی نظمی‌ها را به حساب اختلال ناشی از کشش سیاره‌های مجاور عطارد می‌دانستند! مقدار این انحراف برابر 43 ثانیه قوس بود. این حرکت در سال 1845 بوسیله لووریه کشف شد، بالاخره با ارائه نظریه نسبیت عام جواب فراهم شد. این فرضیه با اتکایی که بر هندسه نا اقلیدسی داشت نشان داد که حضیض هر جسم دوران کننده حرکتی دارد علاوه برآنچه اسحاق نیوتن گفته بود.
وقتی که فرمولهای آلبرت انیشتین را در مورد سیاره عطارد بکار بردند، دیدند که با تغییر مکان حضیض این سیاره سازگاری کامل دارد.
سیاره‌هایی که فاصله شان از خورشید بیشتر از فاصله تیر تا آن است تغییر مکان حضیضی دارند که بطور تصاعدی کوچک می‌شوند. اثر بخش‌تر از اینها دو پدیده تازه بود که فقط نظریه آلبرت انیشتین آنرا پیشگویی کرده بود. نخست آنکه آلبرت انیشتین معتقد بود که میدان گرانشی شدید موجب کند شدن ارتعاش اتمها می‌شود و گواه بر این کند شدن تغییر جای خطوط طیف است به طرف رنگ سرخ!

انتقال به سرخ

یعنی اینکه اگر ستاره‌ای بسیار داغ باشد و بطوری که محاسبه می‌کنیم بگوییم که نور آن باید آبی درخشان باشد، در عمل سرخ رنگ به نظر می‌رسد. کجا برویم تا این مقدار قوای گرانشی و حرارت بالا را داشته باشیم، پاسخ مربوط به کوتوله‌های سفید است. دانشمندان به بررسی طیف کوتوله‌های سفید پرداختند و در حقیقت تغییر مکان پیش بینی شده را با چشم دیدند! اسم اینرا تغییر مکان آلبرت انیشتینی گذاشتند.

خمش نور در میدان گرانشی

آلبرت انیشتین می‌گفت که میدان گرانشی شعاعهای نور را منحرف می‌کند، چگونه ممکن بود این مطلب را امتحان کرد. اگر ستاره‌ای در آسمان آن سوی خورشید درست در امتداد سطح آن واقع باشد و در زمان کسوف ، خورشید قابل رؤیت باشد، اگر وضع آنها را با زمانی که فرض کنیم خورشیدی در کار نباشد مقایسه کنیم خم شدن نور آنها مسلم است. درست مثل موقعی که انگشت دستتان را جلوی چشمتان در فاصله 8 سانتیمتری قرار دهید و یکبار فقط با چشم چپ و بار دیگر فقط با چشم راست به آن نگاه کنید، به نظر می‌رسد که انگشت دستتان در مقابل زمینه پشت آن تغییر جا می‌دهد، ولی واقعا انگشت شما که جابجا نشده است!
دانشمندان در موقع کسوف در جزیره پرنسیپ پرتغال واقع در آفریقای غربی دیدند که نور ستاره‌ها بجای آنکه به خط راست حرکت کنند در مجاورت خورشید و در اثر نیرو ی گرانشی آن خم می‌شوند و بصورت منحنی در می‌آیند. یعنی ما وضع ستاره‌ها را کمی بالاتر از محل واقعیش می‌بینیم. ماهیت تمام پیروزیهای نظریه نسبیت عام آلبرت انیشتین نجومی بود، ولی دانشمندان حسرت می‌کشیدند که ای کاش راهی برای امتحان آن در آزمایشگاه داشتند. البته اخیرا چندین آزمایش عملی برای آزمون این نظریه به توسط دانشمندان فیزیک و کیهان شناسی ساخته شده است.

انواع سیاهچاله
شوارتس شیلد: ساده ترین نوع سیاهچاله‌هاست، بار و چرخش ندارد، تنها یک افق رویداد و یک فوتون کره دارد، از آن نمی توان انرژی استخراج کرد. شامل تکینگی ، نقطه‌ای است که در آن ماده تا چگالی نامحدود در هم فرو رفته است.
رایزنر- نورد شتروم: هم بار دارد وهم چرخش ، می تواند دو افق رویداد داشته باشد ، اما تنها یک فوتون کره دارد. شامل یک تکینگی نقطه ای است که وجود آن در طبیعت نامحتمل است، زیرا بارهای آن همدیگر را خنثی می کنند.
کر: چرخش دارد، اما بار ندارد. بیضی و از بیرونی حد استاتیک است. منطقه تیره میان افق رویداد و حد استاتیک ارگوسفر است، که می توان از آن انرژی استخراج کرد. می تواند دو افق رویداد و دو حد استاتیک داشته باشد. دو فوتون کره دارد. شامل یک تکینگی حلقه‌ای است.
کر- نیومان: هم بار دارد و هم چرخش ، همان سیاهچاله کر است، جز اینکه بار دارد، ساختارش شبیه ساختار سیاهچاله کر است. می‌توان از آن انرژی استخراج کرد. یک تکینگی حلقه‌ای دارد.
به نظر پژوهشگران چهارنوع سیاهچاله همچنانکه ذکر شد می تواند وجود داشته باشند. مهمترین موضوع در باب سیاه چاله آنست که، بدانیم ماده در داخل سیاهچاله‌ای که حاصل آمده است در نهایت به چه سرنوشتی دچار می شود؟ اختر فیزیکدانان می‌گویند:
اگر مقداری ماده به داخل حفره سیاه از قبیل آنچه که از یک ستاره وزین مرده بجای مانده بیندازید، نتیجه نهایی همواره الزاما یک چیز خواهد بود و تنها جرم ، بار الکتریکی و اندازه حرکت زاویه ای که جسم با خود حمل می کند باقی خواهند ماند. اما اگر کل جهان به داخل حفره سیاه خود بیفتد، یعنی به شکل سیاهچاله در آید، دیگر حتی کمیاب بنیادی (جرم) ، بار الکتریکی و اندازه حرکت زاویه ای نیز ناپدید می گردند.
اندازه ی سیاه چاله ها چقدر است ؟
برای این سوال 2 جواب وجود دارد یکی اینکه ما از دیدگاه جرم به سوال بنگریم پس بهتر است بپرسیم که جرم سیاه چاله ها چه اندازه است ؟ یا اینکه از لحاظ اشغال فضا یا همان حجم سیاه چاله ها را بررسی کنیم پس در آن صورت بهتر است بپرسیم که حجم سیاه چاله ها چه اندازه است ...
پس بیایید ابتدا در مورد جرم آنها بحث صحبت کنیم .
به طور کلی هیچ حدی برای بزرگی جرم یا کوچکی جرم یک سیاه چاله نداریم و نمی توان گفت فلان سیاه چاله پر جرم ترین یا آن یکی کم جرم ترین آنهاست .
ابتدا ما باید بدانیم که چقدر جرم لازم است تا چگالی به آن زیادی را ایجاد کند حال ما می دانیم که سیاه چاله ها سرنوشت ستارگان پر جرمی بوده اند و همچنین ما انتظار داریم وزن سیاه چاله ها بیشتر از وزن ستارگان پر جرم باشد به طور استاندارد سیاهچاله 10 برابر جرم خورشید جرم دارد یا به طور تقریبی همچنین ستاره شناسان حدس می زنند که سیاه چاله های پر جرمی در وسط کهکشان ها وجود داشته باشند که جرم آنها چیزی در حدود یعنی یک میلیون برابر جرم خورشید .
دومین برداشت ما از سوال مربوط به حجم اشغالی سیاه چاله در فضا بود ، در واقع شعاع شوارتسشیلد (منظور همان شعاع کره ی افق رویداد است) و جرم یک سیاه چاله در تناسب نسبت به هم قرار دارند اگر جرم سیاه چاله ای 10 برابر سیاه چاله ی دیگر باشد شعاع شوارتسشیلد آن هم 10 برابر آن یکی است برای مثال اگر جرم سیاه چاله ای به اندازه ی جرم خورشید باشد شعاع شوارتسشیلد آن 3 کیلومتر خواهد بود یا به ترتیب سیاه چاله هایی که 10 برابر و 1 میلیون برابر جرم منظومه ما جرم دارند(سیاه چاله ی واقع در مرکز کهکشان ما) دارای شعاع 30 کیلومتر و 3 میلیون کیلومتر هستند . 3 میلیون کیلومتر شعاع به نظر ما بسیار زیاد می آید ولی در واقع در مقابل استاندارد های موجود شعاع زیاد بزرگی هم محسوب نمی شود برای مثال خورشید ما دارای شعاع 700000 کیلومتر است و سیاه چاله های پر جرم تر شعاعی به اندازه ی 4 برابر شعاع خورشید دارند .
سیاهچاله ماشینی برای سفر به زمان
اگر یک ستاره چند برابر خورشید باشد و همه سوختش را بسوزاند، از آنجا که یک نیروی جاذبه قوی دارد لذا جرم خودش در خودش فشرده می شود و یک حفره سیاه رنگ مثل یک قیف درست می کند که نیروی جاذبه فوق العاده زیادی دارد طوری که حتی نور هم نمی تواند از آن فرار کند. اما این حفره ها بر دو نوع هستد. یک نوعشان نمی چرخند لذا انتهای قیف یک نقطه است. در آنجا هر جسمی که به حفره مکش شده باشه نابود میشود. اما یک نوع دیگر سیاهچاله نوعی است که در حال دوران است و برای همین ته قیف یک قاعده داره که به شکل حلقه است. مثل یک قیف واقعی است که ته آن باز است. همین نوع سیاهچاله است که می تواند سکوی پرتاب به آینده یا گذشته باشد. انتهای قیف به یک قیف دیگر به اسم سفید چاله می رسد که درست عکس آن عمل می کند. یعنی هر جسمی را به شدت به بیرون پرتاب می کند. از همین جاست که می توانیم پا به
زمان ها و جهان های دیگر بگذاریم .
اگر در سیاهچاله بیفتیم چه اتفاقی می افتد؟
فرض کنید سوار بر فضا پیمای خود به طرف سیاهچاله ای که میلیون برابر خورشید جرم دارد و در مرکز کهکشان ما قرار دارد ،حرکت می کنید .(واقعا جای بحث دارد که آیا در مرکز کهکشان ما سیاهچاله وجود داشته باشد،فرض کنید چنین چیزی باشد.) در فاصله بسیار دوری از سیاهچاله موشک خود را خاموش کنید.چه اتفاقی می افتد؟ اوایل شما هیچ نیروی گرانشی احساس نمی کنید،ز یرا در حال سقوط آزاد هستید.همه اعضای بدن شما و فضا پیما به طور یکسانی کشیده می شوند. به خاطر همین احساس بی وزنی می کنید. (این واقعا همان چیزی است که برای فضا نوردان در مدار زمین اتفاق می افتد.حتی اگر نیروی گرانش فضا نورد را به طرف زمین بکشد،هیچ نیروی گرانشی احساس نمی کند.زیرا همه چیز به طور یکسانی کشیده می شود).همچنان که به مرکز سیاهچاله نزدیک می شوید احساس نیروی گرانش کشندی می کنید.فرض کنید که پا های شما نسبت به سرتان به مرکز سیاهچاله نزدیکتر باشند.با نزدیک شدن شما به مرکز سیاهچاله نیروی گرانش بیشتر وبیشتر می شود ،بنا براین پاهایتان نسبت به سرتان تحت تا ثیر نیروی گرانش بیشتری قرار می گیرند،بنابراین احساس کشیدگی می کنید.(این همان نیروی کشندی است و شبیه همان نیرویی است که باعث جزر و مد روی کره زمین می شود).همچنان که به مرکز نزدیک و نزدیکتر می شوید این نیرو قوی و قوی تر می شود،و سر انجام باعث پاره شدن بدن شما می شود.برای سیاهچاله های بزرگی مانند این سیاهچاله ای که در آن افتاده اید ،نیروی کشندی تا حدود ششصد هزار کیلومتر (km600000)دورتر از مرکز آن قابل توجه نیست. اگر در سیاهچاله کوچکتری می افتادید ،مثلا سیاهچاله ای که جرم آن در حدود جرم خورشید است ،در شش هزارکیلومتری(km6000) مرکز سیاهچاله ،نیروی جزر ومدی شما را تحت تاثیر قرار می دهد،وخیلی قبل از آنکه از افق سیاهچاله عبور کنید،بدن شما را پاره می کند.(به خاطر همین سیاهچاله بزرگی را فرض کردیم ،چون می خواستیم حد اقل تا زمانی که به داخل سیاهچاله وارد شوید زنده بمانید). شما در زمان سقوط چه چیزی را مشاهده می کنید؟با کمال تعجب چیز خاصی نمی بینید.تصویر اشیای دور ممکن است به دلایل ناشناسی کج شوند،چون گرانش سیاهچاله نور را به طرف خود می کشد؛ این درون سیاهچاله اتفاق می افتد.هنگامی که شما از پیرامون سیاهچاله عبور می کنید تصویر اشیاء خارجی را می بینید،زیرا نور اشیاءخارجی هنوز به شما می رسد.هیچ کس از بیرون نمی تواند شما را ببیند،زیرا نور پراکنده از شما نمی تواند از گرانش سیاهچاله بگریزد. این سفر شما چقدر طول می کشد؟ بستگی دارد که از کجا (چقدر دورتر)شروع کرده باشید. فرض کنید در حال سکون از جایی شروع کنید که ده برابر شعاع سیاهچاله باشد.پس برای سیاهچاله ای که میلیون برابر خورشید جرم دارد ،حدود هشت دقیقه طول می کشد تا به آنجا برسید.بعد از آنکه این فاصله را پیمودید،فقط هفت ثانیه طول می کشد که شما با نقطه تکین برخورد کنید.این زمان بستگی به اندازه سیاهچاله دارد .بنا بر این اگر در سیاهچاله کوچکتری بیفتید زمان مرگ شما زود تر فرا می رسد.بعد از آنکه از افق سیاهچاله عبور کردید در هفت ثانیه باقیمانده ممکن است وحشت کنیدو نا امیدانه تمام تلاش خود را بکنید و موشک خود را روشن کنید تا از این نقطه تکین دور شوید.متا سفانه،بی فایده است چون نقطه تکین جلوی شما قرار دارد و هیچ راهی برای دور شدن از آن وجود ندارد.در حقیقت به سختی می توانید موشکتان را روشن کنید و به زودی با نقطه تکین برخورد می کنید.تجربه خوبی است به شرطی که برگردید و از ادامه مسافرت لذت ببرید.

آیا میدانید سیاهچاله‌ها چگونه بوجود می‌آیند؟

هر چه ستاره‌های نوترونی بزرگتر باشد کشش جاذبه‌ای داخلی آن نیز بیشتر خواهد بود. در سال 1939 اوپنهایمر فکر کرد که نوترونها نمی‌توانند در برابر همه چیز مقاومت کنند. به نظر او اگر یک چیز در حال از هم پاشیدن بزرگتر از 2.3 برابر اندازه خورشید بود، آنگاه نه تنها الکترونها بلکه نوترونهای آن نیز در هم می‌شکست.
همچنین باید بدانیم که وقتی نوترونها در هم شکستند، دیگر هیچ چیز مطلقا وجود ندارد که از در هم پاشیدن ستاره جلوگیری کند. اگر شما خود را روی سطح یک توده در حال از هم پاشیدن تصور کنید، آنگاه شما با فرو ریختن آن جسم به مرکز آن نزدیکتر و نزدیکتر خواهید شد. و بنابراین نیروی جاذبه بیشتر و بیشتری را حس خواهید کرد. تا هنگامی که ستاره به مرحله کوتوله سفید برسد، شما بیش از 1.016 تن وزن پیدا خواهید کرد.
وقتی که ستاره به در هم پاشیدن ادامه داد و از مرحله ستاره نوترونی هم گذشت و بطور کامل از هم پاشید، وزن شما از 15000 میلیون تن بیشتر و بیشتر خواهد شد. اگر سیاهچاله به اندازه کافی به ما نزدیک بود، می‌توانستیم نیروی جاذبه بر آن را حس کنیم. اما وقتی یک سیاه چاله در میان ستاره‌ها خیلی دورتر از ما قرار دارد، آیا می‌توانیم وجود آنرا اثبات کنیم؟ برای این منظور اخترشناسان دو راه آشکار شدن حدس می‌زنند.

اول از روی جرم سحابی برای مثال اگر آنها جرمهای تمام ستارگان موجود در یک خوشه ستاره‌ای مرئی بطور قابل ملاحظه‌ای کمتر از جرم خوشه وجود داشته باشد، مرکز کهکشانها به عنوان مکانهایی تلقی می‌شوند که در آنها سیاهچاله‌ها وجود دارند. زیرا چگالی مواد در آنجا زیاد است.

راه دوم نیز این بوده که اگر چه hc سیاهچاله‌ها هیچ تشعشعی خارج نمی‌شود، اما چیزهایی که در سیاهچاله‌ها سقوط می‌کنند. به هنگام سقوط اشعه ایکس از خود منتشر می‌کنند و هر چیز کوچکی که در سیاهچاله‌ها سقوط کند تنها مقدار کمی اشعه ایکس از خود منتشر می‌کند. این مقدار برای کشف آن در فاصله میلیونها میلیون کیلومتری کافی نخواهد بود.

در سال 1971 یک دانشمند انگلیسی به نام استفن هاوکینگ عنوان کرد که این واقعه بوجود آمدن سیاهچاله‌ها هنگامی که جهان نخستین انفجار بزرگ خود را آغاز کرد اتفاق افتاده است. هنگامی که تمامی مواد تشکیل دهنده جهان منفجر شد، مقداری از این مواد آن چنان به هم فشرده شدند که تبدیل به سیاهچاله گشتند. وزن برخی از این سیاهچاله‌ها ممکن است به اندازه وزن یک سیاره کوچک و یا از آن کمتر باشد و وی آنها را سیاهچاله کوچک نامید.

نتایج تحقیقات هاوکینگ

    سیاهچاله‌ها می‌توانند وزن از دست بدهند.
    مقداری از انرژی جاذبه‌ای آنها در خارج از محدوده شعاع شوارتز شیلد ستاره به ذرات ماده تبدیل می‌شود.
    ممکن است این ذرات به فضای بیرون بگریزند از این طریق مقداری از مواد تشکیل دهنده سیاهچاله‌های بزرگ که به اندازه یک ستاره وزن دارند، برای تبخیر همه مواد تشکیل دهنده‌اش میلیونها میلیون سال وقت لازم است. در حالی که در این مدت خیلی بیشتر از این مقدار ماده به آن اضافه می‌شود. بنابراین هیچگاه از طریق تبخیر وزن آن کاسته نمی‌شود.
    هر چه سیاهچاله کوچکتر باشد سرعت تبخیر آن بیشتر است یک سیاهچاله کوچک واقعی باید بیشتر از مقدار ماده‌ای که به خود جذب می‌کند وزن از دست بدهد. بنابراین سیاهچاله کوچک باید بوسیله تبخیر کوچکتر و کوچکتر شود و بالاخره هنگامی که دیگر خیلی خیلی کوچک شد یک مرتبه تبخیر آن حالت انفجاری به خود گرفته و تشعشعاتی حتی با انرژی بیشتر از اشعه ایکس منتشر کند. اشعه منتشر شده از این طریق اشعه گاما خواهد بود.
    سیاهچاله‌های کوچکی که 15 میلیون سال پیش هنگام نخستین انفجار بزرگ جهان ایجاد شده‌اند، اکنون ممکن است در حال ناپدید شدن باشند. هاوکینگ اندازه اولیه آنها و نوع اشعه گامایی را که هنگام انفجار تولید می‌کنند، حساب کرد.

مجهولات سیاهچاله‌ها

اگر ستاره شناسان بتوانند نوع پرتوهایی که هاوکینگ پیش بینی کرده است، شناسایی کنند، مدرک خوبی برای تأیید تشکیل و وجود سیاهچاله بدست خواهد آمد. اما تاکنون پرتوهای پیش بینی شده کشف نشده‌اند. با اینحال هر لحظه ممکن است این پرتوها شناسایی شوند. دلیل تابش اشعه ایکس از حفره سیاه این است که جرمی که توسط طوفانهای ستاره‌ای خود ستاره ، از سطح آن می‌گریزند، در فاصله مناسبی که به حفره سیاه رسیدند، توسط حفره شکار می‌شوند و در مداری به دور حفره شروع به چرخش کرده و به این ترتیب شکل یک دیسک عظیم را تشکیل می‌دهند.
با توجه به این نکته که لایه‌های داخلی‌تر دیسک سریعتر از لایه‌های خارجی می‌چرخند، در اثر اصطکاک لایه‌های مختلف دیسک گرم شده و شروع به تابش اشعه ایکس می‌کنند. به این دیسک ، دیسک تجمعی گفته می‌شود. این حالت برای اولین بار در ستاره دوتایی (دجاجه1-X) مشاهده شده است. احتمالا قطر خود حفره سیاه (قطر افق حادثه) 30 کیلومتر است و برای تمامی ستاره دوتایی سیاهچاله ساختمان به همین شکل است.






دسته بندی : علوم ریاضی؛نجوم , علوم ریاضی؛فیزیك ,
 

جهان های موازی / شکار نوترون‌ها بین جهان ما و سایر جهان ها

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 09:48 ق.ظ - شنبه 25 آذر 1391

مفهوم جهان‌های موازی از آن دسته مفاهیمی است که کیهان‌شناسان علاقه زیادی به تئوری پردازی در خصوص آن دارند. با این حال، بسیاری از آنان عموما تمایلی به ارائه اثبات آن ندارند چرا که درعمل اثبات چنین چیزی بسیار دشوار است. اما گروهی از محققان که چند سال قبل نشان داده بودند که چطور ماده می‌تواند بین دنیای ما و دنیاهای دیگر منتقل شود، اکنون گمان می‌کنند که باید بتوانند با استفاده از فناوری موجود این پدیده را در عمل مشاهده کنند. اتفاقی که در صورت وقوع، به تئوری چندجهانی اعتباری دیگر خواهد بخشید. تنها چیزی که این محققان برای این کار نیاز دارند یک بطری نوترون، چند عدد نوترون و یک سال زمان است.


به گزارش پاپ‌ساینس، این آزمایش نیازمند نگهداری بطری نوترون‌ها در وضعیتی فوق‌سرد است، فرایندی که فیزیک‌دانان سالهاست برای اندازه‌گیری سرعت واپاشی نوترون ها انجام می‌دهند. این بطری‌ها –که از مواد معمولی ساخته شده و آکنده از میدان‌های مغناطیسی هستند- قادرند تا این نوترون‌های فوق سرد را به دام بیاندازند و آنها را در چنان سرعت حرکت پایینی نگاه دارند که بتوان نوترون‌ها را مشاهده کرد. فیزیک‌دانان نرخ برخورد این نوترون‌های به دام افتاده را با دیواره ظرف اندازه‌گیری می‌کنند و سرعت کاهش این نرخ را به عنوان سرعت واپاشی نوترون‌ها در نظر می‌گیرند.

 

در یک آزمایش کامل (ایده‌آل)، واپاشی نوترون‌ها همواره و دقیقا برابر با نرخ واپاشی بتا است؛ اما این اتفاق هیچ‌گاه رخ نمی‌دهد چرا که بطری‌های نوترون ایده‌آل نیستند. به همین دلیل نرخ واپاشی همواره اندکی سریع‌تر است که احتمالا به دلیل آن است که برخی از نوترون‌ها توسط عواملی غیر از واپاشی فرار می‌کنند.

 

اما شاید هم این طور نباشد. میشل سارازین از دانشگاه نامور بلژیک و گروه کوچکی از همکارانش تصور می‌کنند که شاید این نوترون‌ها به واقع رهسپار دنیای دیگری می‌شوند. از نظر تئوری، آنها قبلا نشان داده‌اند که پتانسیل‌های مغناطیسی به اندازه کافی بزرگ، می‌تواند بستر لازم را برای مبادله ماده میان دنیاهای موازی فراهم کند. آنها در مقاله اخیر خود از داده‌های نرخ واپاشی نوترون استفاده کرده‌اند تا برای احتمال وقوع چنین رخدادی، حد بالایی را تعیین کنند. آنها دریافتند که چنین رخدادی حتی اگر رخ بدهد، بسیار نادر خواهد بود. بر اساس محاسبات آنها احتمال اینکه یک نوترون به درون جهان دیگری بپرد، کمتر از 1 در یک میلیون است.

 

با این وجود، محاسبات چنین چیزی را کاملا غیرمحتمل نمی‌داند، بخصوص با در نظر گرفتن تعداد نوترون‌های زیادی که وجود دارد. علاوه بر این، سارازین تصور می‌کند که راهی در اختیار دارد تا این پدیده را به صورت تجربی مشاهده کند. هر تغییر در پتانسیل گرانشی باید بر نرخ مبادله ماده تاثیر بگذارد و پتانسیل گرانشی بر روی زمین با گردش سیاره به دور خورشید تغییر می‌کند. کافی است که آزمایش به دام اندازی نوترون را برای یک سال کامل انجام دهید و آنگاه قادر خواهید بود که ببینید در چرخه سالیانه، آیا نوسانی در نرخ واپاشی نوترون وجود دارد یا خیر. اگر این چنین باشد، به آن معناست که نوترون‌ها احتمالا تنها واپاشیده نمی‌شوند، بلکه میان دنیاهای موازی نیز جابه‌جا می‌شوند.

 

زینب حسینی از سایت نجوم ایران

به نقل از خبرآنلاین




دسته بندی : علوم ریاضی؛فیزیك , علوم ریاضی؛نجوم ,
 

جهانهای موازی اثبات شد

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 09:13 ق.ظ - شنبه 25 آذر 1391


فیزیكدانان كوانتومی دانشگاه كالیفرنیا كشف عجیبی كرده اند كه به گونه ای نشان می دهد جسمی كه در مقابل یك فرد قرار گرفته و دیده می شود می تواند به صورت همزمان در جهانی موازی نیز وجود داشته باشد.

به گزارش مهر، این كشف به واسطه ذره ای كوچك و فلزی انجام گرفته است؛ براده ای به قطر یك تار مو، جسمی كه بسیار ریز است اما در عین حال می توان آن را با چشم غیر مسلح نیز مشاهده كرد.

دانشمندان این ذره را در كاسه ای مخروطی و تاریك سرد كرده و تمامی هوای اطراف آن را به منظور حذف ارتعاش خارج كردند. سپس محققان ذره را مانند یك دیاپازون حركت داده و مشاهده كردند ذره در زمانی واحد حركت كرده و متوقف می شود.



چگونه این پدیده را درك كنیم؟

برای درك این پدیده كه كاملا غیر ممكن به نظر می رسد، باید بسیار بسیار كوچك اندیشید، حتی كوچكتر از اتمها، الكترونهایی كه به دور هسته اتم در گردشند، در آن واحد در حالتهای چند گانه حركت می كنند كه ثابت كردن آنها تقریبا غیر ممكن است. به بیان ساده تر می توان گفت زمانی كه فردی در شهر اكلاهاما به دیدن مادر خود می رود در جهان موازی كه ذرات اتمی وی در آن حضور دارند همان فرد در خانه مشغول تماشای تلویزیون است.

به گفته دانشمندان شاید این پدیده كاملا غیر واقعی به نظر آید اما بر پایه علم حقیقی رخ می دهد. بر اساس یكی از نظریه های فیزیكی زمانی كه پدیده ای در یك حالت مشاهده می شود این پدیده جهان را به دو بخش تقسیم می كند. نظریه چند حالتی بر این پایه استوار است كه جهان فعلی طی مشاهده انسان متوقف شده و انسان تنها یكی از واقعیات در حال وقوع را مشاهده می كند. برای مثال می تواند توپ فوتبال را ببیند كه در هوا در پرواز است، اما شاید در جهان موازی این توپ در همان لحظه سقوط كرده باشد و یا شاید اصلا فردی در آن لحظه مشغول بازی فوتبال نباشد.

بسیاری از فیزیكدانان بزرگ پایه های علمی جهان چند حالتی را حتی اگر نتوان آن را به اثبات رساند قبول دارند. "شان كرول" از موسسه تكنولوژی كالیفرنیا یكی از این فیزیكدانان بوده و معتقد است تا زمانی كه نتوان تمدنهای فوق پیشرفته بیگانه را تصور كرد كه پی به واقعیت این نظریه برده اند، انسانها تحت تاثیر امكان وجود جهانهای دیگر قرار نخواهند گرفت. وی در عین حال معتقد است هرگز فردی قادر به ابداع دستگاهی نخواهد بود كه با استفاده از آن بتوان میان این جهانها ارتباط برقرار كرد.

درك واقعیت جهان موازی بستگی شدیدی به درك انسان از زمان دارد. به گفته "كرول" ما زمان را به صورت واقعی احساس نمی كنیم، تنها شاهد گذشت آن هستیم. برای مثال گذشت زمان در هنگام یك مسابقه هیجان انگیز بسیار سریع و در سر كلاس یك درس كسل كننده كاملا كند است. یا هنگامی كه فردی تلاش دارد با تاخیر در دفتر كارش حاضر نشود، دقایق برای وی با سرعتی باور نكردنی می گذرند اما چند دقیقه باقی مانده از ساعت كار به راحتی با چندین ساعت برابری می كنند.



بازگشت به آینده

"فرد آلن ولف" از دانشمندان فیزیك كوانتم نیز معتقد است زمان به شكل یك خیابان یك طرفه به نظر می آید كه از گذشته به سوی حال در حركت است، اما با در نظر گرفتن نظریه های قابل ملاحظه ای كه در سطح كوانتمی ارائه شده اند، ذرات در آن واحد به سمت عقب و جلو در حركتند. در صورتی كه بتوانیم از بخش "جلو و عقب رفتن در آن واحد" صرف نظر كنیم، شانس درك بخشی از فیزیك را از خود گرفته ایم.

به گفته "ولف" زمان در ماشینهای كوانتمی به صورت مستقیم حركت نمی كند بلكه حركتی زیگزاگ داشته و به همین دلیل وی معتقد است امكان ساختن ماشینی كه بتواند زمان را منحرف كند، وجود دارد.

به گفته "ریچارد گات" فیزیكدان دانشگاه پرینستون "سرگئی كریكالو" فضانورد روسی كه در 6 ماموریت فضایی حضور داشته است نسبت به بقیه انسانهای روی زمین 48/1 ثانیه جوانتر است زیرا وی در سرعتی بسیار بالا در مدار حركت كرده است و كم سن تر بودن نسبت به بقیه به معنی جهش به آینده و تجربه نكردن زمان حال مشابه با دیگران است. به گفته وی از جهتی می توان گفت این فضانورد به سوی آینده سفر كرده و دوباره بازگشته است!

"گات" می گوید نیوتن باور داشت زمان پدیده ای جهانی است و تمامی ساعتهای جهان به صورت یكسان حركت می كنند. اكنون با توجه به نظریه نسبیت خصوصی اینشتین می توان گفت سفر به آینده امكان پذیر است. با در نظر گرفتن نظریه گرانش اینشتین، قوانین فیزیك از منظری كه امروز آنها را درك می كنیم نشان می دهند حتی سفر در زمان به سوی گذشته نیز امكانپذیر است اما برای مشاهده امكان این سفر باید قوانین جدید فیزیكی در سطح كوانتمی فراگرفته شوند.

درك این قوانین نیز با استفاده از ذره ای فلزی و بسیار كوچك و كاسه ای مخروطی شكل آغاز شده است. در واقع فیزیكدانان دانشگاه كالیفرنیا با ابداع خود مقیاس ماشینهای كوانتمی را به ابعاد بزرگتری تغییر دادند.

بر اساس گزارش فاكس نیوز، مسئله بعدی فراگرفتن چگونگی كنترل ماشینهای كوانتمی و استفاده از آنها برای اجسام بزرگتر است. در این صورت شاید بتوان با دستكاری تنها چند الكترون كوچك به جهان موازی دست پیدا كرد.


منبع : mehrnews.com و www.pams-astro.com




دسته بندی : علوم ریاضی؛فیزیك , علوم ریاضی؛نجوم ,
 

جهان های موازی ... !

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 08:23 ق.ظ - شنبه 25 آذر 1391

دید کلی

  • آیا نسخه دومی از شما ، یک رونوشت از خود شما وجود دارد که همین الان مشغول خواندن این مقاله باشد؟
  • آیا شخصی دیگر با اینکه شما نیست، روی سیاره‌ای به نام زمین با کوههای مه گرفته ، مزارع حاصل خیز و شهرهای بی در و پیکر در منظومه خورشیدی که هشت سیاره دیگر نیز دارد، زندگی می‌کند؟

  • آیا زندگی این شخص از هر لحاظ درست عین زندگی شما بوده است؟
  • اگر جوابتان مثبت است، شاید در این لحظه او تصمیم بگیرد این مقاله را تا همین جا رها کند، در حالی که شما به خواندن مقاله تا انتها ادامه خواهید داد.

نظریه جهان های موازی

اندیشه وجود یک خود دیگر نظیر آنچه که در بالا شرح آن رفت عجیب و غیر معقول به نظر می‌رسد، اما آنگونه که از قرائن بر می‌آید انگار مجبوریم آن را بپذیریم. زیرا مشاهدات نجومی از این اندیشه غیر مادی پشتیبانی می‌کنند. بنابر این پیش بینی ساده‌ترین و پر طرافدارترین الگوی کیهان شناسی که امروزه وجود دارد، این است که هر یک از ما یک جفت (همزاد) داریم که در کهکشانی که حدود 10280 متر دورتر از زمین قراردارد، زندگی می‌کنند.

این مسافت آنچنان زیاد است که بطور کامل خارج از هر گونه امکان بررسیهای نجومی است، اما این امر واقعیت وجود نسخه دوم ما را کمرنگ نمی‌کند. این مسافت بر اساس نظریه احتمالات مقدماتی برآورده شده و حتی فرضیات خیال پردازانه فیزیک نوین را نیز در بر نگرفته است.

فضای بیکران

اینکه فضا بیکران است و تقریبا بطور یکنواخت از ماده انباشته شده است، چیزی که مشاهدات هم آن را تأیید می‌کنند. در فضای بی کران حتی غیر محتمل‌ترین رویدادها نیز بالاخره در جایی ، اتفاق خواهند افتاد. در این فضا ، بینهایت سیاره مسکونی دیگر وجود دارد، که نه تنها یکی بلکه تعداد بیشماری از آنها مردمانی دارند که شکل ظاهری ، نام و خاطرات آنها دقیقا همان هاست که ما داریم. به ساکنانی که تمامی حالتهای ممکن ار گزینه‌های موجود در زندگی ما را تجربه می‌کنند. من و شما احتمالا هرگز خودهای دیگران را نخواهیم دید.

وسعت عالم

دورترین فاصله‌ای که ما قادر به دیدن آن هستیم، مسافتی است که نور در مدت 14 میلیارد سال که از انفجار بزرگ و آغاز انبساط عالم سپری شده است، طی می‌کند. دورترین اجرام مرئی هم اکنون حدود 4x1026 متر دور تر از زمین قرار دارند. این فاصله که عالم قابل مشاهده توسط ما را تعریف می‌کند. بطور مشابه ، عالمهای خودهای دیگر ما کراتی هستند به همین اندازه ، که مرکزشان روی سیاره محل سکونت آنهاست. چنین ترکیبی ساده‌ترین و سر راست‌ترین نمونه از جهانهای موازی است. هر جهان تنها بخشی کوچک از "جهان چند گانه" بزرگتر است.

جدال فیزیک و متا فیزیک

با این تعریف از جهان ممکن است شما تصور کنید که مفهوم جهان چند گانه تا ابد در محدوده قلمرو متا فیزیک باقی خواهد ماند. اما باید توجه داشت که مرز میان فیزیک و متا فیزیک را این مسأله که یک نظریه از لحاظ تجربه قابل آزمون است، یا خیر تعیین می‌کند نه این موضوع که فلان نظریه شامل اندیشه‌های غریب و ماهیتهای غیر قابل مشاهده است. مرزهای فیزیک به تدریج با گذر زمان فراتر رفته و اکنون مفاهیمی است بسیار انتزاعی تر نظیر زمین کروی ، میدان الکترو مغناطیسی نامرئی ، کند شدن گذر زمان در شرعتهای بالا ، برهمنهی کوانتومی ، فضای خمیده و سیاهچاله را در بر گرفته است. طی چند سال گذشته مفهوم جهان چند گانه نیز به این فهرست اضافه شده است.

پایه این اندیشه بر نظریاتی است که امتحان خود را به خوبی پس داده‌اند. نظریاتی همچون نسبیت و نظریه مکانیک کوانتومی ، افزون بر آن به دو قاعده اساسی علوم تجربی نیز وفادار است. که پیش بینی می‌کنند و می‌توانند آن را دستکاری نمایند.

انواع جهان های موازی

دانشمندان تا کنون چهار نوع جهان موازی متفاوت را تشریح کرده‌اند. هم اکنون پرسش کلیدی وجود یا عدم جهان چند گانه نیست، بلکه سوال بر سر تعداد سطوحی است که چنین جهان می‌توان داشته باشد. یکی از نتایج متعدد مشاهدات کیهان شناسی اخیر این بوده است که جهانهای موازی دیگر مفهومی خیال پردازانه و انتزاعی صرف نیست. به نظر می‌رسد که اندازه فضا بینهایت است. اگر اینگونه باشد، بالاخره در جایی از این فضا هر چیزی که امکان پذیر باشد واقعیت خواهد یافت. اصلاً مهم نیست که امکان پذیری آن تا چه حد نامتحمل است.

فراسوی محدوده دید تلسکوپهای ما ، نواحی دیگری از فضا کاملا شبیه آنچه که پیرامون ماست وجود دارند، آن نواحی یکی از انواع جهانهای موازی هستند. دانشمندان حتی می‌توانند محاسبه کنند که این جهانها بطور متوسط چقدر با ما فاصله دارند و مهمتر از همه اینکه تمامی اینها فیزیک حقیقی و واقعی است. زمانی که کیهان شناسان با نظریاتی روبرو می‌شوند که از استحکام لازم برخوردار نیستند، نتیجه می‌گیرند که جهانهای دیگر می‌توانند ویژگیها و قوانین فیزیکی کاملا متفاوتی داشته باشند. وجود این جهانها بسیاری از جنبه‌های پرسش بنیادی در خصوص ماهیت زمان و قابل درک بودن جهان فیزیکی را پاسخ داد.

منبع: www.mmaghale.blogfa.com




دسته بندی : علوم ریاضی؛فیزیك , علوم ریاضی؛نجوم ,
 

تازه ها در زمینه انرژی خورشیدی

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 02:24 ق.ظ - شنبه 6 آبان 1391



 استادیوم های برزیل برای جام جهانی در سال 2014، با انرژی خورشیدی کار خواهند کرد



برزیل قرار است که نیروی برق چند ورزشگاه را از سلولهای خورشیدی تامین کند. (متعجب نشوید چرا که برزیل قصد دارد در این انرژی های تجدید پذیر و پایدار پیش قدم باشد.)
تمامی این استادیومها که برای این رویداد طراحی می شوند احتمال می رود که کمترین استانداردهای انرژی پایدار را بدست بیاورد در حالیکه تمامی تلاش خود را برای بدست آوردن بالاترین استانداردها می کند. 10 تا از 12 استادیوم هم اکنون به انجمن سازه های سبز آمریکا (LEED) برای مدیریت در مراحل طراحی انرژی و محیط اختصاص داده شده است. یکی از این استادیوم ها "مانه گارینچا" در پایتخت برزیل، برزیلیا در جستجوی گرفتن نشان پلاتین از این سازمان هست که در واقع این موجب می شود که این استادیوم اولین استادیوم فوتبال در دنیا باشد که این مقام را خواهد گرفت.
استادیوم " مانه گارینچا" شامل یک سقفی هست که می تواند پانلهای خورشیدی را در کنار هم با گنجایش 2.5 MWp داشته باشد. در زمان اوج مصرف انتظار می رود که 50% از نیروی مورد نیاز ورزشگاه را تامین کند. این سیستم خورشیدی انتظار می رود که 3.78 میلیون دلار صرفه جویی کند. بقیه استادیوم ها نیز همچنین به این سیستم مجهز خواهند شد:
استادیوم دو ماراکانا با گنجایش 85 هزار صندلی که میزبان بازی فینال جام جهانی فیفا در سال 2014 خواهد بود بزودی با انرژی خورشیدی کار خواهد کرد. بیش از 1500 پانل خورشیدی بر یک حلقه فلزی بزرگ بدور استادیوم نصب می شود. مدل های سری YGE 245 برای این پروژه استفاده خواهد شد. این مدل ها از سلول های پلی کریستالین که هر یک 245 وات برق تولید می کند، استفاده می کند.




"کلادیو لانگون"(Claudio Langone) هماهنگ کننده دفتر کار محیط و انرژی پایدار برای جام جهانی 2014 چنین می گوید:
"در برزیل در سال 2014 انرژی های پایدار بهترین دست آوردی است که در این دوره مسابقات خواهیم داشت."
Yingli اولین کمپانی انرژی های پاک بود که در جام جهانی 2010 چین یکی از اسپانسرها بود و هم اکنون برای جام جهانی 2014 و سازه های خورشیدی در استادیومها نیز یک اسپانسر خواهد بود.

استودیوی موسیقی که 100% با انرژی خورشیدی کار می کند


استدیوی تورتوگا بلانکو موسیقی که بر اساس انرژی های سبز ساخته شده، تجهیزاتش نیز با انرژی خورشیدی کار می کند. استدیو که به ماشین سبز معروف است توسط 18 پانل خورشیدی کار می کند. انرژی تبدیل شده به کنترل کننده های انرژی هدایت می شود که توسط 8 باطری قوی ذخیره می گردد.
آنها کمی متفاوت تر از باطری های معمولی خودرو هستند. این باطریها 6 ولت هستند، اما به نحوی متصل می شوند که در نهایت 12 ولت انرژی خواهند داد.
به خاطر باطری ها ماشین سبز بعد از اینکه خورشید هم غروب کرد می تواند برق داشته باشد. باطری ها سیستمی دارند که مدام آنها را کنترل می کند که تخلیه کامل نشوند، ضمنا برای بهینه سازی سیستم یک ژنراتور بادی کوچک هم در آن موجود است. به این صورت هست که در شب یکسری شارژرهای کوچک جایگزین می شوند.

زیباترین خودروی خورشیدی دنیا بعد از تکمیل سفر 3100 مایلی موفقت آمیزش در استرالیا و نیوزلند به آمریکا رسید.




زیباترین خودروی خورشیدی دنیا بعد یک سفر 3100 مایلی از استرالیا و نیوزلند به کالیفرنیا رفت. این خودروی خورشیدی به کارخانه تولید صفحه های خورشیدی در آمریکا و همچنین دانشگاه علمی کاربردی "بوخوم" آلمان ملحق شده است. یک خودروی اسپرت 2 سرنشینه هست و همچنین از پنلهای خورشیدی که روی سقف آن متصل است تغذیه می شود. هر ساله در استرالیا مسابقاتی برگزار می شود که توسط خودروهای خورشیدی برگزار می گردد. مسابقاتی که 3000 مایل مسافت دارد، از طرفی سازمان جهانی انرژی خورشیدی برای یک مسابقه 21000 مایلی مراتبی را در نظر دارد مسافتی که بالاترین رکوردی خواهد بود که خودروهای خورشیدی طی خواهند کرد. این مسافرت بیش از 3700 مایل در آمریکا به تنهایی خواهد بود که از کالیفرنیا شروع خواهد شد و در جنوب آن به پایان خواهد رسید. این مسافرت بایستی 49 روز طول بکشد در این مسیر 5 پایگاه وجود دارد که خدمه جهت استراحت پذیرایی خواهند شد. سازمان انرژی خورشیدی همچنین میزبان یک مسابقه در فیس بوک خواهد بود: اگر کسی در این سفر محل ماشین ها رو تشخیص بدهد و همچنین ایستگاههایی که آنها متوقف می شوند را پیگیری کنند می توانند جزو برنده ها باشند که توسط این سازمان به آنها جوایزی اهدا خواهد شد.
بعد از ترک جنوب کالیفرنیا، این سازمان به اروپا و آفریقا و آسیا خواهد رفت و در نهایت دوباره به استرالیا پایان امسال باز خواهد گشت.


پلانت سولار، بزرگترین کشتی خورشیدی دنیا ، اولین سفرش به دور دنیا را روز جمعه 4 می سال 2012 در موناکو با موفقیت به پایان رساند.


طوری برنامه ریزی شده بود که چهارم ماه می 2012 سفر دور دنیای خود را در موناکو به پایان برساند. بندرگاه هرکول پذیرای این کشتی خورشیدی بود، کشتی که از سپتامبر 2010 قصد توسعه انرژی خورشیدی و معرفی آن را به دنیا داشته است.
رافائل دومخان بنیان گذار این پروژه در مورد برخی از مشخصه های جالب این کشتی در طول یک مهمانی آخر هفته در موناکو این طور می گوید:
 این کشتی در نهایت بعد از پایان این سفر 60000 کیلومتری، تماما با انرژی خورشیدی کار کرد.
اطلاعاتی راجع به این کشتی:

طول: 35 متر و عرض: 23 متر
ارتفاع: 6.10 مترو وزن :95 تن
پنلهای خورشیدی: 38000 تا با 22.6% بازدهی
بیشترین میزان انرژی: 120 kW
موتور متوسط: 20کیلو وات
خدمه : حداقل 4 نفر

تولید برق ساختمان با پنجره‌های خورشیدی


یک تیم تحقیقاتی از دانشگاه "فلیندر" ساخت پنجره‌های هوشمند را مورد بررسی قرار داده و اخیرا موفق به تولید پنجره‌هایی با قدرت تولید انرژی الکتریسیته با استفاده از نور خورشید شدند. برای رسیدن به این هدف، یک دانشجوی دکتری به نام "مارک بیست" با استفاده از نانو لوله‌های کربنی پیل خورشیدی جدیدی تولید کرده است

برخلاف نمونه‌های مبتنی بر سیلیکون، نانو لوله‌های کربنی ارزان بوده و قادرند با کارایی بیشتری انرژی تولید کنند. "بیست" می‌گوید: نیروی خورشیدی یکی از گرانقیمت‌ترین منابع تجدیدپذیر انرژی است
پیل‌های خورشیدی سیلیکونی که امروزه استفاده می‌شوند، بسیار گران‌قیمت بوده و برای خالص‌سازی آنها باید انرژی زیادی صرف کرد.

بازدهی پیل‌های خورشیدی سیلیکونی تقریبا 10 درصد است که اگر با این کارایی کار کنند، 15 سال طول می‌کشد تا انرژی صرف شده برای تولید آنها جبران شود، زیرا برای تولید این پیل‌ها از سوخت‌های فسیلی استفاده می‌شود.

"مارک بیست" می‌افزاید: نانو لوله‌های کربنی شفاف هستند، به این معنا که می‌توان آنها را مستقیما روی شیشه پنجره‌ها اسپری کرد بدون این که مانع از عبور نور خورشید شوند. علاوه‌ بر این، نانو لوله‌های کربنی انعطاف پذیرند، بنابراین می‌توان آنها را روی مواد مختلف از قبیل پارچه‌ها اضافه کرد. چنین فناوری برای کسانی که در حوزه تبلیغات فعال هستند، بسیار جذاب است.

"بیست" می‌گوید: هر چند مقدار انرژی که این پنجره خورشیدی تولید می‌کند، جوابگوی تمام انرژی مورد نیاز برای یک دفتر کار نیست، اما دارای مزایای مالی و زیست محیطی قابل توجهی است. در هر جایی که پنجره وجود داشته باشد، این پوشش قابل استفاده خواهد بود؛ از آن جایی که نصب پنجره و شیشه، با حضور یا عدم حضور این پوشش، قیمت یکسانی دارد، بنابراین استفاده از این سیستم مقرون به‌ صرفه است.

استفاده از این سیستم مانند این است که پنجره‌ها رنگ شود، در حالی که این رنگ زدن منجر به تولید الکتریسیته می‌شود، از آن جایی که بیشتر ساختمان‌های اداری فاقد فضای کافی برای نصب پنل‌های خورشیدی هستند، استفاده از این پنجره‌ها بسیار مفید است.

این فناوری شباهت زیادی به فرایند فتوسنتز دارد، فرایندی که در آن گیاهان از نور خورشید انرژی تولید می‌کنند. با این تفاوت که در این فناوری از نانو لوله‌های کربنی برای تولید جریان الکتریسیته استفاده می‌شود. زمانی که نور به این پیل خورشیدی می‌تابد، الکترون‌ها درون نانولوله‌ها تولید شده و موجب کارکرد ادوات الکترونیکی می‌شوند. تاکنون از این سیستم یک نمونه آزمایشگاهی تولید شده است که در قدم بعد باید این پیل خورشیدی کربنی را در مقیاس صنعتی تولید کرد. اگر همه کارها روی برنامه انجام شود، می‌توان انتظار داشت تا 10 سال آینده این فناوری به بازار برسد.

منبع: source55.mihanblog.com



دسته بندی : علوم ریاضی؛فیزیك , علوم ریاضی؛نانو تکنولوژی ,
 

دانلود مقاله علمی "علم راهی بسوی آفریدگار جهان"/شگفتیهای قرآن

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 06:58 ق.ظ - جمعه 30 تیر 1391

این مقاله دارای 114 صفحه میباشد.

فهرست
مقدمه ............................................................................................................ 4
بیگ بنگ و انبساط جهان .................................................................................... 5
جهان و چهار نیروی بنیادی .................................................................................. 7
سپرهای محافظ زمین ........................................................................................ 9
نیروی گرانش از اتم تا منظومه شمسی ............................................................... 13
آب مایه حیات ................................................................................................. 16
موتوری با بازده 100٪ ....................................................................................... 21
نقش حیاتی این موجود ذره بینی ....................................................................... 29
این موجودات زنده خدمتگزار .............................................................................. 32
نور خورشید ................................................................................................... 36
خورشید و حرکت آن ......................................................................................... 40
دنیای شگفت انگیز حشرات .............................................................................. 42
سلول ........................................................................................................... 52
شانس یا طراح بینهایت هوشمند ....................................................................... 55
مغز انسان ..................................................................................................... 62
دستگاه گردش خون ......................................................................................... 65
دستگاه تنفس ................................................................................................ 69
دستگاه گوارش ............................................................................................... 73
پالایشگاههای بدن .......................................................................................... 77
نامه های شیمیایی حیاتی ............................................................................... 80
دستگاه عصبی ............................................................................................... 83
عجایب چشم انسان ....................................................................................... 87
گوش و اسرار آن .............................................................................................. 92
پوست .......................................................................................................... 94
حس بویایی ................................................................................................... 97
حس چشایی ................................................................................................. 98
فلزات ............................................................................................................ 99
پست ترین نقطه زمین .................................................................................... 100
حرکت کوه ها و حرکت زمین ............................................................................. 102
محمد (ص) آخرین فرستاده آفریدگار ................................................................... 106



حجم: 6.764 Mb




دسته بندی : دانلود؛کتاب الکترونیکی , علوم انسانی؛تاریخی , علوم انسانی؛روانشناسی , علوم تجربی؛پزشکی , علوم تجربی؛حیوانات , علوم تجربی؛زمین شناسی , علوم ریاضی؛ریاضی , علوم ریاضی؛فیزیك , علوم ریاضی؛مغناطیس , علوم ریاضی؛مكانیك , علوم ریاضی؛نجوم , مذهبی؛اعجاز علمی قرآن و اسلام ,
 

شناختی تازه از آلبرت انیشتین

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 07:20 ق.ظ - شنبه 20 خرداد 1391

آلبرت اینشتین فیزیک دان، نظریه پرداز، نویسنده و پژوهشگر آلمانی در چهاردهم مارس سال 1879 میلادی در ورتمبرگ آلمان چشم به جهان گشود و در 18 آوریل 1955 میلادی در پرینستون دیده از جهان فروبست.

آلبرت در زمان تولد سر بزرگی داشت و تا سه سالگی نیز زبان باز نکرد، به این خاطر پدر و مادرش نگران بودند.

در مدرسه نیز وی را کندذهن می دانستند.

ده ساله بود که دانشجویی به نام مکس تالمود اینشتن را با متون علمی و فلسفی آشنا کرد. درسهای تالمود شش سال ادامه پیدا کرد.

پدر انیشتین ورشکست شد و به ایتالیا رفت.

انیشتین نیز سرانجام دوران دبیرستان را به صورت ناتمام رها کرد.

آن گاه به سوییس رفت و به سال 1896 دیپلم خود را دریافت کرد. به تابعیت آلمانی خود پایان داد و پنج سال یک بی وطن بود. پس از این در موسسه فدرال پلی تکنیک ثبت نام کرد و به زوریخ رفت.

نسبیت خاص یکی از نظریاتی است که اینشتین مطرح کرد. اینشتن به سال 1915 نظریه جدید گرانش یا نسبیت عام را مطرح کرد. معادله ای که از سوی او طرح شد، به جای قانون جاذبه نیوتون نشست. این معادله بعدها با نام معادله میدان اینشتین شناخته شد.

این شاهکار تفکر بشری در مورد طبیعت بود. اکتشافی تازه و نظریه ای جدید در مورد جهان که دید همگان نسبت به همه چیز را تغییر داد.

انیشتن در جنگ جهانی دوم به آمریکا مهاجرت کرد و در پروژه ای که به منظور ساخت بمب اتمی شرکت جست.

به سال 1921 جایزه نوبل را به خاطر خدماتش به فیزیک نظری و به خصوص به خاطر کشف قانون اثر فوتوالکتریک دریافت کرد.

پس از تاسیس اسرائیل به آن کشور مهاجرت کرد و به عنوان عضو هیئت علمی و استاد در دانشگاه عبری اورشلیم به تدریس پرداخت. او در تاسیس دانشگاه عبری در بیت المقدس کوشید و مقالات و دارایی ها و حتی اجازه انتشار تصویر خود را وقف آن دانشگاه کرد. بعدها تصویر او روی اسکناس های اسرائیلی نقش بست.

به سال 1930 کتابی با عنوان در مورد صهیونیسم: مجموعه مقالات و سخنرانی های استاد آلبرت اینشتین منتشر شد.

حمایت او از صهیونیسم باعث خشم راستگرایان آلمان شد.

به سال 1952، به او پیشنهاد شد که دومین رئیس جمهور کشور اسرائیل شود ولی او این پیشنهاد را نپذیرفت. دوباره به آمریکا بازگشت و در شهر پرینستون ساکن شد.

او گفت که به ماهیت اصلی یهودیت باور دارد ولی با عقیده یک کشور یهودی دارای مرز، ارتش، و درجه ای از قدرت دنیوی هر چقدر هم که متعادل باشد، مخالف است و نامه ای علیه مناخیم بگین برای برخورد نامناسب با اعراب امضا کرد.

اینشتین، مردی صلح طلب، بشردوست و سوسیال دمکرات متعهد بود و تحت تاثیر گاندی قرار داشت.

وی از جامعه سرمایه داری در غرب و نیز از استبداد شرقی در اتحاد شوروی انتقاد می کرد. وی از پایه گذاران حزب دموکرات در آلمان بود و در نهضت پایان زجرکشی در آمریکا شرکت جست.

او به همراه آلبرت شوایتزر و برتراند راسل، علیه آزمایش هسته ای و بمب اتم به مبارزه برخاست و چند روز پیش از مرگ، بیانیه راسل - اینشتین را امضا کرد.

او معشوقه های بسیاری داشت که با دو تن از آنان ازدواج کرد. پسر او ادوارد نام پیدا کرد و دخترخوانده ای نیز داشت.

او تئوری کوانتوم و مکانیک آماری را گسترش داد و بیشتر به خاطر نظریه نسبیت و بویژه برای هم ارزی جرم و انرژی (E=mc2) شهرت یافت.

اکنون نیز او مشهورترین فرد جهان به شمار می رود. در فرهنگ عامه، هر فرد باهوشی را اینشتین می خوانند.

اینشتین بیش از پنجاه مقاله علمی منتشر کرد. چرا جنگ؟، 1933، به همراه زیگموند فروید، دنیایی که من می بینم، 1934، پس از سال های پایانی من، 1950 ازجمله آثار غیر علمی او بودند.

آثار ترجمه شده به فارسی

نسبیت نظریه خصوصی و عمومی؛ غلامرضا عسجدی، تهران: امیرکبیر.

مقالات علمی اینشتین؛ محمود مصاحب، انتشارات پیروز و انتشارات فرانکلین.

فیزیک و واقعیت؛ محمدرضا خواجه پور، تهران: خوارزمی.

نسبیت و مفهوم نسبیت؛ محمدرضا خواجه پور، تهران: خوارزمی.

تکامل فیزیک؛ به همراه لئوپولد اینفلد، احمد آرام، تهران: خوارزمی.

حاصل عمر؛ ناصر موفقیان، تهران: علمی و فرهنگی.

اینشتین 1905: مجموعه مقاله های سال 1905؛ آلبرت اینشتین، ترجمه احمد شریعتی، تهران: دانشگاه الزهراء، 1383.

 

فهرست منابع

رنج های آلبرت اینشتین؛ آنتونیا والنتین، ترجمه هوشنگ گرمان، انتشارات توکا.

اینشتین؛ ژوزف شوارتز و مایکل مک گینس، ترجمه آرام قریب، تهران: شیرازه.

اینشتین در 90 دقیقه؛ جان و مری گریبین، ترجمه مسعود سلطانی، انتشارات ذکر.

زندگی نامه آلبرت اینشتین و تاریخ سیاسی و اجتماعی دوران او؛ فیلیپ فرانک، ترجمه حسن صفاری، تهران: امیرکبیر.

پاینده باد ایران

 

 mirasyar.persianblog.ir :منبع

 




دسته بندی : علوم انسانی؛تاریخی , علوم ریاضی؛فیزیك ,
 

سحاب چشم گربه (اعجاز علمی قرآن)

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 01:55 ق.ظ - پنجشنبه 28 مرداد 1389

سحاب چشم گربه  (Cat’s Eye Nebula)

موقع انفجار و فرو پاشی ستارگان، گازها و موجهای حاصله ترکیبی بسیار زیبا بمانند گل رز ایجاد می کنند.     
عکس ناسا (
NASA) که توسط تلسکوپ هابل (Hubble Telescope) گرفته شده است :


  


این پدیده در قرآن مجید در سوره الرحمن آیه 37 بیان گردیده است:

فإذا انشقت السماء فكانت وردة كالدهان

هنگامی كه آسمان از هم پاشیده شود و مانند رنگ سرخی رز(گلگون) درآید

چگونه؟ 1400 سال پیش که هیچ تلسکوپی وجود نداشته!    
اینچنین قرآن این صحنه را توصیف میکند !؟      
لحظه ای بیاندیشیم.......

الله اکبر

خدا یا بعضی ها با وجود این همه نشانه باز دنبال نشانه می­گردند.

Copy rights by:

Islamlibrary.persiangig.ir

http://islam-pdf.persiangig.com







دسته بندی : علوم ریاضی؛فیزیك , علوم ریاضی؛نجوم , مذهبی؛اعجاز علمی قرآن و اسلام ,
 

بور و هایزنبرگ از بمب چه گفتند؟

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 11:40 ب.ظ - یکشنبه 23 فروردین 1388

بور و هایزنبرگ دو فیزیكدان برجسته قرن بیستم، در سپتامبر ۱۹۴۱ درست در بحبوحه جنگ جهانى دوم ملاقاتى داشتند كه به یكى از بحث انگیزترین رویدادهاى تاریخ علم بدل شده است. اهمیت آن دیدار به دلیل حرف هایى است كه این دو دانشمند از انرژى هسته اى و همین طور سلاح هسته اى زده اند. سال ها بعد از آن ملاقات و بعد از جنگ، فیزیكدانان دیگر و مورخین علم ادعاهاى عجیبى در مورد آن ملاقات مطرح كردند. حرف هایى از این دست كه هایزنبرگ قصد داشته از بور اطلاعات بگیرد، یا اینكه بور اطلاعات هایزنبرگ را در اختیار آمریكایى ها قرار داده است. این مقاله سعى دارد ضمن بررسى این ملاقات نگاهى به رویدادهاى آن سال ها و چگونگى ساخته شدن سلاح هسته اى بیندازد.




دسته بندی : علوم ریاضی؛فیزیك , علوم انسانی؛تاریخی ,
 

پدیده ی تونل زنی کوانتومی

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 11:38 ب.ظ - یکشنبه 23 فروردین 1388

«این احتمال اندک وجود دارد که ذرات از میان موانع نفوذ ناپذیر «تونل» بزنند یا یک جهش کوانتومی انجام بدهند

این یکی از حیرت آورترین پیشگویی های تئوری کوانتوم است. در سطح اتمی این پیش بینی چیزی از یک موفقیت فوق العــاده، کم نداشته است. «تونل زنی» یا جهش های کوانتومی از روی موانع، از تمامی امتحانات تجربی صورت گرفته سر بلند بیرون آمده است. در واقع حال دیگر، دنیای بدون تونل زنی قابل تصور نیست.

یک آزمایش ساده که صحت تونل زنی کوانتومی را نشان می دهد، قرار دادن یک الکترون در یک جعبــه می باشد. در حالت معمول الکترون آنقدر انرژی ندارد که از دیوارهای جعبه عبور کند. اگر فیزیک کلاسیک درست باشد، آنگـاه الکترون هیچ گاه قادر به ترک جعبه نخواهد بود. ولی بر طبق تئوری کوانتوم، موج احتمال الکترون از جعبه کذشته و به دنیای بیرون نفوذ خواهد کرد. این نفوذ از دیواره را می توان به طور دقیق توسط معادله موج شرودینگـــر محاسبه کرد. یعنی یک احتمال هر چند ناچیز وجود دارد که الکترون در جایی بیرون از جعبه وجود داشته باشد. به بیان دیگر، احتمال مشخص ولی اندکی وجود دارد که الکترون از مانع تونل زنی کرده و از جعبه بگذرد. هنگامی که در آزمایشگـاه سرعت تونل زنی الکترون ها از این موانع را اندازه می گیریم، نتایج بطور دقیق با تئوری کوانتوم مطابقت دارند.

راز تونل زنی در دیود تونلی نهفته است که یک ابزار کاملا مکانیک کوانتومی است. به طور معمول، ممکن است الکتریسته برای عبور از دیود تونلی انرژی کافی نداشته باشد، ولی تابع موج این الکترونهـا می توانند از موانع دیودی عبور کرده و لذا از این احتمال که الکتریسیته با تونل زنی در مانع در طرف دیگر آن ظاهر می شود نمی توان چشم پوشی کرد. موقعی که به صدای زیبای موسیقی استریو گوش فرا می دهیـد، به یاد داشته باشیـد که در حال گوش دادن به ریتم های تریلیونهـا تریلیون الکترون هستید که از این قوانین و سایر قوانین عجیب مکانیک کوانتومی پیروی می کننـد.

اگر مکانیک کوانتومی اشتباه بود، در این صورت تمام وسایل الکترونیکی مثل تلویزیونهـا، کامپیوترهـا، استریو و غیره از کار می افتادند. در واقع اگر تئوری کوانتوم اشتباه بود، اتمهای بدن ما از هم فرو پاشیده شده و ما فورا از هم واپاشیده می شدیم. بر طبق معادلات ماکسول، الکترونهـایی که در یک اتم می چرخنـد باید در یک میکرو ثانیه انرژی خود را از دست داده و روی هسته فرو بیفتنـد. تئوری کوانتوم از این فرو پاشی ناگهانی ممانعت به عمل می آورد و لـــذا این واقعیت که ما موجودیت داریم، دلیل روشنی بر درستی مکانیک کوانتومی است.



دسته بندی : علوم ریاضی؛فیزیك ,
 

ارائه تئوری تار عنكبوت‌های كیهانی

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 11:19 ب.ظ - یکشنبه 23 فروردین 1388

دانشمندان مركز فیزیك نجوم اسمیت سونین دانشگاه هاروارد تئوری جدیدی را با عنوان « تارهای كیهانی » (cosmic web) ارائه كردند كه نشان می دهد ماده تاریك به همان روشی كه تارهای عنكبوت تشكیل می شوند ، در جهان پخش می شود . این دانشمندان در این خصوص اظهار داشتند ؛ « ما با روش های شبیه سازی توانستیم گستردگی ماده تاریك در جهان نزدیك را مورد بررسی قرار دهیم و مشاهده كنیم كه این ماده به طرف گرمایی كه به سبب تاثیرات جاذبه یی ماده تاریك شكل گرفته است ، جذب می شود »  براساس تئوری های موجود ، ۹۵ درصد از كیهان را ماده تاریك تشكیل می دهد . این دانشمندان با استفاده از رصدهای تلسكوپ های اشعه ایكس چاندرا و «XMM-Newton» تئوری جدید « تارهای كیهانی » را مطرح كردند  . به گفته این دانشمندان « این رشته‌ها همچنین می‌توانند كلید شناخت بیشتر ماده زنده باشند . ماده زنده بخشی از ماده مرئی كیهان است كه حدود ۵/۲ درصد از ۵ درصد ماده معمولی جهان را تشكیل می دهد. » به گفته این دانشمندان ، این رشته‌ها می توانند توسط ماده تاریك و ماده معمولی ساخته شوند .




دسته بندی : علوم ریاضی؛فیزیك , علوم ریاضی؛نجوم ,
 

تعریف جرم بحرانی برای اجرام نوترونی

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 11:18 ب.ظ - یکشنبه 23 فروردین 1388

با افزایش جرم اجرام نوترونی ، فشار در داخل آنها به بینهایت میل میكند و تحمل این فشار برای نوترون‌ها و ... غیر ممكن خواهد بود ، نوترون‌ها مجبورند در هم ادغام شوند ، یعنی در هم فرو روند و ذرات جدید را به وجود آورند كه این تبدیلات ذرات به یكدیگر در عالم فیزیكی همواره انرژی‌زا است و یك نوع واكنش هسته‌ای محسوب میشود . جرم بحرانی برای اجرام نوترونی كمترین جرمی از نوترون‌ها یا نوكلئون‌ها محسوب میشود كه در آن نوترونها در زمان كوتاهی در هم ادغام شوند . محاسبه این جرم بحرانی كار ساده‌ای نیست ، ولی در رمبش ( فرو ریزش جرم به طرف مركز ) یك ستاره بسیار بسیار بزرگ یا یك كوازار و یا یك كهكشان ، حتی یك خوشه ستاره‌ای و یا خوشه كهكشانی ، محتمل و قابل دست یابی است . و همچنین در زمان بلعیده شدن تعداد زیادی از ستارگان توسط یك سیاه‌چاله و یا یك ستاره نوترونی كه همواره باعث افزایش جرم خواهد شد .  

جرم بحرانی به نوع جرم نوترونی یعنی شكل هندسی و در نتیجه سرعت زاویه‌ای آن بستگی دارد . به این معنی كه هر چه قدر سرعت زاویه‌ای آن كم باشد ، شكل هندسی آن به كره تمایل داشته و فشار در مركز آن افزایش یافته و در نتیجه جرم بحرانی آن كم خواهد بود ، ولی اگر سرعت زاویه‌ای آن زیاد باشد ، به علت نیروی گریز از مركز ، شكل هندسی آن نزدیك به یك تورس بوده و از فشار داخل آن كاسته شده و در نتیجه جرم بحرانی آن افزایش خواهد داشت .




دسته بندی : علوم ریاضی؛نجوم , علوم ریاضی؛فیزیك ,
 

تعریف جرم بحرانی برای عناصر رادیواكتیو

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 11:18 ب.ظ - یکشنبه 23 فروردین 1388

كمترین جرمی از ماده رادیو اكتیو است كه در آن نوترونها پیش از آن كه از آن جرم خارج شوند در زمان كوتاه به هسته‌ای دیگر برخورد نمایند و برای هر شكافت ؛ به طور متوسط یك شكافت دیگر ایجاد گردد .

جرم بحرانی به نوع ماده رادیو اكتیو ؛ درجه خلوص و شكل نمونه‌ای كه از آن خواهیم ساخت بستگی دارد .

برای این كه جرم بحرانی با كمترین مقدار ممكن تهیه شود باید كمترین سطح را با جرم معین ایجاد كنیم . یعنی كروی بودن سطح مناسب‌ترین شكل است . چون حجم عمده اتم فضای خالی است . هنگام شكافت هر هسته لازم است نوترون های حاصل به طور میانگین مسافتی در حدود 5 تا 7 سانتیمتر را درون میلیاردها اتم بپیمایند تا به هسته دیگری برخورد كنند و سبب شكافت شوند . مثلاً اگر حدود 2 كیلو گرم اورانیوم 235 را به شكل كروی در آوریم شعاع آن حدود 3 سانتیمتر خواهد بود . و نوترونها اغلب ( بدون آن كه باعث شكافت بعدی شوند ) از آن خارج می شوند .

معمولاً در اطراف گوی از پوشش فلزی چگال ( كه باز تابنده نام دارد ) استفاده می‌شود تا نوترون‌ها را به درون گوی باز گرداند همچنین از انبساط و گسترش هسته شكافت جلوگیری شود . در این صورت به جرم كمتری نیاز خواهد بود .

جرم بحرانی اورانیوم 235 در شرایط مناسب حدود 900 گرم و برای پلوتونیوم 239 ؛ جرم بحرانی 283 گرم است .

اگر به طور متوسط بیش از یك نوترون آزاد به هسته های دیگر اورانیوم 235 برخورد كند و موجب شكافت آن گردد جرم اورانیوم را فوق بحرانی گوییم . در این حالت واكنش شكافت از كنترل خارج می شود و دما به سرعت بالا می رود و انفجار رخ خواهد داد .

اگر به طور متوسط كمتر از یك نوترون آزاد به هسته اورانیوم 235 برخورد و موجب شكافت آن گردد جرم اورانیوم زیر بحرانی است و این شكافت القایی در نهایت متوقف می گردد .

علت عدم انفجار در معادن اورانیوم نیز ؛ فراهم نبودن جرم بحرانی و از طرفی پایین بودن درجه خلوص اورانیوم 235 در معادن می باشد .

با این وجود در یك مورد در معادن اوكلو در كشور گابن در غرب آفریقا فرآورده‌هایی از شكافت اورانیوم 235 یافت شده‌اند كه نشان می دهند در حدود دو میلیون سال پیش اورانیوم 235 در آن معدن خود به خود به حد بحرانی رسیده است .




دسته بندی : علوم ریاضی؛نجوم , علوم ریاضی؛فیزیك ,
 

واكنش هسته‌ای از نوع چهارم ! یعنی ادغام نوترون‌ها و پایان هستی (انقلاب دوم ستارگان نوترونی)

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 11:12 ب.ظ - یکشنبه 23 فروردین 1388

واكنش هسته‌ای از نوع چهارم ! یعنی ادغام نوترون‌ها و پایان هستی ( انقلاب دوم ستارگان نوترونی )

اولین واكنش شناخته شده توسط بشر همجوشی ستارگان بود ، دومین آن شكافت هسته‌ها و سومین آن واكنش ذره با پاد ذره یا همان ماده با پاد ماده است .

اما واكنش هسته‌ای از نوع چهارم در راه است ! یعنی ادغام دو نوترون و تبدیل آن دو به ماده‌ تاریك ( دخان ) و گسترش تك موج گرانشی كه هستی را ویران خواهد كرد .

انقلاب دوم ستارگان نوترونی

1-  واكنش هسته‌ای از نوع چهارم چیست و در چه مكان‌هایی روی خواهد داد ؟

همانطور كه میدانیم یك ابر نو اختر ( supernova ) بعد از مدتی نور دهی شدید و بعد از طی مراحلی منفجر شده و مقداری از جرم آن به خارج پرتاب میشود ، ولی بیشتر جرم آن به مركز جاذبه سقوط كرده و الكترون‌ها و پروتون‌های عناصر موجود ، تحت شرایطی ادغام و تبدیل به نوترون‌ها میشوند . از این رو آنها را ستارگان نوترونی نامیده‌اند ، بدیهی است كه جرم حجمی ( چگالی ) این اجرام بسیار زیاد است ، در این حالت بخصوص از ماده ، فضای داخل اتم و فضای بین اتم‌ها حذف شده است و نوترون‌ها تقریبا در كنار همدیگر به ردیف و منظم چیده شده‌اند ، یك قاشق چای خوری ( تقریبا یك سانتی متر مكعب ) از این ماده ، یك میلیارد تن جرم دارد ، اما نكته‌ حائز اهمیت این است كه جرم اینگونه اجرام سماوی ثابت نمی‌ماند ، زیرا آنها به واسطه‌ داشتن نیروی گرانشی بسیار قوی ، شروع به بلعیدن مواد در حوزه‌ جاذبه‌ خود می‌كنند و رفته رفته به جرم آنها افزوده میشود ، ابتدا گازها جذب آنها شده و بعضی از آنها میتوانند ستارگان را در كام خود فرو برند و سرنوشت مواد جذب شده ، تبدیل شدن به نوكلئون‌ها ( پروتون‌ها و نوترون‌ها ) و الحاق به پیكره سیاه‌چاله است . همانطور كه میدانیم اسم این اجرام را به این دلیل سیاه‌چاله گذاشته‌اند كه نور و بهتر است بگوییم امواج الكترومغناطیس توان خروج و فرار از میدان گرانشی آنها را ندارند . مسئله مهم دیگر این است كه سیاه‌چاله‌ها در تراكم جرم در پیكره خود محدودیت دارند ، یعنی همانطور كه ستارگان در تراكم گاز در خود محدودیت دارند و جرم اضافی ستارگان باعث كوتاه شدن عمر ، عدم تعادل و در نهایت انفجار آنها میشود . با افزایش جرم سیاه‌چاله‌ها ، فشار در داخل آنها به بینهایت میل میكند و تحمل این فشار برای نوترون‌ها و ... غیر ممكن خواهد بود ، نوترون‌ها مجبورند در هم ادغام شوند ، یعنی در هم فرو روند و ذرات جدید را به وجود آورند كه این تبدیلات ذرات اتمی به یكدیگر در عالم فیزیكی همواره انرژی‌زا است و یك نوع واكنش هسته‌ای محسوب میشود . جرم بعضی از این سیاه‌چاله‌ها چند هزار برابر جرم خورشید ما تخمین زده میشود .




دسته بندی : علوم ریاضی؛فیزیك , علوم ریاضی؛نجوم ,
 

گام‌های ایران به سوی گداخت هسته‌ ای

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 05:23 ب.ظ - یکشنبه 23 فروردین 1388

گداخت تامین‌ كننده انرژی ستارگان است و از نظر اصولی می‌تواند منبع تقریبا نامحدود و از نظر محیطی بی‌خطرترین نوع انرژی بر روی زمین باشد. مشخص شده است كه مهار انرژی گداخت چالش علمی و فنی دشواری است كه در ابتدا انتظار آن نمی‌رفت، اما به نظرمی‌رسد زمان این‌كه انرژی گرماهسته‌یی‌ (گداخت) در اختیار بشر قرار گیرد، فرا رسیده است. 

از نظر رتبه‌ی ایران در جهان در زمینه‌ی گداخت هسته‌یی باید گفت كه با وجود سرمایه‌گذاری قابل توجه صورت گرفته در بیش از یك دهه‌ اخیر، برخی مشكلات از جمله مسایل مربوط به مدیریت و برنامه‌ریزی سبب شده تا ایران به جایگاه شایسته خود در این زمینه دست نیابد و امروز از چین، كره جنوبی و هند كه در اوایل دهه‌ی 70 از آنها پیش بودیم، عقب باشیم. 




دسته بندی : علوم ریاضی؛فیزیك ,
 

تاب برداشتن فضا و زمان

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 05:03 ب.ظ - یکشنبه 23 فروردین 1388

در داستان های علمی تخیلی تاب خوردن فضا – زمان یك موضوع پیش پا افتاده است و از آن برای سفر سریع به كهكشان های دور استفاده می شود . اینكه سفر در زمان اغلب داستان های علمی تخیلی امروز واقعیت هستند و این بخت و اقبال فضا – زمان است .

به عقیده من فضا می تواند خمیده شود یا اینكه تاب بردارد . برای بیش از دو هزار سال اصل های هندسه ی اقلیدسی بدیهی بودند . حتی امروزه شما می تواند قدرت آن را برای آموزش در مدارس مشاهده كنید . از نتایج مهم و اساسی این هندسه این است كه مجموع زوایای داخلی مثلث را ١٨٠ درجه در نظر می گیرد . گرچه امروز مردم به این موضوع پی برده اند كه قدم های دیگر نیز در علم هندسه ممكن است .

 برای مثال در سطح زمین نزدیكترین چیز به یك خط صاف چیزی است كه آن دایره بزرگ می خوانند . بین دو نقطه كوتاهترین مسیر وجود دارد . بنابراین این یك اصل است و آن جریان استفاده از خط است .




دسته بندی : علوم ریاضی؛فیزیك ,
 

كشف تكنیك جدید برای فشرده سازی نور

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 04:19 ب.ظ - یکشنبه 23 فروردین 1388

محققین دانشگاه بركلی كالیفرنیا راه جدید  برای فشرده سازی نور در حجم های خیلی كوچكتر از فضا های قابل تصور ارائه كرده اند كه به نوبه ی خود امكان پیشرفت های بسیار زیادی را در زمینه های ارتباطات اپتیك ، لیزر و كامپیوتر های اپتیك ایجاد می كند .

محققین اپتیك قبلا موفق به رساندن امواج نور به 200 نانومتر ،‌تقریبا 400 بار كوچكتر از عرض یك تار موی انسان شده بودند . گروهی از محققین دانشگاه بركلی به مدیریت مهندس مكانیك ، آقای پروفسور ژانك زانك پیشنهاد فشرده كردن نور و رساندن آن به عرض 10 نانومتر كه تقریبا 5 بار بزرگتر از عرض یك تكه از DNA و 100 بار نازك تر از رشته های نوری است را ارائه كرده اند .

به گفته ی رابرت التون یكی از همكاران گروه پروفسور ژانگ و سردبیر این تحقیق ، این تكنیك امكان كنترل و مدیریت چشم گیری بر روی نور را به ما خواهد داد و همچنین امكان كشف مطالب جالبی در مورد كارهایی كه با نور انجام می دهیم را خواهد داد .



دسته بندی : علوم ریاضی؛فیزیك ,
 

پراش نور

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 04:31 ب.ظ - جمعه 21 فروردین 1388

وقتی جسم كدری میان یك پرده و یك چشمه نقطه‌ای نور قرار گیرد، سایه‌ای پیچیده متشكل از نواحی روشن و تاریك ایجاد می‌شود. این اثر به آسانی قابل روئیت است، اما یك چشمه نسبتا قوی ضروری است. لامپی با شدت زیاد كه از یك سوراخ كوچك می‌درخشد، این كار را به خوبی انجام می‌دهد. اگر به نقش سایه حاصل از یك قلم ، تحت روشنایی یك چشمه نقطه‌ای نگاه كنید یك ناحیه روشن غیر معمولی در كناره خواهید دید.

حتی نواری با روشنایی ضعیف در وسط این سایه تشكیل می‌شود. به سایه‌ای كه توسط دستتان در امتداد نور خورشید ایجاد می‌شود، نگاهی دقیق بیندازید. معمولا پراش مربوط به موانع شفاف مورد نظر قرار نمی‌گیرد. هر چند اگر در شب رانندگی كرده باشید، در حالیكه چند قطره باران بر روی شیشه عینكتان نشسته باشد، فریزهای روشن و تاریك را مشاهده خواهید كرد.




دسته بندی : علوم ریاضی؛فیزیك ,
 

نظریه نسبت

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 07:34 ب.ظ - پنجشنبه 20 فروردین 1388

نظریه‌های اینشتین(نسبیت عام و خاص)

اینشتین دو نظریه دارد. نسبیت خاص را در سن 25 سالگی بوجود آورد و ده سال بعد توانست نسبیت عام را مطرح کند.

نسبیت خاص بطور خلاصه تنها نظریه ایست که در سرعتهای بالا (در شرایطی که سرعت در خلال حرکت تغییر نکند--سرعت ثابت) می‌توان به اعداد و محاسباتش اعتماد کرد. جهان ما جوریست که در سرعتهای بالا از قوانین عجیبی پیروی می‌کند که در زندگی ما قابل دیدن نیستند. مثلا وقتی جسمی با سرعت نزدیک سرعت نور حرکت کند زمان برای او بسیار کند می‌‌گذرد. و همچنین ابعاد این جسم کوچکتر می‌شود. جرم جسمی که با سرعت بسیار زیاد حرکت می‌کند دیگر ثابت نیست بلکه ازدیاد پیدا می‌کند. اگر جسمی با سرعت نور حرکت کند، زمان برایش متوقف می‌شود، طولش به صفر میرسد و جرمش بینهایت می‌شود.

نسبیت عام برای حرکتهایی ساخته شده که در خلال حرکت سرعت تغییر می‌کند یا باصطلاح حرکت شتابدار دارند. شتاب گرانش زمین g که همان عدد 9.81m/sاست نیز یک نوع شتاب است. پس نسبیت عام با شتابها کار دارد نه با حرکت. نظریه ایست راجع به اجرامی که شتاب گرانش دارند. کلا هرجا در جهان، جرمی در فضای خالی باشد حتما یک شتاب گرانش در اطراف خود دارد که مقدار عددی آن وابسته به جرم آن جسم می‌‌باشد. پس در اطراف هر جسمی شتابی وجود دارد. نسبیت عام با این شتابها سر و کار دارد و بیان می‌کند که هر جسمی که از سطح یک سیاره دور شود زمان برای او کندتر می‌شود. یعنی مثلا، اگر دوربینی روی ساعت من بگذارند و از عقربه‌های ساعتم فیلم زنده بگیرند و روی ساعت آدمی که دارد بالا می‌رود و از سیارهٔ زمین جدا می‌شود هم دوربینی بگذارند و هردو فیلم را کنار هم روی یک صفحهٔ تلویزیونی پخش کنند، ملاحظه خواهیم کرد که ساعت من تند تر کار می‌کند. نسبیت عام نتایج بسیار شگرف و قابل اثبات در آزمایشگاهی دارد. مثلا نوری که به پیرامون ستاره‌ای سنگین میرسد کمی بسمت آن ستاره خم می‌شود. سیاهچاله‌ها هم برپایه همین خاصیت است که کار می‌کنند. جرم انها بقدری زیاد و حجمشان بقدری کم است که نور وقتی از کنار آنها می‌‌گذرد به داخل آنها می‌‌افتد و هرگز بیرون نمی‌آید.




دسته بندی : علوم ریاضی؛فیزیك ,
 

رادارهای تصویری

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 08:02 ب.ظ - چهارشنبه 19 فروردین 1388

چکیده :

رادار یك سیستم الكترومغناطیسی است كه برای تشخیص و تعیین موقعیت هدف بكار می رود . با رادار می توان درون محیطی را كه برای چشم ،غیر قابل نفوذ است دید مانند تاریكی ،باران،مه.برف،غبار و غیره . اما مهمترین مزیت رادار توانایی آن درتعیین فاصله یا حدود هدف می باشد .كاربرد رادارها در اهداف زمینی ، هوایی،دریایی، فضایی و هواشناسی می باشد. ایجاد سیستمی با توانایی بالا در ردیابی پدیده ها و ایجاد تصاویر با کیفیت بالا از آنها هدف عمده ساخت رادار تصویری می باشد .




دسته بندی : علوم تجربی؛زمین شناسی , علوم ریاضی؛فیزیك , نظامی؛ناوگان هوایی ,
 

آخرین مطالب

» دانلود آهنگ "سلام عشق من،سلام دلخوشی"/امید معنوی/امام رضا (ع)/صوتی 3.8 مگابایت ( یکشنبه 24 مرداد 1395 )
» تخمین مسافت ( پنجشنبه 13 اسفند 1394 )
» تخمین مسافت طولی ( پنجشنبه 13 اسفند 1394 )
» سنگر شناسی ( چهارشنبه 12 اسفند 1394 )
» جزوه رزم انفرادی ( چهارشنبه 12 اسفند 1394 )
» آموزش نصب و بوت دوگانه سیستم‌عامل اوبونتو در کنار اندروید ( چهارشنبه 30 دی 1394 )
» دانلود و آموزش برنامه Bluestacks ( دوشنبه 7 دی 1394 )
» نصب سیستم عامل آندروید بر روی کامپیوتر ( دوشنبه 7 دی 1394 )
» دستورات ترمینال لینوکس بصورت کامل ( شنبه 5 دی 1394 )
» مرجع دستورات ترمینال لینوکس ( شنبه 5 دی 1394 )
» برترین توزیع های لینوکس در کاربری های مختلف 2014 ( شنبه 5 دی 1394 )
» کدام توزیع لینوکس را نصب کنم؟ ( شنبه 5 دی 1394 )
» دانلود کتاب عصر ظهور ( جمعه 27 آذر 1394 )
» دیدگاه آیت الله وحید در باره ولایت فقیه ( دوشنبه 23 آذر 1394 )
» تصویر و وصیتنامه شهید علی ناظری ( دوشنبه 23 آذر 1394 )
» جوانان و محبت اهل بیت (ع) ( جمعه 20 آذر 1394 )
» شعارهای حسینی 2 ( دوشنبه 3 فروردین 1394 )
» شعارهای حسینی 1 ( دوشنبه 3 فروردین 1394 )
» آیا خدا وجود دارد؟ ( سه شنبه 15 مرداد 1392 )
» دانستنی هایی از قران و نماز ( سه شنبه 15 مرداد 1392 )
» انگشت نگاری در قرآن ( شنبه 12 مرداد 1392 )
» تعدادی از معجرات علمی قرآن کریم ( جمعه 11 مرداد 1392 )
» 12 اشاره ی علمی قرآن ( جمعه 11 مرداد 1392 )
» قرآن و عسل ( جمعه 11 مرداد 1392 )
» ساختار موتور های پله ای چیست ؟ ( سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 )
» سیم پیچ تسلا چیست؟ (Tesla Coil) ( سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 )
» در سینه ات نهنگی می تپد! ( سه شنبه 22 اسفند 1391 )
» شعر "کوچه" از "فریدون مشیری" ( سه شنبه 22 اسفند 1391 )
» خرم خاتون و سلطان سلیمان عثمانی-جنگ عثمانی با صفویان ( چهارشنبه 16 اسفند 1391 )
» سلطان صلاح الدین ایوبی ( چهارشنبه 16 اسفند 1391 )
 
صفحات سایت: [ 1 ] [ 2 ]