تبلیغات
پایگاه علمی سینوس

اسلایدر


 
برای تعجیل در فرج امام عصر (عج) یک صلوات با "وعجّل فرجهم" از ته دل بفرست

جوانان و محبت اهل بیت (ع)

نویسنده : سرباز گمنام | تاریخ : 09:06 ب.ظ - جمعه 20 آذر 1394




مجله:
معارف اسلامی- شماره 64

نویسنده : جواد محدّثی ، 

مفهوم محبت

حسینعلی متقی نیا، شماره اشتراک 1751، از ساری

محبت، از میل طبیعی انسان به یک چیز و یا لذت بردن از آن به وجود می آید؛ به عبارت دیگر، محبت، حالتی است که در دل یک موجود ذی شعور، نسبت به چیزی ایجاد می گردد که با وجود او، ملایمت و با تمایلات و خواسته هایش تناسب دارد.(1)

انسان تا چیزی را خوب نشناسد و به عمقش پی نبرد، به آن دل نمی بندد، آن را دوست ندارد و محبت و دوستی اش در دل شخص جای نمی گیرد. از امام جعفر صادق (ع) نقل شده است که فرمود: «الحبُّ فرع المعرفة».(2) بر این اساس باید ریشه محبت را در معرفت جست و جو کرد.(3)

بر اساس تعریف ارائه شده، می توان گفت: محبت، یک جاذبه ادراکی است همانند جاذبه های غیر ادراکی؛ یعنی همان طور که در موجودات مادیِ فاقد شعور (مثل آهن و آهن ربا) نیروی جذب و انجذاب وجود دارد، در بین موجودات ذی شعور هم یک جذب و انجذاب آگاهانه و یک نیروی کششِ شعوریِ روشن وجود دارد که به آن محبت می گویند.

دل، پایگاه محبت و مهم ترین و فاخرترین عنصر وجود آدمی به شمار می آید. امام صادق (ع) می فرماید: «دل حرم خداست، پس جز خدا را در آن جای مده.»

گاه برخی حُسن ها و جمال ها به اندازه ای دل انگیز است که حسن و جمال ظاهری هرگز به پای آن نمی رسد. عشق به انسان های بزرگی همچون علی (ع) و دیگر اولیای خدا و پیامبران، نمونه ای از آن است. مردی از بادیه نشینان نزد رسول خدا (ص) آمد و از او درباره روز قیامت پرسید، آن حضرت فرمود: برای آن روز چه آماده کرده ای؟ عرض کرد: یا رسول الله! چیز زیادی از نماز و روزه آماده نساخته ام جز آن که خدا و رسولش را دوست دارم. پیامبر (ص) فرمود: «انسان [در آن روز] با کسی است که او را دوست دارد».(4) انس بن مالک می گوید: مسلمانان از شنیدن این مطلب بسیار شادمان شدند به اندازه ای که هیچ چیز پس از اسلام آوردن، این قدر آنان را خوش حال نکرده بود.

معنای حقیقی محبت

لیلا فارغیان، شماره اشتراک 1440، از سنقر

محبتی که قرآن دستور می دهد، آن نیست که با هر کسی مطابق میل و خوش آیند او عمل کنیم تا لزوماً به سوی ما کشیده شود و یا این که هر کسی را در تمایلاتش آزاد بگذاریم و یا آن را امضا کنیم؛ این محبت نیست، بلکه نفاق و دورویی است. محبت آن است که با حقیقت توأم باشد. محبت، خیر رساندن است، اما گاهی خیر رساندن ها به شکلی است که علاقه و محبت افراد را جلب نمی کند؛ یعنی بعضی افراد به دلیل این که محبت را با تمایلات خویش مخالف می بینند به جای قدردانی، دشمنی می کنند.(5)

در عشق های حیوانی، تمام عنایت و اهتمام عاشق به تناسب اعضا و رنگ و زیبایی پوست معشوق است و آن غرایز است که انسان را می کشد و مجذوب می سازد؛ لکن پس از اشباع غرایز، آن آتش ها به سردی می گراید.

اما عشق انسانی - هم چنان که گفتیم - حیات است و زندگی، اطاعت آور است و پیرو ساز. و این عشق است که عاشق را هم شکل با معشوق قرار می دهد و می کوشد تا جلوه ای از او باشد. خواجه نصیر الدین طوسی می گوید: عشق نفسانی آن است که مبدأش هم رنگی ذاتیِ عاشق و معشوق باشد. بیشتر اهتمام عاشق، به روش های معشوق و آثاری است که از نفس وی صادر می گردد. این عشق است که نفس را نرم و پر شوق قرار می دهد، رقّتی ایجاد می کند که عاشق را از آلودگی های دنیایی بیزار می گرداند.(6)

محبت واقعی

مصطفی جعفری، شماره اشتراک 5149، از شهرضا

یکی از ویژگی های برجسته انسان، عاطفه و احساس است. اگر چه عشق و محبت از حالات عاطفی انسان است و ماهیتی درونی و روان شناختی دارد، اما زمانی واقعی و اصیل به نظر می رسد که رفتارهای ظاهری انسان تأثیرگذار باشد و آثار و شواهد آن در اعمال آدمی مشاهده گردد. لکن اگر این عاطفه و دوست داشتن بر مبنای عقل و خردورزی نباشد می تواند باعث ایجاد نتایج منفی باشد، چرا که از نظر تربیتی هر نوع عشق و محبتی، مثبت و سازنده نیست و می تواند بار منفی زیادی داشته باشد و آن بستگی به میزان مطلوبیت حقیقیِ هدف مورد نظر دارد. چه بسا افرادی که در پستوهای تو در توی عشق مجازی گم گشته و از حقیقت دور افتاده اند و در مقابل افرادی هستند که یک شبه ره صد ساله را پیموده اند و به لقای محبوب حقیقی شرف حضور یافته اند.

در دنیای امروز بسیاری از انسان ها دل به اشیا و موجوداتی می بندند که زوال پذیرند و قادر نیستند نیازهای اساسی آنها را تأمین کنند. عالم هستی سراسر اتصال، ارتباط و هم گرایی است و با نگرش تیزبینانه و عارفانه می توان رایحه عطوفت و مهربانی را از آن استشمام نمود. در حکمت متعالیه نیز این نظریه به اثبات رسیده است که عشق و حیات، دو یار جدا نشدنی از موجودات هستند که در یکایک آنها شریان دارند.(7)

این دل بستگی و محبت که در ذات اشیا نهاده شده، هم به دیگر مخلوقات وجود دارد و هم به خالق یکتا و باعث ایجاد عشق و علاقه در وجود انسان می گردد. خداوند متعال در حدیث قدسی، این دوستی و محبت را اساس و مبنای پیدایش هستی دانسته و علت غایی آن را نمایاندن خود بر موجودات و معرفت آنان به خالق خویش بر شمرده است: «من گنج نهان بودم و دوست می داشتم شناخته شوم، پس مخلوقات را آفریدم.»(8)

محبت اهل بیت (علیهم السلام) یک حقیقت اساسی و انکارناپذیر است که کمتر بدان توجه شده است. در حوزه معرفت دین و مذهب شناسی، به این اصل اساسی و ارزنده تا حدی اهمیت داده شده که در بسیاری از آیات و روایات به صورت آشکار و نهان نمایان است. آیة الله جوادی آملی می فرماید: «غایت حرکت حبّی خداوند، همانا پیدایش انسان کاملی است که حبیب اوست و رسالت حبیب خدا، ترسیم هندسه محبت است.»(9)

اهمیت محبت اهل بیت

نقی رحمانی، شماره اشتراک 1713، از فریدونکنار

مفسّران قرآن کریم با استناد به آیات و روایات از جمله آیات 35 تا 38 سوره نور، نور را به مفهوم قرآن مجید، ایمان و عشق، هدایت الهی، آیین اسلام، شخص پیامبر اکرم (ص)، پیشوایان معصوم (علیهم السلام) و علم و دانش، دانسته اند. جالب آن که از بطن این آیات استفاده می شود که هر چیز به هر اندازه با خدا ارتباط داشته باشد به همان اندازه نورانیت و روشنایی کسب خواهد کرد.

قرآن، نور است، چون کلام خداست؛ اسلام نور است، چون آیین اوست؛ پیامبران نورند، چون فرستادگان اویند؛ ایمان و عشق، نور است، چون رمز پیوند با اوست؛ معصومان نورند، چون حافظان آیین او بعد از پیامبرند؛ علم، نور است، چون سبب آشنایی با اوست و تمام آنها تحت الشعاع نام خدایند.

قرآن در آیه 38 سوره نور می فرماید: خدا تمامی اعمال آنان را بر معیار و مقیاس بهترین اعمال پاداش می دهد. پس با این حساب، ارتباط عاطفی و عشق و محبت به اهل بیت، اولاً: طریقه صحیح زندگی کردن را به ما خواهد آموخت و ثانیاً: ما را به نور الهی و روشنایی حق نزدیک تر نموده و از آسیب های ظلمت و تاریکی نجات خواهد داد.

مودّت، مزد رسالت

فاطمه یوسفی نژادعطاری، شماره اشتراک 10770، از بناب

در قرآن دو آیه وجود دارد که پیامبر به دستور خداوند در برابر رسالت خود اجر و پاداش طلبیده است. یکی از آن دو آیه این است: «قُلْ ما اسألُکُمْ عَلَیهِ مِن اَجرٍ اِلاّ مَنْ شاءَ اَن یَتَّخِذَ اِلی رَبِّهِ سَبیلاً؛(10) بگو من بر رسالت خود مزد و پاداش نمی خواهم، مگر کسی را که به سوی پروردگار خود راهی پیدا کند». مقصود از جمله «ان یتخد الی ربه سبیلا» هر کار نیکی است که انسان را به سوی خدا رهبری کند؛ یعنی مزد و پاداش من این است که شما راه خدا را پیش گیرید و از او اطاعت و پیروی کنید؛ به عبارت دیگر، اسلام و ایمانِ شما بزرگ ترین آرزو و اجر و مزد من است. چنین پاداشی پیش از آن که به نفع پیامبر باشد صد در صد به نفع پیروان اوست. از این رو فرمود: «پاداشی که طلبیده ام، به سود شماست.»(11)

مقصود از لفظ «سبیلا» هر نوع عمل نیکی است که راهی به سوی خدا شمرده شود. بنابراین ایمان و اعتقاد، عمل صالح و کردار نیک، محبت به اولیای خدا و پیامبران و دوستی با خاندان رسالت، همگی از مصادیق اتخاذ سبیلی است که در این آیه ذکر شده است و از دو نظر به نفع ماست: اولاً، انس و الفت و ارتباط با خاندان علم و دانش سبب می گردد بسیاری از عقده های دینی ما گشوده شود و آن چه را نمی دانیم یاد بگیریم. طبعاً کسانی که از این خاندان دورند و پیوندی با آنان ندارند، از چنین فیضی محروم بوده، در بسیاری از مشکلات دینی باید به افرادی مراجعه کنند که به هیچ وجه قول و نظر آنان حجت و سند نیست. ثانیاً، عشق و علاقه به خاندان عصمت، خود به خود انسان را از گناه و نافرمانی باز می دارد، زیرا معنا ندارد کسی انسانی را از صمیم دل و تا سرحد عشق دوست بدارد، اما عملاً با او به مخالفت برخاسته و اموری را انجام دهد که محبوبش از آنها متنفر است.

از این بیان استفاده می شود که اگر در آیه دیگر مهر و مودّت به خاندان عصمت، اجر و مزد رسالت قرار داده شده، از آن گونه پاداش هایی است که قرآن مجید درباره آن چنین فرموده است: «قل ما سألتکم من اجرٍ فهو لکم؛(12) پاداشی که از شما خواستم، همگی به نفع شماست.»

دوستی با خاندان عصمت راهی است به سوی خدا و موجب می شود انسان حلال را از حرام، واجب را از غیر واجب و صحیح را از باطل تشخیص داده و پیوسته در صراط مستقیم باشد. از این رو قرآن دوستی با خاندان عصمت را به صورت ظاهری پاداش و اجر رسالت حساب کرده و می فرماید: «قل لا اسألکم علیه اجراً الا المودّة فی القربی ؛(13) بگو من برای تبلیغ رسالت اجر و پاداش نمی خواهم، جز بذل محبت درباره اقربا و خویشاوندانم.»

عشق به علی (ع)

اعظم جمشیدی، شماره اشتراک 11328، از فلاورجان

ابن اثیر نقل می کند که پیغمبر (ص) به علی (ع) فرمود: ای علی! خداوند تو را به چیزهایی زینت داد که نزد بندگانش زینتی از آنها محبوب تر نیست؛ آن چنان قرارت داد که نه تو از دنیا چیزی بهره مند شوی و نه آن از تو. به تو دوستی مسکینان را بخشید که دوستت بدارند و به امانتت خشنود باشند و تو نیز به پیروی آنان شاد باشی. خوشا به حال کسی که تو را دوست بدارد و در دوستی ات راستین باشد و وای بر کسی که با تو دشمنی کند و علیه تو دروغ بگوید.

سیوطی روایت می کند که پیغمبر (ص) فرمودند: «دوستی علی، ایمان است و دشمنی وی، نفاق.»(14)

ابو نعیم نیز می گوید: پیغمبر به انصار فرمود: آیا شما را به چیزی راهنمایی کنم که اگر به آن چنگ زنید بعد از من هرگز گمراه نشوید؟ گفتند: آری یا رسول الله. فرمود: این علی است، دوستش بدارید به دوستی من و احترامش کنید به احترام من که خداوند به وسیله جبرئیل فرمانم داد تا این را برای شما بازگو کنم.(15)

روایاتی وجود دارد که در آنها نگاه به چهره علی (ع) عبادت شمرده شده است. محب طبری از عایشه روایت می کند که: «پدرم را دیدم که به صورت علی بسیار نگاه می کرد، گفتم: پدر جان! تو را می بینم که به صورت علی بسیار می نگری. گفت: دخترک! از پیغمبر خدا شنیدم که گفت: نگاه به چهره علی، عبادت است.»(16)

ابن حجر از عایشه روایت می کند که: «بهترین برادران من، علی است و بهترین عموهای من، حمزه است. یاد علی و سخن گفتن از او عبادت است.»(17)

برترین مصداق حبّ فی الله

طاهره سادات خاتمی، شماره اشتراک 5962، از تهران

در مکتب اسلام، دوستی و محبت اولیای خدا امری بسیار مهم، بلکه واجب است و ایمان بدون ولایت و حبّ اهل بیت (علیهم السلام) پوچ و مردود می باشد.

در قرآن کریم بارها رضایت مندی پروردگار از اهل بیت (علیهم السلام) و شأن و منزلت این بزرگواران در پیش گاه خداوند با تعابیر گوناگون بیان شده(18) و حق تعالی در موارد متعددی دوستی خود را با ایشان ابراز کرده است. هم چنین آثار و برکات فراوانی که برای صلوات بر محمد و آل محمد ذکر شده و لزوم بیان آن حتی در نمازهای یومیه، به نوعی مبیّن آن است که این خاندان در نزد خداوند متعال بسیار عزیز و گرامی هستند.

هر انسان موحّدِ پاک اندیش و بی غرض، از مجموع آیات و شواهد در می یابد که برترین مصداق «حبّ فی الله» همان دوستی با خاندان پاک رسالت و تبعیت از اهل بیت عصمت و طهارت است. خدای سبحان می فرماید: «قل ان کنتم تحبّون اللّه فاتّبعونی یحببکم اللّه و یغفر لکم ذنوبکم...؛(19) بگو [ای پیغمبر] اگر خدا را دوست دارید مرا تبعیت کنید که خدا شما را دوست دارد و گناهانتان را بیامرزد.»

هم چنین قرآن فرموده است: «و اعتصموا بحبل اللّه جمیعاً و لا تفرّقوا؛(20) همگی به ریسمان خداوند چنگ زنید و پراکنده نشوید». امام صادق (ع) فرمود: ما اهل بیت ریسمان خداوند هستیم.(21)

باز بودن راه ورود به مدار محبت اهل بیت

طاهره اسماعیلی، شماره اشتراک 11507، از اصفهان

در بین فرق اسلامی، در فضیلت و ارزش و حتی وجوب دوستی با اهل بیت (علیهم السلام) اختلافی دیده نمی شود، لیکن در جامعه شیعی به موازات فراوانی شعائرِ دوستی با اهل بیت (ع)، لازم است بر شعور ولایتی آنان به ویژه نسل جوان تأکید بیشتری صورت گیرد و با استفاده از روش های نوی آموزش و اتخاذ شیوه های جالب و جذاب تبلیغی، شناختی صحیح از شخصیت انسانی - الهی هر یک از ائمه به آنان داده شود. البته محبت و دوستی با اهل بیت (ع) مراتب و درجات مختلفی دارد که تمام آنها منوط به اطاعت و فرمان برداری از آن بزرگواران نیست، مگر آن مرتبه از محبت که از شناخت مقام آنها در نزد خدا نشأت یابد و به دور از انگیزه های نفسانی و امور مادی و صرفاً برای رضای خدا وجود پیدا کند.

نکته ای که نباید از آن غفلت نمود این است که پیشوایان الهی در سخنان خود همه افراد اعم از مسلِم و کافر، مؤمن و فاسق، صالح و طالع را به ورود در مدار محبت آل محمد (ص) فرا خوانده اند و آن را در انحصار پاکان و نیکان ندانسته اند. با این که مبارزه با کفر و الحاد و هرگونه انحراف از مسیر توحید و تقوا، هدف پیشوایان دینی است و آنها همواره می کوشند با گفتار و کردارشان منحرفان را به کانون یکتاپرستی و پروا پیشگی جذب کنند، لکن اگر فرد یا جمعی دست از انحراف خود برنداشت و هم چنان در راه باطل پافشاری نمود، نخست او را به توبه و بازگشت به سوی خدا دعوت می کند و اگر پاسخ موافق نشنید، از نجات و رستگاری اش قطع امید نکرده، وی را به محبت آل محمد (ص) فرا می خواند و این عمل نه به معنای چشم پوشی از توحید و تقوا یا مصالحه بر سر آن بمال المصالحه دوستی با اهل بیت (ع) باشد، بلکه با زشت شمردن راه کفر و مقصّر دانستن او در ادامه راه باطل، باز وی را به دوستی با اهل بیت توصیه می نماید؛ بسان انسانی که تمام درب ها و منافذ ورود هوای سالم را به روی خود بسته و نزدیک به اختناق گردیده است و از رویِ خیرخواهی دری به روی او می گشایند.

راه های ایجاد محبت

مجتبی نواپور، شماره اشتراک 8530، از اهر

1 - استفاده از علاقه به محبوبیت

آدمی دوست دارد که دیگران به او ابراز علاقه و محبت کنند. در جذب افراد، اظهار علاقه، بسیار مؤثّر است. به خصوص اگر آن فردی که انسان به او علاقه مند است، شخصیتی مهم و معتبر باشد، این رغبت بیشتر است، تا چه رسد به این که فرد محبوب، خدا، رسول و ائمه (علیهم السلام) باشند. باید چنین القا کرد که رشته محبت با اهل بیت، موجب می شود انسان محبوب خدا و رسول او گردد. طرح این مسئله که ائمه، دوست دارانشان را دوست دارند، باعث ایجاد محبت می شود.

2 - بیان فضیلت حبّ اهل بیت

باید فضیلت، آثار و برکات محبت اهل بیت را به صورت پیوسته طرح کرد و کانال تبلیغ محبت آنان را فعال نمود. این شیوه، محبت اهل بیت (علیهم السلام) را افزون می کند، زیرا گفتن و مطرح کردن، بسیار مؤثّر است.

3 - نیازمندی انسان به محبت اهل بیت

انسان معمولاً مجذوب کسی یا جایی می شود که گرهی از کار او بگشاید و به وی بهره برساند. از آن جا که ما غالب اوقات در معرض مشکلات و گرفتاری ها قرار داریم و به کمک نیاز پیدا می کنیم؛ مانند: هنگام مرگ، در برزخ، روز رستاخیز، هنگام عبور از صراط و...، به مدد محبت اهل بیت (علیهم السلام) می توانیم از این گرفتاری ها نجات یابیم.

رسول خدا (ص) می فرمایند: «محبت من و خاندانم در هفت جا که هول و هراس آنها عظیم است، سود می بخشد: هنگام مرگ، در قبر، هنگام رستاخیز، هنگام گرفتن نامه اعمال، وقت حساب، کنار میزان و سنجش اعمال و هنگام عبور از صراط.»

4 - با ارزش جلوه دادن محبت اهل بیت

وقتی کاری از طرف ارزش گذاران جامعه و مسئولان، مورد تقدیر و تشویق قرار می گیرد و «الگو» مطرح می شود، در دیگران هم جذبه و کشش ایجاد می کند. اگر کسی برای شعر گفتن یا قصه نوشتن درباره ائمه (علیهم السلام) تشویق شود، هم به آن بزرگواران محبت پیدا می کند و هم از این پیوند، احساس عزت و سربلندی می نماید. از این رو باید شرایطی فراهم آورد که اگر فردی درباره اهل بیت شعر گفت، شعر حفظ کرد، حدیث حفظ کرد، کتاب خواند، قصه نوشت، فیلم ساخت، تابلوی هنری کشید، یا حتی هم نام ائمه بود یا نام آنها را روی فرزند خود گذاشت، احساس افتخار و سربلندی کند.

5 - تعظیم و تکریم اهل بیت

جوانان به دلیل ویژگی الگوپذیری از مربیان، حتی از حالات و رفتار آنها هم سرمشق و نکته می گیرند. به همین دلیل نحوه برخورد مربیان با اهل بیت (علیهم السلام) در حضور فرزندان، شاگردان و جوانان بسیار مهم است. نام ائمه را با تکریم و احترام یاد کردن، همران اسمشان سلام و صلوات فرستادن، به احترام نام امام زمان (عج) برخاستن و دست بر سر نهادن، روز میلاد ائمه را جشن گرفتن و در روز وفاتشان محزون بودن، موجب می شود که جوانان نیز این گونه رفتارها را از بزرگان و مر بیان خود بیاموزند.

6 - ذکر فضایل اهل بیت

انسان ها به حکم فطرت، آرمان گرا و دوست دار قهرمانان هستند. بنابراین اگر شخصیت و فضیلت و فرهنگ اهل بیت را بشناسند، به آنان علاقه پیدا می کنند و این علاقه موجب تبعیت از آنها می گردد.

7 - گره زدن خوشی های زندگی به حیات ائمه

در زندگی روزمره باید به نحوی عمل کنیم که همواره پیوند با اهل بیت مطرح شود. برگزاری جشن، شیرینی و عیدی دادن، جشن تکلیف گرفتن، اعطای مدال و اهدای جوایز، تشویق ها و... اگر در روز تولد امامان معصوم باشد، خواه ناخواه بر دیگران تأثیر غیر مستقیم می گذارد. شب های تولد یا روزهای میلاد ائمه، در خانه ها و مدرسه هایمان باید یک حادثه خوب یا خاطره ای خوش به وجود آوریم؛ مثلاً با یک جعبه شیرینی به خانه برویم. این رفتار موجب می شود تا نام ائمه از یادها نرود.

8 - معرفی کتاب و نگارش مقاله و شعر درباره ائمه

این روش، نوعی کار فرهنگی است. با شناختن و شناساندن کتاب های خوب، جذاب و سازنده درباره اهل بیت، از علاقه بچه ها به مطالعه استفاده کنیم. کتابی که به مسابقه می گذاریم یا برای خلاصه نویسی پیشنهاد می کنیم، یا موضوعی که برای مقاله نویسی، شعر و قصه، عکس و نقاشی، روزنامه دیواری و خاطره نویسی معرفی می نماییم، اگر سوژه های آن اهل بیت باشند، بسیار مفید ست.

9 - ایجاد گروه ها و تشکّل های مذهبی

برنامه های خود جوش نوجوانان، مثل فعالیت هایی که در مناسبت های مذهبی انجام می دهند؛ از قبیل: برگزاری جشن، تشکیل هیئت های عزاداری، آراستن مساجد، حسینیه ها و تکایا، بر پا کردن ایستگاه های صلواتی، اطعام، احسان و...، همه گره زننده قلب نوجوانان با اهل بیت است. اساساً نوجوانان و جوانان زمینه های روحی مناسبی دارند، اینها را باید به کار گرفت، در محله های مختلف از خود آنان «هیئت» درست کرد و مسئولیت آن را به خودشان واگذار نمود تا فعال شوند. ایام محرّم یکی از مناسب ترین فرصت ها برای ایجاد این گونه تشکل ها به خصوص در مقطع راهنمایی و اوایل دبیرستان است.

راه کسب محبت

عبدالحمید ثامنی، شماره اشتراک 725، از سنقر

اصولاً راه تحصیل محبت و افزودن آن در دل، تمرکز اندیشه و توجه دل به سوی محبوب است. محبوبی که بهره های فراوانی از کمالات انسانی دارد هر قدر بیشتر مورد توجه انسان واقع شود، محبت او در دل شکوفاتر می گردد. میزان توجه انسان نیز زمانی افزایش می یابد و تأثیر عمیق در انجذاب قلبی او به محبوب دارد که معرفت و شناخت وی درباره محبوب کامل تر شود.

تفکر و اندیشه در باب عظمت مقام اهل بیت عصمت و طهارت و ائمه اطهار و شخصیت والا و فداکاری ها و از خودگذشتگی هایی که در راه اعتلای کلمه توحید از خود نشان داده اند و نیز مطالعه تاریخ پرحادثه زندگانی هر یک از آنها می تواند مقدمه توجه و ایجاد محبت بدان ها باشد. چنین توجه و تفکری اگر در روزهای خاصی باشد که به نام مقدس آن پیشوایان بزرگ منسوب است، آثار و نتایج کامل تری خواهد داشت، زیرا این ایام ظاهراً و باطناً با یک سلسله معنویات و وقایع مقدس مقارن شده است که با سایر زمان ها تفاوت بسیاردارند و لذا شرایط معنوی موجود در این ایام موجب تسهیل توجه و تأمّل درباره آن مقامات عظیم معنوی گردیده و دل مؤمن را مستعد ادراکات عالی تری می نماید و فرصت مناسبی است که در چنین ایام پر برکتی با مطالعه و تفکر پیرامون زندگانی و شخصیت امامان معصوم و نیز با توسل و دعا، زمینه توجهات قلبی و کشش روحی را به آن بزرگواران فراهم نماییم و بر معنویات خود بیفزاییم.

طرح معصوم شناسی که سال ها قبل در مدارس اجرا می شد، در این زمینه بسیار کار آمد بود و بچه ها اطلاعات خوبی را به دست می آوردند که متأسفانه مدتی است طرح های پرورشی مدارس معطل مانده است.

حضور در این گونه مکان ها و قبور منوّره ائمه اطهار (ع) نیز از عوامل مهم تحصیل محبت شمرده می شود. هر چند زیارت ارواح مقدسه حضرات معصومان از هر فاصله ای و در هر مکانی امکان پذیر است، ولی حضور در بارگاه ملکوتی آنان یعنی در مکانی که توجهات عالیه معنوی ایشان و نیز توجهات حضرت احدیت بدان مکان نسبت به هر جای دیگر بیشتر است، آثار فراوانی به دنبال خواهد داشت.

منظور اصلی از زیارت مشاهد متبرکه همانا حصول ارتباط قلبی و ایجاد رشته پیوند و محبت معنوی با زیارت شونده است. تفکر و تأمل و شناخت ظاهری پیرامون شخصیت ائمه اطهار می تواند با زیارت قبور منوّره آنان، به درک روحی و پیوند عمیق قلبی با آنها منتهی گردد، اما نباید پنداشت که حضور در این گونه مکان ها با هر شرایطی و هرگونه احوالی منجر به نتایج عالیه معنوی می شود، بلکه استفاده از فیوضات آن امکنه خاص زمانی مقدور است که زائر، با صفا و طهارت قلبی و دلی مشتاق به آن زیارت موفق گردد وگرنه دلی که آکنده از آلودگی ها و معاصی است، هرگز روزنه ای به عالم انوار ملکوتی نخواهد یافت.

راه رسیدن به محبت اهل بیت

حمیده عرب، شماره اشتراک 1950، از محلات

به دست آوردن محبت اهل بیت دو راه دارد: یکی، راه عملی و دیگری، راه علمی. راه عملی بدین معناست که انسان از راهِ کار و عمل به محبت برسد و راه علمی این است که اهل بیت را چنان بشناسد که او را به محبت برساند. البته راه عملی از راه علمی بهتر و مهم تر است و کاربردش هم بیشتر می باشد.(22) دوستی و محبت، انسان را به سوی محبوب و معشوق سوق می دهد و باعث می شود که عاشق به صورت معشوق و محبوب در آید. اگر دوستی و محبت از نوع عالی آن یعنی عشق به خدا، پیامبر و ائمه اطهار (علیهم السلام) باشد، مقدس و پاک است و انسان را از خودبینی و خودپرستی بیرون می برد و به سوی خدا و پیامبر سوق می دهد و به جایی می رساند که انسانِ دوست دار و عاشق، غیر از دوستی آنها چیز دیگری نمی بیند.

«خودپرستی به مفهومی که باید از بین برود، یک امر وجودی نیست؛ به عبارت دیگر منظور این نیست که انسان علاقه وجودی به خود را از بین ببرد تا از خودپرستی برهد. معنا ندارد آدمی بکوشد تا خود را دوست نداشته باشد. علاقه به خود که از آن به حب ذات تعبیر می شود تا جایی نکوست که محبت خدا و اهل بیت فدای آن نشود. اصلاح انسان در کاستن از او نیست، در تکمیل و اضافه کردن به اوست. وظیفه ای که خلقت بر عهده انسان قرار داده، در جهت مسیر خلقت است؛ یعنی در تکامل و افزایش است، نه در کاستی و کاهش. مبارزه با خودپرستی، مبارزه با محدودیت خود است. این خود و شخصیت باید توسعه یابد تا انسان های دیگر را و بلکه همه جهان خلقت را در بر گیرد. پس مبارزه با خودپرستی، یعنی مبارزه با محدودیت خود.»(23)

مبارزه با خودپرستی، از بین رفتن گناهان، پیدا کردن راهی به سوی خدا و کامل شدن در این جهت، تقرب به خدا، ساخته شدن ابعاد وجودی انسان، سازندگی و تهذیب نفس، از جمله آثار و فواید محبت اهل بیت (ع) است.

نقش خانواده در ایجاد محبت اهل بیت

فاطمه مکی مهرجردی، شماره اشتراک 8719، از میبد

خانواده، نقشی بی بدیل در تربیت به طور کلی و در تربیت دینی به طور خاص دارد. در روایتی از حضرت علی (ع) آمده است: «اخلاق نیک نشانه سرشت نیک خانوادگی است». هم چنین در روایت دیگری پیامبر (ص) اصحاب خود را از ازدواج با «خضراء دمن» باز می دارد. وقتی اصحاب از او می پرسند که «خضراء دمن» کیست؟ می فرماید: زیبارویانی که در خانواده های ناصالح رشد کرده اند. این گفتار، خود بیان گر تأثیر سرنوشت ساز خانواده در تربیت دینی فرزندان است.

پیامبر (ص) فرمود: فرزندانتان را بر سه ویژگی تربیت کنید: محبت پیامبر، محبت اهل بیت او و خواندن قرآن که حاملان این کتاب آسمانی در روزی که هیچ سایه ای جز سایه خدا نیست همراه با پیامبران و برگزیدگان، در سایه خدا هستند.

تأثیر خانواده ها در تربیت ممکن است مثبت باشد یا منفی. بسیاری از کودکان که دچار نابهنجاری های رفتاری هستند، به خانواده های ناسالم تعلق دارند. از سوی دیگر اگر خانواده ای سالم باشد و والدین نقش های خود را به خوبی ایفا کنند، فرزندانی سالم و مفید به جامعه تقدیم خواهند کرد.(24)

به طور کلی خانواده ها برای ایجاد محبت در فرزندان می توانند از راه های زیر بهره بگیرند:

1 - نوع عکس ها و پوسترهایی که بر دیوار خانه نصب می شود، در تربیت کودک و ایجاد دوستی و محبت به اهل بیت مؤثر است. هم چنین برنامه های صوتی و تصویری و نیز کتاب ها و مجلاتی که وارد خانه می شود و والدین و دیگر اعضای خانواده از آن استفاده می کنند، به صورت مستقیم یا غیر مستقیم بر این تربیت تأثیر می گذارد.

2 - سخنان و گفت و گوهایی که در خانواده میان والدین و دیگر اعضا مطرح می شود، لحن سخن گفتن و استفاده از الفاظ احترام آمیز، بر تربیت دینی کودک تأثیر می گذارد. در خانواده ای که کودک پیوسته نام خدا و اهل بیت را می شنود و شاهد آن است که والدین هر کاری را با نام او شروع می کنند و پس از انجام هر کاری او را شکر می گویند، این رفتار خود به خود در وجود کودک نگرشی مثبت به دین و خدا و اهل بیت به وجود می آورد.

3 - از آن جا که فرزندان به ویژه در سنین خردسالی به شدت از رفتارهای والدین خود تقلید می کنند، نوع رفتار والدین در شکل گیری شخصیت دینی، اخلاقی و اجتماعی کودک بسیار مؤثر است.

والدینی که اهل نماز، روزه، دعا و توسل به اهل بیت (ع) باشند، فرزندان آنها نیز خود به خود این رفتارها را از آنان فرا می گیرند و محبّ اهل بیت می شوند.

فرقه های اسلامی و محبت اهل بیت

اکرم معصومی، شماره اشتراک 2369، از گنبدکاووس

ولای محبت، خاص شیعه نیست و سایر فرقه های اسلامی نیز به آن اهمیت می دهند. امام شافعی که از ائمه چهارگانه اهل سنت است، در اشعار معروف خود می گوید: «ان کان رفضاً حبُّ آل محمدٍ فلیشهد الثقلان اَنی رافضی؛(25) اگر حبّ آل محمد رفض (به معنای طرد و ترک چیزی است و شیعیان را به عللی رافضی می خوانند) شمرده می شود، پس جن و انس گواهی دهند که من رافضی هستم». و هم او می گوید: ای اهل بیت رسول! دوستی شما فریضه ای است که از جانب خداوند در قرآن آمده است. از افتخارات شما این بس که درود بر شما جزء نماز است و هر کس بر شما درود نفرستد نمازش باطل است.(26)

زمخشری و فخر رازی که در بحث خلافت به جنگ شیعه می آیند، خود راوی روایتی در موضوع ولای محبت هستند. فخر رازی از زمخشری نقل می کند که پیغمبر فرمود: «من مات علی حب آل محمد مات شهیداً... و من مات علی حب آل محمد مات مؤمناً مستکمل الایمان؛(27) کسی که با حبّ آل محمد از دنیا برود، شهید از دنیا رفته... و کسی که با حبّ آل محمد بمیرد، با ایمان کامل از دنیا رفته است.»

ابن فارض، عارف و شاعر و غزل سرای معروف مصری می گوید: خدایا! اگر من به وصال تو نایل نشوم عمرم ضایع و باطل گذشته است. اکنون جز یک چیز، چیز دیگری ندارم و آن، همان پیوندی است که به ولای عترت پیمبری بسته ام که از اولاد قصّی [چهارمین جدّ پیغبر اکرم (ص) ]مبعوث شده است.(28)

بنابراین در مسئله ولای محبت، شیعه و سنی با یک دیگر اختلاف نظر ندارند، مگر ناصبی ها که از اهل بیت خشم و کینه به دل دارند.

البته در معنای محبت و دایره آن، دیدگاه ها مختلف است. ابن عربی، محبت اهل بیت را با محبت پیامبر برابر دانسته و تصریح می کند که دشمنی و خیانت به ایشان در واقع دشمنی و خیانت به آن حضرت است. در فتوحات نوشته است: کسانی که اهل بیت رسول خدا (ص) را دشمن می دارند و به آنان خیانت می ورزند، گویا با خود رسول خدا دشمنی کرده و به وی خیانت ورزیده اند... در بزرگی و سیادت، احدی را با اهل بیت برابر مدان که آنان شایسته سیادت و بزرگی هستند. خصومت و دشمنی با آنان زیان و خسران است و دوستی شان عبادت.(29)

افراط و تفریط در محبت اهل بیت

سیده صفورا انصاری، شماره اشتراک 5438، از اصفهان

باید اعتراف کرد که مسئله محبت به اهل بیت و زیارت و احترام به قبور ائمه و پیشوایان دینی در بین شیعیان، گاهی جنبه افراط پیدا می کند؛ مثلاً بعضی به زیارت قبور ائمه بیش از حج بیت الله اهمیت می دهند یا به گریه و توسل بیش از عبادت خدا اهتمام می ورزند یا به محافل جشن و عزا بیش از جماعت روی می آورند و یا برای تزیین قبور امامان بیش از مساجد و تبلیغ دین و هدف امامان خرج می کنند.

روشن است که موضوع احترام کردن، غیر از پرستش است. ما دستور داریم که به پدر و مادر یا معلم خود احترام کنیم. همین طور است احترام به بزرگان و پیشوایان دینی، به دلیل پاکی و صلاح و خدمات آنان به دین و جامعه. قرآن درباره فضیلت مجاهدان، دانشمندان و افراد با ایمان و نیز درباره کرامت و تقوا بسیار سخن گفته است. اصولاً این ظلم است که ما هر کس و ناکس را در یک سطح و یک ارزش بدانیم و اجر زحمات و فداکاری ها و فضایل معنوی و انسانی دیگران را نادیده انگاریم. بدین دلیل ما به پیشوایان دینی خود احترام می کنیم، یا قبور آنان را پاکیزه و با شکوه نگاه می داریم. زیارت هم جز دیدار احترام آمیز چیز دیگری نیست و ما از این آمد و شدها و زیارت رفتن ها باید با هدف امامان و فضایل و محاسن اخلاقی آنان آشنا شویم و از ایشان پیروی کنیم و خود را به فضایل معنوی بیاراییم.

دعا در حرم امامان، درخواست از خداست و ما فقط او را مؤثّر می دانیم. اگر گاهی از پیشوایان دینی درخواستی می کنیم، نه بدان معناست که آنان به اراده و اختیار خود مثلاً شفا یا روزی دهند و یا گره گشایی کنند، بلکه آنها در هر مقامی که باشند، باز هم بنده خدا هستند و هیچ گونه قدرت و اراده ای خارج از فرمان و اجازه پروردگار ندارند.

پس ما همیشه در برابر خدا سجده می کنیم و زبان به ستایش مطلق او می گشاییم و از او کمک و نیرو می طلبیم و امامان را بندگان پاک و شایسته خدا می شناسیم و به همین دلیل به ایشان احترام می کنیم.(30)

افراط و تفریط در معرفی اهل بیت (ع) و اظهار محبت به آنان، از آسیب های جدی است که باید با آن مبارزه کرد. بهترین شیوه اظهار محبت به اهل بیت و معرفی آنان، رعایت اعتدال است. امام علی (ع) فرمود: «به زودی دو گروه به دلیل رفتاری که به من دارند، هلاک می گردند: دوستی که افراط کند و به غیر حق کشانده شود و دشمنی که در کینه توزی با من زیاده روی کرده و به راه باطل در آید.»(31)

پیامبر (ص) به علی (ع) فرمود: «امت من درباره تو سه گروه خواهد شد؛ گروهی شیعیان و پیروان تو خواهند بود، اینان مؤمنان واقعی اند؛ گروهی دشمن تو خواهند بود و گروهی درباره تو غلوّ خواهند کرد. ای علی! شیعیان تو در بهشت خواهند بود و دشمنان و غلوّ کنندگانت در آتش.»(32)



محبت تحقیقی یا تقلیدی

محمد حسین خانی، شماره اشتراک 652، از نجف آباد

شکی نیست که محبت اهل بیت (ع) همچون جریان خون در بدن، جزیی از حیات ما شده است. نکته مهم این است که بدانیم آیا این محبت، امری تقلیدی یا تلقینی یا چیزی است که طبق آداب و رسوم پدران مسلمان و شیعه ما به طور عادی در جان ما رسوخ کرده و یا در اثر تحقیق و مطالعه، حاصل شده است. متأسفانه شاید به ندرت کسی را پیدا کنیم که بگوید: من گذشته از مسلمان بودن پدرانم و گذشته از این که مذهبم شیعه است، با مطالعه و تحقیق، اهل بیت (ع) را شناخته ام و به آنان دل بسته ام و حال آن که این روش برای دل بستن به پیشوایان معصوم به مراتب از محبتی که بدون تحقیق صحیح وجود دارد، بهتر و تأثیرگذارتر است.

اگر مسابقه ای از فلان کتاب مذهبی درباره اهل بیت (ع) برگزار نماییم و برگه های پرسش آن را در سطح جامعه پخش کنیم و مثلاً برای دویست نفر جوایز نفیسی را در نظر بگیریم، خواهیم دید که سیل پاسخ های ارسالی در مدت تعیین شده به هزاران عدد خواهد رسید، اما اگر همین کتاب را هر چند گران قیمت باشد، تهیه کنیم و به طور رایگان به تک تک افراد جامعه هدیه بدهیم، آن قدر در گوشه طاقچه ها می ماند تا گرد و خاک روی آن را بپوشاند.

جا دارد از اندیشمندان و ارگان های متصدی امر تبلیغ بپرسیم برای شناساندن درست اهل بیت به اقشار جامعه چه کرده اند و برای سیراب کردن انسان های شیفته ای که با ایمان خود و با تمام وجودشان در راه اهل بیت در تلاشند، چه اندیشیده اند .

آیا سرودن چند قطعه شعر یا اجرای برنامه های کوتاه و سطحی که گاهی اوقات شتاب زده تهیه می شود و از رسانه ها پخش می گردد و یا ستایش ها و تجلیل های تکراری - با توجه به حساسیت ها و موقعیت کنونی کشور و انقلاب - تناسبی با فرهنگ اهل بیت دارد؟!

زندگی در پرتو محبت اهل بیت

مرتضی عرب، شماره اشتراک 529، از محلات

پاک ترین، سالم ترین و پربارترین زندگی ها، همان زندگی چهارده معصوم است. اگر در تمام جهان و زوایای تاریخ گذشتگان و معاصران به کنکاش بپردازیم، سالم تر و سازنده تر از زندگی جذاب و روح بخش معصومان نخواهیم یافت. بنابر این باید به شناخت زندگی آنان روی آوریم. به اعتقاد شیعه، آن کس که امام علی (ع) را نشناسد، پیامبر اکرم و مکتب ناب او را نخواهد شناخت، چرا که امام علی (ع) باب علم نبوت است و کسی که می خواهد وارد شهر شود، باید از در آن وارد گردد. امامان، اوصیای دوازده گانه پیامبر اسلام و آیینه تمام نمای سیمای معنوی آن حضرت و اسلام می باشند و مطابق حدیث ثقلین، آنان در کنار قرآن، دو یادگار گران بهای نبی اکرم به شمار می روند.

از طرفی، بر اساس مبانی شیعه اگر زندگی ما در جهت شیوه زندگی و سیره امامان نباشد، پوچ و بیهوده خواهد بود و این نکته از روایات فراوانی به دست می آید که ما به دو نمونه اشاره می کنیم:

امام صادق (ع): آن که ما را شناخت، مؤمن است و آن که ما را انکار کرد، کافر است و آن که ما را نشناخت ولی انکار نکرد، گمراه است.(33)

امام باقر (ع): «هر دین داری که خود را در عبادت خدا به زحمت اندازد ولی اعتقادی به امامت امامانی که خدا تعیین کرده است نداشته باشد، زحمت او در راه انجام عبادت قبول نمی شود و گمراه و سرگردان است و خداوند با اعمال او مخالف است.»(34)

ضرورت تقویت جاذبه های اجتماعی محبّان

مرضیه ولی پور، شماره اشتراک 8044، از اهر

رهنمودهای قاطع و صریح امامان برای شیعیان هر عصر، راه و روش روشنی ترسیم کرد تا در امروز و فردای جامعه اسلامی، هرگز صف شیعیان از صفوف اکثر جامعه جدا نشود و آنان به طور فعال، پر نشاط و پر شتاب برای پیشبرد اصل اسلام و مصالح مسلمانان کوشا باشند. از این رو شیعیان درهر دوره، همواره در صحنه های مختلف و در نبردهای آزادی بخش بر ضد نظام های طاغوتی عصر خویش شرکت کردند و در این راه از بذل جان و مال دریغ ننمودند. آن چه مسلّم است این که شیعه چیزی غیر از اصول و مبانی و تعالیم اسلام ندارد، بلکه در شکل واقعی و راستینش، پاسدار اصول اسلامی و خواستار حکومت حق و اجرای عدالت است.

خاستگاه شیعه، دفاع از اسلام و ولایت و عدل است. در تمام برخوردها و درگیری های شیعیان با حکّام جبّار، هدف های والایی چون: مبارزه با ظلم، ذلت، بردگی، حق کشی و دفاع از حکومت حق و ولایت اهل بیت تجلّی می کند. امام صادق (ع) شیعیان خویش را به ارائه الگوهای رفتاری برای جذب مخالفان توصیه می کرد تا همواره تربیت یافتگان مکتب جعفری، باعث افتخار و سربلندی باشند. آن حضرت به دوستان و پیروان خود می فرمود: «با قبیله های خود رفت و آمد داشته باشید، بر مرده آنان نماز بخوانید، مریضان آنها را عیادت کنید و حقوقشان را ادا نمایید. همانا فردی از شما هنگامی که صاحب تقوا و ورع در دین و صادق در گفتار و رفتار خویش باشد، ادای امانت کند و صاحب حُسن خلق با مردم باشد، گفته می شود: این، جعفری است، پس این سخن، مرا مسرور و شادمان می کند.»(35)

ویژگی های والای شیعیان، حقانیت آنان و حساسیت دشمنانشان موجب گردیده بود که از آغاز تمایز تفکر شیعی، پیشوایان بصیر و معصوم (علیهم السلام) لحظه ای از سامان دهی، پرورش روحی و معنوی، حفظ بنیان های ارزشی و تقویت جاذبه های اجتماعی شیعیان غافل نشوند و همواره در رشد و شکوفایی آنان تلاش نمایند.

پیشوایان شیعه با اقتدا به رسول اکرم (ص) توانستند شیرینی شناخت و دل نشینی معرفت ناب شیعی را در ذائقه جان های پاکان سرازیر ساخته و بر غنای ارزش های الهی آنان بیفزایند. امیر مؤمنان علی (ع) در توصیف شیعیان می فرمایند: «شیعیان ما عارفان به خدا، عاملان به اوامر الهی، اهل فضایل و صفات نیک، گویندگان سخنان صواب و صحیح، دارای غذایی اندک و لباس هایی متوسط هستند. کسانی که شیوه آنان تواضع است و دارای حلم و بردباری، تهجّد و عبادت در شب ها، اشک ریزان از خوف خدا و عفت باطن هستند؛ اینان پاک ترین پیروان من و برادران عزیز و گرامی من هستند. چقدر دوست دارم آنان را ببینم.»(36)

چرا پیامبر و ائمه الگو هستند

فیروزه ثقفی دلیر، شماره اشتراک 11795، از بناب

قرآن و احادیث همواره بهترین الگوها را معرفی می کنند و هیچ شکی نیست که پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) مصداق اتمّ و اکمل آن می باشند. و این بدان دلیل است که آن بزرگواران به مقامی رسیده اند که عصمت دارند؛ یعنی هیچ گونه خطا و گناهی در اعمال و گفتارشان وجود ندارد. قرآن درباره آنها می فرماید: «انّما یرید اللّه لیذهب عنکم الرّجس اهل البیت و یطهّرکم تطهیراً؛ خداوند می خواهد هر پلیدی را از شما دور کند و شما را از هر عیبی پاک و منزّه گرداند.»

قرآن و احادیث معصومان بهترین و مطمئن ترین منبع تربیتی ما هستند. امام علی (ع) در نهج البلاغه این الگوها را به ما معرفی نموده اند: «و لقد کان فی رسول الله (ص) کافٍ لک فی الاسوة؛(37) و همانا رسول خدا (ص) الگوی خوبی برای شماست». باز در همان خطبه می فرماید: «شما باید پیامبر اسلام را که پاک و مطهّر است، الگوی خود قرار دهید، زیرا آن حضرت، الگوی کسانی است که در جست و جوی آن بوده و می خواهند به تکیه گاهی اعتماد داشته باشند. محبوب ترین بندگان نزد خداوند، کسانی هستند که پیامبر (ص) را الگوی خود قرار دهند.»

اهل بیت و ائمه (علیهم السلام) محبوب دل ها و معشوق انسان ها هستند. سؤالی که در این جا مطرح می شود این است که چرا این بزرگواران همه دل ها را شیفته خود کرده اند و چرا اصلاً آنها را مرده احساس نمی کنیم؟

بهترین جوابی که می توانیم به این سؤال ها بدهیم این است که ملاک دوستی آنها، جسم شان نیست، زیرا جسم آنها اکنون در بین ما نیست، بلکه فداکاری ها و از خود گذشتگی ها، تواضع و ادب، مهربانی و ضعیف پروری، عدالت و آزادگی و آزادی خواهی، احترام به انسان ها و مروّت و مردانگی آنهاست که ایشان را برای انسان ها محبوب قرار داده است.

با وجود تمام این ویژگی ها، اگر آنها رنگ الهی نمی داشتند، مسلّماً مردم این چنین عاشقانه آنها را دوست نمی داشتند. دل های ما به طور ناخودآگاه در اعماق خویش با حق پیوستگی دارد و چون اهل بیت را آیت بزرگ حق و مظهر صفات او می یابند، به آنها عشق می ورزند.

آغاز فرقه گرایی

حسن میرزایی، شماره اشتراک 2774، از رشت

ائمه معصومین (علیهم السلام) اجرای سیره پیامبر (ص) را برای امت آن حضرت لازم می دانستند. در مقابل، وظیفه حکومت اسلامی را نیز رعایت احکام آسمانی اسلام و حفظ و اجرای کامل آن بر می شمردند، ولی حکومت های وقت که پس از پیامبر روی کار آمدند، پای بند رعایت کامل احکام اسلام و متابعت از سیره پیامبر (ص) نبودند بلکه بر اساس خواسته های سیاسی و نفسانی خود، احکام و قوانین الهی را تفسیر می کردند. این رفتار حاکمان موجب شد تا افرادی سودجود در دین الهی رسوخ نمایند و با دین های خود ساخته، زمینه حُب و بغض هایی را فراهم نمایند و طرف دارانی را نیز دور خود جمع کنند. و بدین ترتیب ریشه اختلافات و فرقه گرایی بعد از پیامبر اکرم (ص) آغاز شد. امیر مؤمنان علی (ع) درباره آنها می فرماید: «این دین اسیر دست اشرار و وسیله هوس رانی و دنیاطلبی گروهی بوده است.»(38)

بر همین اساس، عصر به عصر و نسل به نسل این اختلافات که ریشه در پیروی از نفس داشت، تقویت و فزونی یافت تا هم اینک که در جمعیت یک میلیارد نفری مسلمانان فرقه های مختلفی از شیعه و سنی وجود دارد که هر یک به استناد حدیث و روایتی، فرقه خود را حق و دیگر فِرق را شایسته پیروی و طریق هدایت نمی دانند.

یکی از مشکلاتی که ما امروز در جهان اسلام داریم ناشی از همین گروه گرایی و عدم وحدت رویه در پیروی از شریعت نبوی است که باعث شده استکبار و شیاطین بر ذخایر مادی و معنوی مسلمانان دست یازیده و به اساس حکومت و کیان و استقلال و شریعت آنان حمله کنند.

انشعاب بعد از رحلت پیامبر اکرم (ص)

مهوش آجیلی، شماره اشتراک 1118، از سنقر

در حقیقت انشعاب مسلمانان به این دلیل بود که آنان اکثراً ظاهربین بودند. عده ای از بزرگان صحابه و پیرمردهای سابقه دار اسلام راهی را رفتند که نباید می رفتند، اما عده کمی نیز بودند که وصیت پیامبر را پذیرفتند و پروانه وار دور علی (ع) را گرفتند و شخصیت ها را رها کردند؛ مانند سلمان فارسی، ابوذر غفاری، مقداد، عمار، بلال و... اینان مردمی بودند اصولی و دین دار که این درک و فهم را داشتند تا عقل و اندیشه خویش را به دست دیگران نسپارند و هیچ گاه تردید و دو دلی به خود راه ندهند.

یکی از صحابه در جنگ جمل، سخت در تردید قرار گرفته بود. از یک طرف شخصیت های بزرگ اسلام و مردان خوش سابقه را می دید که در رکاب علی (ع) وی را یاری می کردند و از طرف دیگر عایشه، همسر پیغمبر، را می دید که در مقابل حضرت علی (ع) جبهه گرفته؛ کسی که مشمول فرموده قرآن است که می فرماید: همسران پیامبر مادران امت هستند. برای این مرد بسیار تعجب آور بود که آنها رو در روی علی (ع) ایستاده اند! برایش باور کردنی نبود که طلحه و زبیر با آن حضرت بجنگند. ولی بعد از گذشت مدتی، ماهیت علی و عمار و اویس قرنی و از طرف دیگر، طلحه و زبیر و عایشه مشخص شد. آن گاه امیر المؤمنین در پاسخ آن مرد فرمود: «سرت کلاه رفته و حقیقت بر تو اشتباه شده است. حق و باطل را با میزان قدر و شخصیت افراد نمی توان شناخت.»(39)

مرجعیت ائمه در علوم مختلف

شاه حسین مطهری فرد، شماره اشتراک 1550، از رشت

در میان ویژگی ها و برجستگی های امامان (ع)، مقام علم و عصمت آنان از جای گاه برتری برخوردار است. قرآن از آنان با اوصاف «اهل الذّکر»، «الرّاسخون فی العلم»، «من عنده علم الکتاب»، «الّذین یعلمون»، «اوتوا العلم» و... یاد کرده است. در روایات، دعاها و زیارات نیز از آنان با وصف «معدن العلم»، «خزّان العلم»، «حملة کتاب الله» و... یاد شده است.(40)

عنوان «مدینة العلم» مخصوص پیامبر بوده و باب آن فقط علی (ع) و فرزندان آن حضرت هستند. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «انا مدینة العلم و علیّ بابها، فمن اراد المدینة فلیأت الباب؛ من شهر علمم و علی دروازه آن است، هر کس بخواهد به آن شهر در آید باید از دروازه آن وارد شود.»(41)

بعد علمی و آگاهی گسترده امامان (ع) در همه زمینه ها، از پایه های اساسی امانت و معیار تشخیص امام برگزیده از مدّعیان دروغینِ امامت در جامعه اسلامی شناخته شده بود. حضرت علی (ع) می فرماید: «آل محمد (ص) زنده کننده علم و دانایی و از بین برنده جهل و نادانی هستند.»(42)

با توجه به اوصاف سیاسی، فرهنگی و اجتماعی دوران زندگی ائمه معصومین (ع)، بعد علمی بعضی امامان در زمینه های گوناگون بیشتر آشکار شده است و بعضی به علت محدودیت های ایجاد شده و جو حاکم بر جامعه چندان فرصت فعالیت های علمی نداشته اند. امامان (ع) به تمام نیازمندی های بشر آگاه بودند و به تمام سؤالات پاسخ می گفتند که به چند نمونه اشاره می گردد:

«در عصر خلافت ابوبکر و عمر و عثمان گروه های مختلفی از جمله مسیحیان و یهودیان نزد آنها می آمدند و پرسش هایی مطرح می نمودند که از جواب آنها درمانده می شدند و از حضرت علی (ع) استمداد می کردند. آن حضرت برای حفظ آبروی اسلام، به پرسش ها پاسخ می داد. هم چنین در امور قضا مواردی رخ می داد که همه در داوری آن درمانده می شدند و با داوری علی (ع) مسئله حل می گشت. ابوبکر می گوید: «خدا مرا برای مشکلی نگه ندارد که ابوالحسن مرا در نیابد و به دادم نرسد». عمر نیز می گوید: «اگر علی نبود، همانا عمر هلاک شده بود.»(43)

شاگردان زیادی با نژادهای گوناگون و از طوایف و مذاهب مختلف در کلاس درس امام صادق (ع) شرکت می کردند و بهره می بردند که در آن درس هایی مانند: فقه، حدیث، اصول، کلام، تفسیر، علوم طبیعی و... تدریس می شد. از میان آنها افراد برجسته ای تربیت شدند که گروهی از آنها در رشته های مختلف اسلامی تخصّص داشتند و اهل نظر بودند. یکی از شاگردان امام (ع)، هشام بن حکم بود که علامه عصر خود بود و کتاب های ارزش مندی تألیف کرد که تعداد آنها را 26 تا 31 جلد دانسته اند. جابر بن حیّان، پدر علم شیمی، یکی دیگر از شاگردان امام صادق (ع) بود که کتابی در هزار صفحه بزرگ شامل پانصد رساله در علوم مختلف تألیف نمود.»(44)

حضرت علی (ع) می فرماید: «ای مردم! از من بپرسید پیش از آن که مرا نیابید که من به راه های آسمان داناترم از راه های زمین، پیش از آن که فتنه و فساد (بنی امیه) پا بردارد و (مانند شتر سرکش از دست مالک رمیده) بر مهار خود گام نهد و خردهای اهلش را از بین ببرد.»(45)

در جایی دیگر می فرماید: «... به خدا قسم، اگر از هر چیز که واقع می شود تا روز قیامت بپرسید، من به شما خبر خواهم داد. از کتاب خدا بپرسید که به خدا سوگند، من بیش از همه می دانم که شب نازل شده یا روز، در دشت بوده یا در کوه.»(46)

نمونه ای از وسعت علم پیشوایان

ایوب محمدی، شماره اشتراک 1871، از ایوان غرب

علی بن ابراهیم از هشام روایت می کند که می گفت: بریه، از دانشمندان بزرگ نصارا بود و هفتاد سال سن داشت به طوری که همه مسیحیان به وجود او افتخار می کردند. وی مدتی عقیده اش به دین مسیحیت سست شده بود و در جست و جوی دین حق بود. به همین منظور با بسیاری از مسلمانان مباحثه کرده ولی چیزی به دست نیاورده بود. او زنی خدمت گزار داشت که مطالبش را با او در میان می گذاشت. روزی او را به حضور هشام بن حکم که از یاران خوب امام صادق (ع) بود، معرفی کردند. بریه با جمعی از نصارا به نزد هشام رفت و مشاهده نمود عده ای نزد او مشغول تلاوت قرآن می باشند. بریه به هشام گفت: «من با همه متکلّمین اسلام مباحثه کردم، ولی چیزی دست گیرم نشد. اینک نزد تو آمده ام تا با تو مناظره کنم. هشام خندید و گفت: «اگر معجزات مسیح را می خواهی، من ندارم. سپس بریه سؤالاتی را درباره دین اسلام از وی پرسید و جواب کافی شنید. آن گاه هشام از وی درباره دین مسیحیت سؤالاتی نمود، ولی نتوانست پاسخ دهد. بریه شرم سار شد و اطرافیانش از آمدن با او پشیمان شدند و هر یک به سویی متفرق گشتند.

بریه به خانه آمد و داستان را برای خدمت گزارش نقل کرد. او گفت: «اگر طالب حقّی هر کجا آن را دیدی بپذیر و سرسختی را کنار بگذار. بریه سخن او را پذیرفت و روز بعد نزد هشام آمد و گفت: آیا تو پیشوا و رهبری هم داری؟ هشام پاسخ داد: آری. بریه شرح حال او را خواست و هشام اندکی درباره نسب، عصمت، سخاوت و شجاعت امام صادق (ع) توضیح داد. سپس گفت: ای بریه! خداوند هر حجتی را که بر مردم دوران اول نصب فرموده، برای مردم دوران وسط و اخیر نیز اقامه کرده است و هیچ گاه حجت خدا و دین و سنت او از میان نمی رود.

سپس هشام به همراه بریه و خدمت گزارش برای تشرّف به خدمت امام صادق (ع) عازم مدینه شدند. آنها پس از طی مسافتی، در بین راه به حضرت موسی بن جعفر (ع) برخوردند. امام به بریه گفت: «ای بریه! علم تو به کتاب دینی ات چه مقدار است؟» عرض کرد: آن را می دانم. امام فرمودند: «تا چه حد اطمینان داری که معنای آن را بدانی؟» گفت: آن را خوب می دانم و بسیار اطمینان دارم.

سپس امام شروع به خواندن انجیل نمودند. بریه گفت: من پنجاه سال است که تو را و یا مانند تو را می جستم تا به او ایمان بیاورم. سپس بریه به همراه آن زن خدمت گزار خدمت امام رسیده و هر دو ایمان آوردند.

هشام گوشه ای از گفت و گوی میان امام صادق (ع) و بریه را چنین نقل می نماید: امام این را آیه را تلاوت فرمود: «ذریّة بعضها من بعضٍ و اللّه سمیع علیم؛(47) فرزندانی بودند، برخی از نسل برخی دیگر پدیده آمده و خدا به احوال شما شنوا و داناست». منظور دودمانِ نژاد ابراهیم و عمران است که بعضی از آنها از بعضی دیگر است.

بریه خدمت امام عرض کرد: تورات، انجیل و کتاب های پیغمبران به شما رسیده است؟ حضرت فرمودند: «اینها از خودشان به ما رسیده است؛ چنان که آنها می خواندند، ما هم می خوانیم و چنان که آنها بیان می کردند، ما هم بیان می کنیم. خداوند حجتی در زمین نمی گذارد که چیزی از او بپرسند و او بگوید: نمی دانم.»(48)

مقام ممتاز اهل بیت

سمیه اسماعیلی، شماره اشتراک 8751، از اصفهان

اهل بیت مقام ویژه ای در میان امت اسلامی دارند و از آن جا که علوم و معارف آنها از یک منبع فوق بشری سرچشمه می گیرد، نمی توان آنها را با دیگران و دیگران را با آنها مقایسه کرد.

امام علی (ع) در خطبه دوم نهج البلاغه درباره معنویت فوق العاده اهل بیت چنین می گوید: «[آنان ] جای گاه راز خدا، پناه گاه دین او، صندوق علم او، مرجع حکم او، گنجینه های کتاب های او و کوه های دین او می باشند. به وسیله آنها پشت دین را راست کرد و تزلزلش را مرتفع ساخت. احدی از امت با آل محمد قابل قیاس نیست. هرگز نمی توان کسانی را که از نعمت آنها برخوردارند با خود آنها در یک رتبه قرار داد. آنان رکن دین و پایه یقینند. تند رُوان باید به آنان (که میانه رو اند) برگردند و کند رُوان باید سعی کنند به آنان برسند. شرایط ولایت امور مسلمانان در آنها جمع است و پیغمبر درباره آنها تصریح کرده است و آنان کمالات نبوی را به ارث برده اند. این هنگام است زمانی که حق به اهلش بازگشته و به جای اهل خود منتقل گشته است.

با توجه به فرمایش امام علی (ع) می توان گفت که: اهل بیت پایه های اسلام هستند و به وسیله آنها حق به جای خود بر می گردد. آن بزرگان دین را از روی فهم و برای عمل فرا گرفته اند و حلم و بردباری شان از میزان علمشان حکایت می کند.(49) زمین هیچ گاه از حجت های الهی خالی نیست. آنان از نظر عدد کم هستند، اما از نظر منزلت در نزد خدا از همه بزرگ ترند.

ائمه، مرجع دینی مسلمانان

محمدرضا ثامنی، شماره اشتراک 650، از سنقر

اصل تبعیت از عالِم، یک اصل فطری است که در تمام امور صدق می کند و این حقیقت در خصوص زمام داری اجتماع چهره بارزتری به خود می گیرد؛ بدین معنا که زمام هدایت اجتماع باید به دست فردی سپرده شود که آگاه ترین فرد اهل زمان خود باشد.

ناخدای کشتی امت باید از قدرت تشخیص و تمیز حق از باطل، درست از نادرست و خیر از شر در حد کمال برخوردار باشد، زیرا که او راهنمای انسان ها در همه جهات و شئون زندگی آنهاست و ادای چنین وظیفه خطیری بدون بهره مندی از علم و دانش وسیع، امکان پذیر نیست. اصولاً قوام امامت و پیشوایی در مکتب وحی، به علم و دانش است، زیرا بینش توحیدی درباره رهبری جامعه اسلامی اقتضا دارد فردی که زمام امور انسان ها را به دست می گیرد به تمام مصالح و مفاسد خلق آگاه باشد تا بتواند آنها را به سوی کمال نهایی و سعادت حقیقی رهنمون گردد، پس امام باید اعلم و افضل امت باشد.

امام صادق (ع) فرمود: خداوند به واسطه ائمه دینش را روشن می کند، به وسیله آنان چشمه های دانش خودش را ظاهر می نماید. هر کس حق واجب امام را بشناسد، طعم گوارای ایمان را می چشد و فضل و زیبایی اسلام را درک می کند، زیرا خدا امام را پرچم هدایت و حجت اهل زمین قرار داد، تاج وقار و عظمت را بر سرش نهاد، نور جبار وجودش را فرا گرفته است و به وسیله سبب آسمانی تأیید می شود، مواد علومش تمام نمی شود، به چیزهایی که نزد خداست جز به وسیله اسباب نمی توان نایل شد، خداوند معرفت بندگان را قبول نمی کند، مگر به معرفت امام. امام به مشکلات وحی و معضلات سنن و مشتبهات فتنه، عالِم است. خدا همواره آنان را از نسل حسین (ع) برای مردم انتخاب می کند.(50)

امام حسن مجتبی (ع) فرمودند: ائمه از ما خواهند بود و خلافت برای غیر ما سزاوار نیست، خدا ما را در کتاب و سنت، اهل خلافت قرار داد. علم در بین ماست و اهل علم ماییم، تمام علوم نزد ما جمع است. چیزی تا قیامت حادث نمی شود حتی دیه یک خدشه، مگر این که علمش پیش ماست به املای رسول خدا (ص) و خط علی ابن ابی طالب (ع).(51)

از روایاتی که نقل شد و روایات بسیار دیگری که در این باب آمده است می توان فهمید که ائمه اطهار بسیاری از مسائل و معارف دینی را از قرآن کریم استنباط می نمودند و یکی از منابع و مدارک علمی آنان، همان کتاب آسمانی بود.

رسول خدا نیز ائمه اطهار را در کلام خود یک مرجع علمی به مسلمانان معرفی کرد و حجت بودن اقوال و اعمالشان را تأکید نمود و بارها فرمود: اگر به اهل بیت رجوع کنید و احتیاجات دینی و علمی خود را از طریق آنان کسب کنید، در ضلالت و گمراهی واقع نخواهید شد.

مرجعیت امامان در تفسیر قرآن

حبیب الله حیدری، شماره اشتراک 3007، از محمودآباد

پیامبر اکرم (ص) در حدیث معروفِ «ثقلین» اهل بیت و قرآن را در کنار هم قرار داده است. ایشان فرمود: «این دو از هم جدا نمی شوند». مسلمانان زمانی از راه درست منحرف گردیدند که میان این دو تفکیک قائل شدند. بنابراین برای تفسیر و فهم قرآن و تشریح اهداف و معارف و مقررات آن، باید به مراجع دینی اسلام مراجعه کنیم. علی (ع) می فرماید: «زود است که بعد از من بر شما روزگاری بیاید که چیزی در آن پنهان تر از حق و درستی نبوده و آشکارتر از باطل و نادرستی نباشد... حاملان قرآن آن را واگذاشته و حافظان قرآن آن را فراموش می کنند. پس در آن روز قرآن و پیروانش از جمع مردمان رانده و مهجور می گردند و هر دو با هم در یک راه روانند و پناه گاهی میان مردم ندارند. پس قرآن و اهلش در این زمان در بین مردم هستند و در عین حال در میانشان نبوده و با آنها نمی باشند.»(52)

ائمه، استوارترین منبع در تفسیر قرآن

لیلا احمدنیا برگامی، شماره اشتراک 8224، از قزوین

برترین منبع تفسیر قرآن برای شیعه، روایات تفسیری و احادیثی است که به طریق معتبر از پیامبر اکرم (ص) یا ائمه اطهار رسیده است.(53)

روایات و احادیث موجود تردیدی باقی نمی گذارد که در فهم و تفسیر قرآن، پس از تدبّر در خود قرآن، باید به سنّت معصومان (ع) مراجعه کرد و با نگریستن در قول و عمل آنان، راه حق را دریافت، زیرا از یک سو وسعت دانش آدمی در حدّی نیست که بتواند به تنهایی مفاهیم و معانی دین و کتاب خدا را دریابد و پاسخ همه سؤالات خود را به دست آورد؛ از دیگر سو گستردگی دانش و معرفت پیامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) و ارتباط مستقیم آنان با منبع وحی، گویای این مطلب است که در تبیین و تفسیر معارف قرآن و دین، مطمئن ترین و استوارترین مرجع به شمار می روند.

پیامبر (ص) فرمود: «مَثَل اهل بیت من در میان شما، مَثَل باب حطه بنی اسرائیل است که هر که در آن داخل شد، آمرزیده گشت.»(54) و باز فرمود: «مَثَل اهل بیت من، مَثَل کشتی نوح است در قومش؛ هر که در آن سوار شد، نجات یافت و هر که از آن تخلف کرد، غرق شد.»(55)

امام باقر (ع) فرموده است: جز پیامبر (ص) و اوصیای او کسی را سزا نیست که ادعا کند ظاهر و باطن تمام قرآن نزد اوست. از جمله علومی که به ما داده شده، علم تفسیر و احکام قرآن و حوادث زمان است که اگر رازْ نگه دارنده ای را می یافتیم حتماً لب به سخن می گشودیم.(56)

ائمه اهل بیت (ع) سینه هاشان آکنده از علم و دانش فراوان است و آیه شریفه «بل هو آیات بینات فی صدور الذین اوتوا العلم»(57) در شأن و مقامشان نازل شده است. آنان کسانی اند که کتاب الهی را در دست دارند، به نیکی تلاوت می کنند و بدان ایمان دارند: «الذین اتیناهم الکتاب یتلونه حقّ تلاوته اولئک یؤمنون به.»(58)

عوامل رسیدن به مطلوب در توسل به اهل بیت

محمد هاتفی، شماره اشتراک 11622، از اهر

1 - الگوپذیری از اهل بیت: همه مردم خصوصاً جوانان الگوپذیر بوده و رفتار و گفتار دیگران را سرمشق خود قرار می دهند. بعضی از الگوهای کاذب استفاده می کنند، اما برخی که از درک و فهم بالاتری برخوردارند و نور الهی در دل و قلب آنها تابیده، از قرآن و کلام ائمه (ع) الگوپذیری دارند. اگر جوانان جای گاه رفیع و آموزه ها و روش های امامان را در زندگی بشناسند، مجذوب آنها خواهند شد. در تعالیم دینی سفارش شده که مردم ائمه اطهار (ع) را الگو قرار دهند. در قرآن، پیامبر اسلام (ص) الگوی حسنه معرفی شده و حضرت نیز همگان را به الگوگیری از اهل بیت (ع) فراخوانده و فرموده اند: اهل بیت من میان حق و باطل جدا می کنند و پیشوایانی هستند که باید به آنها اقتدا کرد.

اگر مراکز تربیتی و فرهنگی به طور دقیق و صحیح درباره زندگانی ائمه اطلاع رسانی کنند و فضای آنها از عطر و بوی کلام و سخنان ائمه (ع) پر شود، جذابیت ویژه ای پیدا می کند. هر انسان عاقلی که در پی رسیدن به آن منابع الهی و نورانی است با کمی سعی و کوشش و همتی بلند و با توسل جستن به آن منابع نورانی راه خود را پیدا کرده و با چنگ زدن به حبل الله المتین، دنیا و آخرت خود را آباد می سازد.

2 - مداومت در زیارت و توسل به ائمه اطهار (ع): انسان برای موفقیت در هر کاری وظیفه دارد تلاش و کوشش داشته باشد. تا جدیّت در درس نباشد قبولی آخر سال عاید انسان نمی شود. اگر آدمی در کار و زندگی سختی به خود ندهد و تحمل شداید را نداشته باشد، موفق نمی شود. در زیارت و توسل به آن بزرگواران نیز تا انسان اصرار نورزد، در به رویش باز نمی شود. مگر نه این است که خداوند تعالی فرمودند: «ادعونی استجب لکم» و یا فرمودند: «من نیاز بندگان مؤمن خود را برآورده نمی سازم، چون صدای مناجات و خواهش آنها را دوست دارم». پس ائمه اطهار (ع) واسطه فیض الهی هستند و باید از آنها بخواهیم و اصرار داشته باشیم. اعتقاد ما شیعیان به آن ائمه (ع) کمتر از افراد غیر شیعه نبوده و نیست، زیرا آنها با هر مشکلی مواجه می شوند به سراغ ائمه ما می آیند، پس چرا ما غافلیم!

پی نوشت ها:

1) برگرفته از: اخلاق در قرآن، ج 1، ص 358 و 359.

2) ترجمه مصباح الشریعه، باب اول، ص 14.

3) اخلاق در قرآن، ج 1، ص 358.

4) بحارالانوار، ج 17، ص 13.

5) مرتضی مطهری، جاذبه و دافعه علی (ع)، ص 24.

6) شرح اشارات بوعلی، ج 3، ص 383 (طبع جدید).

7) صدر المتألهین، شواهد الربوبیه، ص 147.

8) به نقل از: صدر المتألهین، مفاتیح الغیب، ص 293.

9) تحریر تمهید القواعد، ص 2.

10) فرقان (25) آیه 57.

11) سبأ (34) آیه 47.

12) همان.

13) شوری (42) آیه 23.

14) اسد الغابة، ج 4، ص 23.

15) حلیة الاولیاء، ج 1، ص 63.

16) الریاض النضرة، ج 2، ص 219.

17) الصواعق المحرقة.

18) مانند آیه 33 سوره احزاب (آیه تطهیر) که طبق روایات صحیح و متقن، در شأن علی، زهرا و حسنین (علیهم السلام) نازل شده است. هم چنین بر اساس تفاسیر قرآن، مراد از نعمت در آیه 28 سوره ابراهیم (گناهان کبیره، ج 2، ص 354) و مراد از نعیم در آیه 8 سوره تکاثر (زندگانی فاطمه زهرا و زینب کبری، نوشته شهید دستغیب، ص 129) حبّ اهل بیت (علیهم السلام) می باشد.

19) آل عمران (3) آیه 31.

20) همان، آیه 103.

21) آیة الله موسوی اصفهانی، مکیال المکارم، ج 1، ص 639.

22) برگرفته از: حسین مظاهری، جهاد با نفس، ج 4 - 3، ص 45.

23) مرتضی مطهری، جاذبه و دافعه علی (ع)، ص 49.

24) برگرفته از: محمد داوودی، نقش معلم در تربیت دینی.

25) فخر رازی، التفسیر الکبیر، ج 27، ص 166.

26) شبلنجی، نورالابصار، ص 104.

27) فخر رازی، التفسیر الکبیر، ج 27، ص 166؛ زمخشری، الکشاف، ج 4، ذیل آیه 23 از سوره شوری.

28) سلسلة الذهب.

29) داوود الهامی، امامان اهل بیت (ع) در گفتار اهل سنّت، ص 30 - 29.

30) محمدجواد باهنر، سخنی چند درباره خداشناسی، ص 23 - 22.

31) محمد دشتی، ترجمه نهج البلاغه، ص 248- 240.

32) میزان الحکمه، ح 15248.

33) اصول کافی، ج 1، ص 187.

34) همان، ص 183.

35) بحارالانوار، ج 7، ص 179.

36) همان، ج 78، ص 29.

37) احزاب (33) آیه 33.

38) نهج البلاغه فیض الاسلام، نامه 53، ص 1010.

39) روضة الواعظین، ص 31؛ به نقل از: مرتضی مطهری، جاذبه و دافعه علی (ع).

40) علی رفیعی، زندگانی امام رضا (ع)، ص 61.

41) میزان الحکمه، ج 1، ص 209.

42) نهج البلاغه، خطبه 239.

43) محمد محمدی اشتهاردی، سیره چهارده معصوم، ص 144 - 139؛ سیدمحمد تیجانی سماوی، آنگاه هدایت شدم، ص 241.

44) محمد محمدی اشتهاردی، سیره چهارده معصوم، ص 566 - 565.

45) سیدمحمد تیجانی سماوی، آنگاه هدایت شدم، ص 241.

46) نهج البلاغه، خطبه 231.

47) آل عمران (3) آیه 34.

48) اصول کافی، ج 1، ص 329 و 330.

49) نهج البلاغه، خطبه 227.

50) ینابیع المودة، ص 426 و 57؛ اصول کافی، ج 1، ص 202.

51) طبرسی، احتجاج، ج 2، ص 6.

52) نهج البلاغه، خطبه 147.

53) مهسا فاضلی، جایگاه امام علی (ع) در تفسیر و علوم قرآنی.

54) مجمع الزوائد هیثمی، ج 9، ص 168.

55) مستدرک حاکم، ج 3، ص 151.

56) اصول کافی، ج 1، ترجمه حاج سید جواد مصطفوی.

57) عنکبوت (29) آیه 49.

58) بقره (2) آیه 121.


منبع : پایگاه حوزه

دسته بندی : مذهبی؛اخلاق و عرفان , مذهبی؛چهارده معصوم , مذهبی؛خداشناسی ,
 

آخرین مطالب

» دانلود آهنگ "سلام عشق من،سلام دلخوشی"/امید معنوی/امام رضا (ع)/صوتی 3.8 مگابایت ( یکشنبه 24 مرداد 1395 )
» تخمین مسافت ( پنجشنبه 13 اسفند 1394 )
» تخمین مسافت طولی ( پنجشنبه 13 اسفند 1394 )
» سنگر شناسی ( چهارشنبه 12 اسفند 1394 )
» جزوه رزم انفرادی ( چهارشنبه 12 اسفند 1394 )
» آموزش نصب و بوت دوگانه سیستم‌عامل اوبونتو در کنار اندروید ( چهارشنبه 30 دی 1394 )
» دانلود و آموزش برنامه Bluestacks ( دوشنبه 7 دی 1394 )
» نصب سیستم عامل آندروید بر روی کامپیوتر ( دوشنبه 7 دی 1394 )
» دستورات ترمینال لینوکس بصورت کامل ( شنبه 5 دی 1394 )
» مرجع دستورات ترمینال لینوکس ( شنبه 5 دی 1394 )
» برترین توزیع های لینوکس در کاربری های مختلف 2014 ( شنبه 5 دی 1394 )
» کدام توزیع لینوکس را نصب کنم؟ ( شنبه 5 دی 1394 )
» دانلود کتاب عصر ظهور ( جمعه 27 آذر 1394 )
» دیدگاه آیت الله وحید در باره ولایت فقیه ( دوشنبه 23 آذر 1394 )
» تصویر و وصیتنامه شهید علی ناظری ( دوشنبه 23 آذر 1394 )
» جوانان و محبت اهل بیت (ع) ( جمعه 20 آذر 1394 )
» شعارهای حسینی 2 ( دوشنبه 3 فروردین 1394 )
» شعارهای حسینی 1 ( دوشنبه 3 فروردین 1394 )
» آیا خدا وجود دارد؟ ( سه شنبه 15 مرداد 1392 )
» دانستنی هایی از قران و نماز ( سه شنبه 15 مرداد 1392 )
» انگشت نگاری در قرآن ( جمعه 11 مرداد 1392 )
» تعدادی از معجرات علمی قرآن کریم ( جمعه 11 مرداد 1392 )
» 12 اشاره ی علمی قرآن ( جمعه 11 مرداد 1392 )
» قرآن و عسل ( جمعه 11 مرداد 1392 )
» ساختار موتور های پله ای چیست ؟ ( سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 )
» سیم پیچ تسلا چیست؟ (Tesla Coil) ( سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 )
» در سینه ات نهنگی می تپد! ( سه شنبه 22 اسفند 1391 )
» شعر "کوچه" از "فریدون مشیری" ( سه شنبه 22 اسفند 1391 )
» خرم خاتون و سلطان سلیمان عثمانی-جنگ عثمانی با صفویان ( چهارشنبه 16 اسفند 1391 )
» سلطان صلاح الدین ایوبی ( سه شنبه 15 اسفند 1391 )